فیلیپ زیمباردو

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به: ناوبری، جستجو

فیلیپ زیمباردو (Philip Zimbardo)
زادروز نیویورک 1933م
ملیت امریکایی
نام‌های دیگر فیلیپ جورج زیمباردو
تحصیلات و محل تحصیل اخذ مدرک کارشناسی ارشد در 1955 و دکترا در 1959 در رشتۀ روان‌شناسی از دانشگاه ییل
شغل و تخصص اصلی روان‌شناس
شغل و تخصص های دیگر استاد دانشگاه
فعالیت‌های مهم بنیان‌گذار و رئیس پروژۀ تخیل قهرمانانه- شناخته شده برای آزمایش زندان استنفورد (1971)
آثار  اثرات شیطانی؛ پارادوکس زمان
گروه مقاله روانشناسی و روانپزشکی

فیلیپ زیمباردو در سال 2017
پوستر فیلم «آزمایش» (the experiment) که در سال 2010 درباره‌ی آزمایش روان‌شناختی فاجعه‌بار زیمباردو ساخته شد.
فیلیپ زیمباردو (1933-  )   (Philip Zimbardo)

(نام کامل: فیلیپ جورج زیمباردو[۱]) روان‌شناس امریکایی و استاد بازنشستۀ دانشگاه استنفورد[۲]. برای طراحی یکی از بحث‌برانگیزترین و خطرناک‌ترین آزمایش‌های روان‌شناختی، یعنی آزمایش زندان استنفورد[۳] (1971) شناخته شده است که سرپرست آن نیز بود. او همچنین بنیان‌گذار و رئیس پروژۀ تخیل قهرمانانه [۴] است.

زیمباردو در 23 مارس 1933 در نیویورک[۵] متولد شد. پدر و مادرش اهل سیسیل[۶] ایتالیا بودند و پیش از تولد او، از یک روستای کوچک نزدیک سیسیل به امریکا مهاجرت کردند. پدرش تکنسین برق بود و مادرش خانه‌دار. فیلیپ، دو برادر و یک خواهر داشت. در اوایل زندگی، در فقر  و تبعیض رشد کرد. اغلب با برخی نژادها و قومیت‌های دیگر، مانند یهودیان، یا  اهالی پوئرتوریکو[۷]، اشتباه گرفته می‌شد. زیمباردو گفته است که این تجربیات منفی در اوایل زندگی‌اش، کنجکاوی او را در مورد رفتار مردم برانگیخت و بعدها بر تحقیقات او تأثیر گذاشت. او دهه‌ها در مورد رفتارهای فرقه‌ای و کنترل ذهنی تحقیق کرد. همچنین، بعدها وجود فشار موقعیتی و دیگر وقایع اسف‌بار در زندان ابوغریب[۸] را تصدیق کرد.

زیمباردو بیشتر دوره‌ی حرفه‌ای خود را مشغول پژوهش روی این موضوع بود که چگونه مردم در موقعیت‌های مشخص (نظیر موقعیتِ قرار گرفتن در زندان)، تغییر رفتار می‌دهند و به‌صورتی غیرمنتظره رفتار می‌کنند. او در همان مدرسه‌ای تحصیل کرد که استنلی میلگرام[۹] نیز آ‌ن‌جا درس می‌خواند. او و میلگرام زمانی با هم همکلاسی بودند و هر دو، در موضوع سنجش میزان فرمانبرداری افراد از اقتدار یا اتوریته، تحقیقات بسیار مهم و مناقشه‌برانگیزی انجام دادند.

او در کالج بروکلین[۱۰] دوره کارشناسی خود را گذراند و در سال ۱۹۵۴ در رشته‌های روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی فارغ‌التحصیل شد. مدرک کارشناسی ارشد خود را در 1955 و مدرک دکترا را در 1959 در رشتۀ روان‌شناسی از دانشگاه ییل[۱۱] دریافت کرد و نیِل ای. میلر[۱۲] استاد مشاورش بود. پیش از ورود به دانشگاه استنفورد، در دانشگاه‌های متعددی به عنوان استاد و پژوهشگر به فعالیت مشغول بود.

در نهایت، او در ۱۹۶۸ وارد دانشگاه استنفورد شد و در ۱۹۷۱ در همین دانشگاه، آزمایشی را به انجام رساند که تا به امروز به عنوان «خطرناک‌ترین آزمایش روان‌شناسی» شناخته می‌شود. زیمباردو آزمایش زندان استنفورد را با این انگیزه طراحی کرد که اثر قدرت دادن به یک گروه در مقابل گروهی دیگر را بررسی کند. برای این منظور، او زیرزمین دانشگاه استنفورد را به شکل زندان طراحی کرد و دو گروه از افراد معمولی را، در دو دسته‌ی «زندانی» و «زندان‌بان»، از یکدیگر تفکیک کرد. آزمایش برای دو هفته طراحی شده بود اما بعد از 6 روز، به‌علت بروز خشونت‌های بسیار از سوی گروه «زندان‌بان‌ها» به‌ناچار متوقف شد. همچنین، رفتارهای خاصی نظیر شورش، خشم و افسردگی در گروه «زندانی‌ها» پدیدار شد که بسیار شبیه به زندانی‌های واقعی بود. عجیب این‌که، کسانی که در نقش «زندان‌بان» بودند، با این‌که دستورالعمل‌ها و محدودیت‌های مشخصی برای برخورد با «زندانی‌ها» داشتند، اما پس از گذشت تنها چند روز، محدودیت‌ها را نادیده گرفتند و مجازات‌هایی برخلاف قرار قبلی را برای زندانیان اِعمال کردند.

زیمباردو می‌خواست بداند که آیا ارتکاب به این خشونت‌ها، به علت شخصیت‌های ذاتی افراد رخ می‌دهد یا این‌که بیشتر به محیط و شرایط زندان مربوط می‌شود. او این‌طور نتیجه گرفت که طی یک زمان بسیار کوتاه، هم «زندان‌بان‌ها» و هم «زندانی‌ها» در نقش‌های جدید خود فرو می‌روند و البته «زندان‌بان‌ها» بسیار سریع‌تر خود را با نقش جدیدشان سازگار می‌کنند و حتی از قدرت‌شان سوءاستفاده می‌کنند. او دریافت که مردم به راحتی خود را با نقش‌های اجتماعی که از آن‌ها انتظار می‌رود بازی کنند، مطابقت می‌دهند؛ به‌ویژه اگر این نقش‌ها، کلیشه‌ای باشند. در سال 2010، فیلم the experiment درباره‌ی همین آزمایش روان‌شناختی و ابعاد وحشتناک و تراژیک آن، به کارگردانی پُل شرینگ[۱۳] و با بازی آدرین برودی[۱۴] و فارِست ویتیکر[۱۵] ساخته شد.

در سال 2008 زیمباردو کار بر روی یک نظریۀ جدید با عنوان "سندرم شدت اجتماعی"[۱۶] را، با همکاری سارا برونسکیل[۱۷] و آنتونی فرراس[۱۸]، آغاز کرد. «سندرم شدت اجتماعی» یک اصطلاح جدید برای توصیف و قاعده‌مند کردن تأثیرات فرهنگ نظامی بر سربازان است. زیمباردو و همکارانش قصد داشته‌اند تا نشان دهند که محیط خشک و خشن و تحمیل‌کننده‌ی ارتش، باعث بروز رفتارهای به‌شدت (به‌اصطلاح) «مردانه» می‌شود.

دکتر فیلیپ زیمباردو در سال ۱۳۹۵ ش. مهمان سومین «کنگرۀ روان‌شناسی اجتماعی ایران» در تهران بود و برای ارائه‌ی سخنرانی در مورد مفهوم روان‌شناختی زمان به شیراز نیز سفر کرد.

از جمله کتاب‌های او: اثرات شیطانی[۱۹]: درک چگونگی تبدیل‌شدن افراد خوب به شیطان؛ پارادوکس زمان[۲۰] (که در آن این عقیده را مطرح می‌کند که زندگی ما بر طبق دیدگاه‌مان از زمان شکل می‌گیرد).

 

منابع:

https://zimbardo.socialpsychology.org/

https://en.wikipedia.org/wiki/Philip_Zimbardo

 


 

  1. Philip George Zimbardo
  2. Stanford University
  3. Stanford prison experiment
  4. Heroic Imagination Project
  5. New York
  6. Sicily
  7. Puerto Rico
  8. Abu Ghraib Prison
  9. Stanley Milgram
  10. Brooklyn College
  11. Yale University
  12. Neal E. Miller
  13. Paul Scheuring
  14. Adrien Brody
  15. Forest Whitaker
  16. (Social intensity syndrome (SIS
  17. Sarah Brunskill
  18. Anthony Ferreras
  19. The Lucifer Effect
  20. The Time Paradox