تغییرات

پرش به ناوبری پرش به جستجو

فرانسوی، هنر

۳۲ بایت حذف‌شده، ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۲۳
بدون خلاصه ویرایش
فَرانسوی، هنر (French art)<br/>[[پروندهFile: 33052300.jpg | بندانگشتیthumb|کليساي جامع نتردام پاريس]]نقاشی، مجسمه‌سازی، و هنرهای تزیینی فرانسه. فرانسه، به‌منزلۀ زادگاه&nbsp;گوتيک<ref>Gothic</ref>۱، ، کانون مجسمه‌سازی و تذهیب نسخ خطی در قرون وسطا، و از قرن ۱۵م در پرده‌های نقش‌بافت<ref>tapestry</ref>۲، بود. نقاشی قرن ۱۷ فرانسه تحت سلطۀ کلاسی‌سیسم<ref>Classicism</ref>۳ ایتالیایی‌وار کلود لورن<ref>Claude Lorrain</ref>۴ و نیکلا پوسن۵ شکوفا شد؛ متعاقب آن شیوۀ روکوکو۶ با صحنه‌های نشاط‌انگیزش از طبقات مرفه، پس از وقوع انقلاب فرانسه۷ جای خود را به نئوکلاسی‌سیسمِ۸ ژاک ـ لوئی داوید۹ و ژان دومینیک انگر۱۰ سپرد. در قرن ۱۹ رمانتیسم۱۱ مسلط بر فضای هنری به سبک‌های دیگری جای سپرد، که رئالیسم۱۲ و امپرسیونیسمِ۱۳ نقاشانی همچون کلود مونه۱۴، اوگوست رنوار۱۵، و آثار ژرژ سورا۱۶، پل سزان۱۷ و سرانجام هنر مدرن۱۸ قرن ۲۰ از آن جمله‌‌اند. هانری ماتیس۱۹ با شیوۀ فوویسم۲۰، ژرژ براک۲۱ با شیوۀ کوبیسم۲۲، و اوگوست رودَن۲۳ در مجسمه‌سازی، از پیش‌گامان هنر مدرن فرانسه بودند. از میانۀ قرن ۱۹ تا میانۀ قرن ۲۰، پاریس کانون هنری غرب بود. در میان کهن‌ترین بقایای پیش‌تاریخی، نقاشی‌های غار لاسکو۲۴ در جنوب فرانسه (۱۸۰۰۰پ‌م) درخور ذکرند. از دورۀ سلتی۲۵ (قرن ۵پ‌م تا قرن اول م) اشیای دست‌ساز بسیار، و از دوران اشغال خاک فرانسه به‌دست رومیان (قرن اول تا ۵م) علاوه‌بر اشیای دست‌ساز، بناهای توجه‌برانگیزی هم باقی مانده‌اند. در دوره‌های پادشاهی اوتونی۲۶ و کارولنژیان۲۷، قدرت و ثروت رو‌به رشد کلیسای مسیحی، شکل‌گیری فرهنگ ملّی را میّسر ساخت.
'''دورۀ رومی‌وار (از قرن ۱۰ تا قرن ۱۲م).''' هنر رومی‌وار، نخستین شیوۀ هنری شاخص فرانسوی بود. بناهای عظیم کلیساها، کلیساهای جامع، و صومعه‌ها، به رشد هنرهای فرعی نیرویی تازه بخشید؛ چراکه بناها و اجتماعات دینی به محصولاتی همچون آثار فلزی، بافته‌ها، و نسخ خطی مُذهّب نیاز داشتند. مجسمه‌سازی نیز از برجسته‌ترین دستاوردهای آن دوران بود که شکل‌های گویا و بسیار چکیده‌نمایی۲۸ شده را تا حدّی از تصاویر نسخ خطی برمی‌گرفت؛ از آن زمره مجسمه‌های کلیسای جامع اوتون۲۹ و صومعه‌های کلونی۳۰، موئاساک۳۱، و سویاک۳۲ درخور ذکرند. لعاب‌کاری با اسلوب ''لعاب مینای شیاری''۳۳ تکامل یافت؛ این لعاب، در شهر لیموژ۳۴ ساخته می‌شد.
'''قرن ۱۵م'''. در پایان قرون وسطا که شیوه‌های گوتیک با نیازهای تغییریابندۀ جامعه انطباق یافت، مکتب‌های محلّی در هنر نقاشی شکل گرفت و نخستین نقاشان نام‌آور پدیدار شدند: در پرووانس۳۹، نیکلا فرومان۴۰؛ در بورگونی و شمال، سیمون مارمیون۴۱ (ح ۱۴۲۲ـ ۱۴۸۹م)؛ در لوآر۴۲، ژان فوکه۴۳ و ژان بوردیشون۴۴ (ح ۱۴۵۷ـ۱۵۲۱م)؛ نقاش مشهور به متر دو مولن۴۵ (که از ۱۴۸۰ تا ۱۵۰۰م فعالیت داشته است)، ژان پرآل۴۶ (ح ۱۴۵۷ـ۱۵۳۰م). ژان فوکه، تک‌چهره‌ساز دربار، برجسته‌‌ترینِ آنان است که واقع‌گرایی دقیق آثارش از نقاشی هلندی۴۷ تأثیر دارد. مینیاتورهای فوکه و برادران لمبور۴۸، خالقان کتاب دعای مصور ''ایام پربرکت دوک دو بری''۴۹، نشان‌دهندۀ طبیعت‌گرایی۵۰ عالی و نوآوری در تزیین‌کاری‌اند. پرده‌های نقش‌بافت ممتازی نیز در این دوره بافته شد. در آن زمان با کاهش سفارش‌های کلیسایی، مجسمه‌سازان موقعیّتی برای هنرآفرینی نداشتند.
'''رنسانس''' (رنسانس۵۱) (قرن ۱۶). اشتیاق فرانسیس اول۵۲ به ایجاد هنری متمرکز برای رقابت با ایتالیا، او را برآن داشت که نقاشان نام‌آوری (همچون فرانچسکو پریماتیتچو۵۳، و نیکولو دل آباته۵۴) را از ایتالیا به فرانسه فرا خوانَد، که تکوین مکتب فونتن‌بلو۵۵ را در پی داشت. هنر تک‌چهره‌سازی درباری و تک‌چهره‌سازی مینیاتوری، به‌وسیلۀ کورنی دو لیون۵۶ (ح ۱۵۰۳ـ۱۵۷۴) و دو نقاش پیش‌گام دیگر، با نام‌های ژان و فرانسوا کلوئه۵۷، رونق یافت. به‌رغم گسترش روزافزون نفوذ ایتالیا، این نقاشان همچنان وام‌دار نقاشی هلندی بودند.
'''باروک '''(باروک۵۸) (قرن ۱۷ و دوران فرمانروایی لوئی چهاردهم). سبک نقاشی پوسن، شیوۀ «رسمی» کشور شد، و از سوی آکادمی سلطنتی۵۹ (تأسیس‌یافته در ۱۶۴۸) اشاعه یافت. ژان باپتیست کولبر۶۰، وزیر مقتدر، و شارل لوبرون۶۱، نقاش دربار و مدیر آکادمی، کلیۀ تولیدات هنری کشور، از تک‌چهره‌سازی رسمی دولتی تا مبلمان و پرده‌های نقش‌بافت کارگاه گوبلن۶۲، را تحت نظارت خود گرفتند. نقاشانی همچون ژرژ دو لاتور۶۳ و لوئی لو نَن۶۴، دو هنرمند استثنایی بودند که شیوۀ واقع‌گرایانه‌ای را در پیش گرفتند؛ گرچه رویکرد کلاسیکِ۶۵ نظم و تعادل را نیز رها نکردند. در بخش آغازین قرن ۱۷ مجسمه‌سازی فرانسه، بیشتر در انحصار مقبره‌سازی بود. با حمایت لوئی چهاردهم از هنر پرزرق و برق غیردینی، روح تازه‌ای بر کالبد مجسمه‌سازی فرانسه دمیده شد. ژیراردون۶۶، که مقبرۀ کاردینال ریشِلیو۶۷ در کلیسای وابسته به سوربون۶۸ِ پاریس شاهکار اوست، به کار مجسمه‌سازی برای تزیین کاخ ورسای۶۹ گماشته شد. آنتوان کوازووکس۷۰ تک‌چهره‌هایی را کنده‌کاری کرد که به‌سبب ویژگی پرنشاطشان نظرگیرند.
'''قرن ۱۸'''. در این دوره روکوکوی پرنشاط و دل‌انگیزی جانشین تزیینات فاخر سبک لوئی چهاردهمی شد؛ ژان آنتوان واتو۷۱ معرّف این تغییر هنری بود، که بازتاب‌های آن در آثار پیروان او نیز، از‌جمله ژان باپتیست پاتر۷۲ (۱۶۹۵ـ۱۷۳۶) و نیکلا لانکره۷۳، مشهود است. در پرده‌های غیرتشریفاتی واتو از ''جشن‌‌های عاشقانه''۷۴، گروهی مرد و زن موقر و بانشاط، با حالتی عاشقانه و در‌حال‌نواختن موسیقی، در چشم‌اندازهایی شکوهمند تصویر شده‌اند که با حالتی از اندوه لذت‌های گذرا توأم‌اند. این شیوۀ باظرافت و بسیار آراسته در آثار فرانسوآ بوشه۷۵ و ژان ـ اونوره فراگونار۷۶ نیز متجلّی است، که هر دو شادمانی سبکسرانۀ دربار را کمی پیش از انقلاب فرانسه به اجمال بازنموده‌اند. ژان باپتیست گروز۷۷ این شیوه را ناگهان وانهاد، و مضامین اخلاقی روزمره را برگزید و در آن‌ها از خصلت‌های سادۀ نیکو به‌گونه‌ای پراحساس تمجید کرد. برخلاف هنر حاکم بر دربار، ژان باپتیست شاردن۷۸ صحنه‌های آرام و خانوادگیِ زندگی طبقۀ متوسط را نقاشی می‌کرد. پایان قرن ۱۸ با واکنش علیه روکوکو و بازگشت به «هنر کلاسیک» روبه‌رو بود؛ ژوزف ماری وین۷۹ (۱۷۱۶ـ۱۸۰۹) از این جریان هنری حمایت می‌کرد. نمایندۀ اصلی نئوکلاسی‌سیسم، یکی از شاگردان وِین، به نام داوید بود که هنرش عواطف و احوال دوران انقلاب و بنیاد امپراتوری ناپلئون را بازمی‌تاباند.
'''قرن ۱۹.''' نئوکلاسی‌سیسم در عین بازگشت به گذشته، حاوی عنصری از رمانتیسم بود. اوج شکوفایی رمانتیسم را می‌توان به‌خوبی در آثار تئودور ژِریکو۸۰ و اوژن دُلاکروا۸۱ بازیافت؛ گرچه در همان زمان اَنگر همچنان نگهبان سرسخت کلاسی‌سیسم (شیوۀ تأییدشدۀ آکادمی سلطنتی در قرن ۱۹) باقی ماند. با نقاشی‌های لطیف، شاعرانه و مه‌آلود کامی‌ کورو۸۲، دورۀ نوینی در منظره‌پردازی آغاز گردید. گرچه کورو مدتی در باربیزون۸۳ کار کرد، از نقاشان مکتب باربیزون شمرده نمی‌شود. نقاشان فرانسوی مکتب باربیزون۸۴ عبارت‌اند از ژان فرانسوا میله۸۵، دوبینیی۸۶ (۱۸۱۷ـ۱۸۷۸)، و تئودور روسو۸۷. در میانۀ قرن ۱۹، رئالیسم در ضدّیت با نئوکلاسی‌سیسم و رمانتیسم شکل گرفت. گوستاو کوربه۸۸ با نقاشی‌های غیرقهرمانانه‌اش از زندگی روزمره، موجی از اعتراض برانگیخت و شخصیت اصلی این جنبش هنری شد؛ هنرش تا حد زیادی با رادیکالیسم۸۹ سیاسی‌اش پیوند داشت. رئالیسم بیشتر همچون یک اندیشه تا یک سبک، به‌وسیلۀ اونوره دومیه۹۰ و ژان فرانسوا میله، نقاش منظره‌پرداز، تکامل یافت. دومیه نقاش و کاریکاتوریست بود، و به‌سبب تصاویر هجوآمیزش از زندگی فرانسوی شهرت یافت. اِدوئار مانه۹۱ را نیز می‌توان از نقاشان رئالیست برشمرد؛ رویکرد عالی و مدرن او به درون‌مایه‌های نقاشان قرن ۱۵م تا قرن ۱۸، بسیار مناقشه برانگیز بود؛ ازجمله اثرش با نام ''اولیمپیا''۹۲ (۱۸۶۵؛ موزۀ دورسه۹۳، پاریس). شیوۀ رئالیسم، با تمرکز بر زندگی روزمره، برای امپرسیونیسم، مشهورترین جنبش قرن ۱۹، بستر مناسبی را فراهم کرد. مونه با تأثیر از ادوئار مانه و پیوستن به گروه امپرسیونیست‌ها، فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد و از شخصیت‌های مرکزی جنبش شد. ویژگی‌های آثار مونه، ازجمله تمرکز مطلق بر ظاهر اشیا و تغییر رنگ‌ها و شکل‌ها درخلال تغییرات نوری و جوّی، جوهرۀ امپرسیونیسم را هستی بخشید. دیگر نقاشان برجستۀ امپرسیونیسم عبارت بودند از رنوار، کامی‌ پیسارو۹۴، و برت موریزو۹۵. ادگار دگا۹۶ ادراکی از جوهرۀ ساختاری و فرمی کلاسیک را به امپرسیونیسم افزود. هانری دو تولوز لوترک<ref>Henri de Toulouse-Lautrec</ref>۹۷ به‌رغم آگاهی از امپرسیونیسم، شیوه‌ای کاملاً فردی را در‌پیش گرفت، که برگرفته از آگهی‌های مصور و باسمه‌های ژاپنی و آثار دگا بود. نحوۀ استفادۀ امپرسیونیست‌ها از رنگ، به نوآوری‌های نوینی انجامید؛ از آن جمله‌اند: نئوامپرسیونیسم<ref>Neo-Impressionism</ref>۹۸ (یا نقطه‌چین‌کاری<ref>pointillism</ref>۹۹)، در آثار سورا و پل سینیاک<ref>Paul Signac </ref>۱۰۰، ویژگی فرمی پست‌امپرسیونیسم<ref>post-Impressionism </ref>۱۰۱ در آثار سزان و پل گوگن<ref>Paul Gauguin </ref>۱۰۲، که هر دو در تکامل هنرمدرن تأثیری ژرف داشتند. هنر ایشان خاستگاه به‌ثمررسیدن مراحل درخشانی از هنر دهۀ ۱۸۹۰ شد که با سمبولیسم<ref>symbolism</ref>۱۰۳ (اودیلون رودون<ref>Odilon Redon </ref>۱۰۴، گوستاو مورو<ref>Gustave Moreau </ref>۱۰۵ و دیگران)، و آثار گروه نبی‌ها<ref>Les Nabis </ref>۱۰۶ آغاز گردید. اوگوست رودن به ضوابط منجمدماندۀ مجسمه‌سازی قرن ۱۹، گرما و شوری رمانتیک بخشید.
'''قرن ۲۰.''' برخی از بزرگ‌ترین نوآوران هنر قرن ۲۰ عبارت‌اند از ژرژ براک، که همراه با پابلو پیکاسو<ref>Pablo Picasso </ref>۱۰۷، نقاش اسپانیایی، سبک کوبیسم را پروراند و اعتلا بخشید؛ و هانری ماتیس، نقاش سرآمد فوویسم که کارهایی با رنگ‌های درخشان و ماهیّتی موزون و تزیینی پدید آورد. اندیشه‌های نوین نقاشی به‌خوبی در پاریس پا گرفت، و آن شهر را مرکز بین‌المللی مکتب پاریس<ref>l’Ecole de Paris </ref>۱۰۸ ساخت. برخی از نمایندگان هنر مدرن همچون پیکاسو، از خارج از فرانسه به آن‌جا مهاجرت کردند. از نقاشان برجستۀ فرانسوی ادوئار ووئیار<ref>Edouard Vuillard </ref>۱۰۹، پیِر بونار<ref>Pierre Bonnard </ref>۱۱۰، پیِر آلبر مارکه<ref>Pierre Albert Marquet </ref>۱۱۱، روبر دلونه<ref>Robert Delaunay </ref>۱۱۲، فرنان لژه<ref>Fernand Léger </ref>۱۱۳، ژرژ روئو<ref>Georges Rouault </ref>۱۱۴، و رائول دوفی<ref>Raoul Dufy </ref>۱۱۵ درخور ذکرند. آریستید مایول<ref>Aristide Maillol </ref>۱۱۶، فرم‌های مجسمه‌های سنّتی فرانسه را احیا کرد. پس از جنگ جهانی دوم<ref>World War II </ref>۱۱۷، پاریس، مرکزیّت دنیای هنر را به امریکا سپرد، و بیشترین تأثیر را در هنر معاصر دنیا گذاشت. ایوز کلاین<ref>Yves Klein </ref>۱۱۸ و ژان دوبوفه<ref>Jean Dubuffet</ref>۱۱۹‌ از نقاشان سرآمد فرانسوی در دوران پس از جنگ جهانی‌اند.Nicolas PoussinrococoFrench RevolutionNeo-ClassicismJacques-Louis DavidDominique IngresRomanticismrealismImpressionismClaude MonetAuguste RenoirGeorges SeuratPaul Cézannemodern artHenri MatissefauvismGeorges BraquecubismAuguste RodinLascauxCelticOttonianCarolingiansstylizedAutunClunyMoissacSouillacchamplevéLimogesstained glassChartresNotre DameminiatureProvenceNicolas FromentSimon MarmionLoireJean FouquetJean BourdichonMaître de MoulinsJean PerréalNetherlandish paintingLimbourgTrés Riches Heures du Duc de BerrynaturalismRenaissanceFrancis IFrancesco PrimaticcioNiccolò dell’AbbateFontainebleauCorneille de LyonJean and François ClouetbaroqueRoyal AcademyJean Baptiste ColbertCharles Le BrunGobelinsGeorges de La TourLouis Le NainclassicalGirardonCardinal RichelieuSorbonneVersaillesAntoine CoysevoxJean-Antoine WatteauJean Baptiste PaterNicolas Lancretfêtes galantesFrançois BoucherJean-Honoré FragonardJean Baptiste GreuzeJean Baptiste ChardinJoseph Marie VienThéodore GéricaultEugène DelacroixCamille CorotBarbizonBarbizon SchoolJean-François MilletDaubignyTheodore RousseauGustave CourbetradicalismHonoré DaumierEdouard ManetOlympiaMusée d’ OrsayCamille PissarroBerthe MorisotEdgar Degas
Nicolas Poussin rococo French Revolution Neo-Classicism Jacques-Louis David Dominique Ingres Romanticism realism Impressionism Claude Monet Auguste Renoir Georges Seurat Paul Cézanne modern art Henri Matisse fauvism Georges Braque cubism Auguste Rodin Lascaux Celtic Ottonian Carolingians stylized Autun Cluny Moissac Souillac champlevé Limoges stained glass Chartres Notre Dame miniature Provence Nicolas Froment Simon Marmion Loire Jean Fouquet Jean Bourdichon Maître de Moulins Jean Perréal Netherlandish painting Limbourg Trés Riches Heures du Duc de Berry naturalism Renaissance Francis I Francesco Primaticcio Niccolò dell’Abbate Fontainebleau Corneille de Lyon Jean and François Clouet baroque Royal Academy Jean Baptiste Colbert Charles Le Brun Gobelins Georges de La Tour Louis Le Nain classical Girardon Cardinal Richelieu Sorbonne Versailles Antoine Coysevox Jean-Antoine Watteau Jean Baptiste Pater Nicolas Lancret fêtes galantes François Boucher Jean-Honoré Fragonard Jean Baptiste Greuze Jean Baptiste Chardin Joseph Marie Vien Théodore Géricault Eugène Delacroix Camille Corot Barbizon Barbizon School Jean-François Millet Daubigny Theodore Rousseau Gustave Courbet radicalism Honoré Daumier Edouard Manet Olympia Musée d’ Orsay Camille Pissarro Berthe Morisot Edgar Degas <br/><!--33052300--> [[ردهCategory:نگارگری و مجسمه سازی جهان]][[ردهCategory:سبک ها، اصطلاحات، ابزار و اماکن]][[ردهCategory:هنر]][[ردهCategory:اصطلاحات، تاریخ عمومی و اشخاص]][[رده:هنر]][[ردهCategory:مکاتب، جریان ها و نظریه ها]]
سرویراستار
۱۷٬۷۰۳
ویرایش

منوی ناوبری