<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86</id>
	<title>تاریخچه تئاتر مدرن در ایران - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikijoo.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-17T03:30:56Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010259136&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۲۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۵۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010259136&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-08-20T20:56:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۵۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l12&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[دهقان، احمد|احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[دهقان، احمد|احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;1340 &lt;/del&gt;با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(تبریز ۱۳۱۲ش)&lt;/del&gt;|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس نعلبندیان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;1340ش &lt;/ins&gt;با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس نعلبندیان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010243739&amp;oldid=prev</id>
		<title>Nazanin در ‏۵ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010243739&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-06-05T07:00:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۵ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l12&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[دهقان، احمد|احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[دهقان، احمد|احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)&lt;/del&gt;|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس نعلبندیان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس نعلبندیان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010242385&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۲۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010242385&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-05-30T16:20:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۲۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l10&quot;&gt;خط ۱۰:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۰:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی ‌ـکه درسفرنامۀ او منعکس شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی حکایت از این دارد که تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری که تئاتر در کشورهای اروپایی بالنده و شکوفا بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، که یکی از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است که نامش بر تارک تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است که نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان ترکی، رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ ترک بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و مکاتبات وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی که توجه شیفتگان تئاتر را جلب کرد، [[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود که توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، کسانی هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و ترک رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی کردن آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر کشور باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» یکی پس از دیگری در پارک‌‌‌های «ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و «اتابک» در کار نمایش شدند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی ‌ـکه درسفرنامۀ او منعکس شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی حکایت از این دارد که تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری که تئاتر در کشورهای اروپایی بالنده و شکوفا بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، که یکی از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است که نامش بر تارک تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است که نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان ترکی، رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ ترک بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و مکاتبات وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی که توجه شیفتگان تئاتر را جلب کرد، [[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود که توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، کسانی هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و ترک رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی کردن آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر کشور باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» یکی پس از دیگری در پارک‌‌‌های «ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و «اتابک» در کار نمایش شدند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دهقان، احمد|&lt;/ins&gt;احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس نعلبندیان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس نعلبندیان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010242060&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۳۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010242060&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-05-29T18:30:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۳۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l12&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(۱۳۲۴ش)&lt;/del&gt;|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(تهران ۱۳۲۶ـ۱۳۶۸ش)&lt;/del&gt;|عباس &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نعلبندان&lt;/del&gt;]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس|عباس &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نعلبندیان&lt;/ins&gt;]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010241773&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010241773&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-05-29T10:04:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l12&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۲:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حکومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افکنده شد. کسانی که سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افکار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌کشیدند که شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاکانی هم‌‌چون «[[کرمانشاهی، میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین کرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌که ماندند با کارزاری رودررو بودند که هرلحظه بیم هلاکشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیک نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی که با عبدالحسین نوشین همکاری داشتند، جای خود را میان مردم باز کردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش کنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق کارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان کشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به کلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(۱۳۰۷ش)&lt;/del&gt;|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل (۱۳۲۴ش)|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس (تهران ۱۳۲۶ـ۱۳۶۸ش)|عباس نعلبندان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به کوشش «[[جوانمرد، عباس|عباس جوانمرد]]»، «[[نصیریان، علی|علی نصیریان]]»، خاصه [[سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج کشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دکتر «دیویدسون»، پروفسور «کویمبی» و دکتر «بلچر» از آن جمله‌اند که کلاس‌های درس تئاتر تشکیل دادند. شاهین سرکیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسکویی‌‌ها از مسکو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشکدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری کارنامۀ تئاتر در ایران را وزین کرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[رادی، اکبر (رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)|اکبر رادی]]، [[ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|غلامحسین ساعدی]]، [[بیضایی، بهرام|بهرام بیضایی]]، [[خلج، اسماعیل (۱۳۲۴ش)|اسماعیل خلج]]، [[فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|بهمن فرسی]]، [[نعلبندیان، عباس (تهران ۱۳۲۶ـ۱۳۶۸ش)|عباس نعلبندان]] و... با کار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیکو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گورکی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای کارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010236582&amp;oldid=prev</id>
		<title>Nazanin در ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010236582&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-05-12T08:25:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l1&quot;&gt;خط ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300.jpg|جایگزین=آخوندزاده|بندانگشتی|آخوندزاده]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300.jpg|جایگزین=آخوندزاده|بندانگشتی|آخوندزاده]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300- .jpg|جایگزین=عباس جوانمرد|بندانگشتی|عباس جوانمرد]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300- .jpg|جایگزین=عباس جوانمرد|بندانگشتی|عباس جوانمرد]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[پرونده:42169300- 3.jpg|جایگزین=شاهین سرکیسیان|بندانگشتی|شاهین سرکیسیان]]&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-added&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300- 4.jpg|جایگزین=بهرام بیضایی|بندانگشتی|بهرام بیضایی]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300- 4.jpg|جایگزین=بهرام بیضایی|بندانگشتی|بهرام بیضایی]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخچۀ تئاتر مدرن در ایران&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخچۀ تئاتر مدرن در ایران&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[پرونده:42169300-8.jpg|بندانگشتی|362x362پیکسل|شاهین سرکیسیان]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Nazanin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010236531&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۳۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010236531&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-05-12T07:34:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۳۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l6&quot;&gt;خط ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان پادشاهی [[کریم خان زند|&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كریم‌‌خان &lt;/del&gt;زند]] سفیری از فرنگستان به ایران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحی در تعریف تئاترهای حزن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز بیان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كرد&lt;/del&gt;. خان زند تعبیری غریبه و دگرگونه، ولی آشنا با ذهنیت خود از آن کرد. به دور از گمان نیست که سفیر فرنگی از تراژدی سخن در میان آورده باشد، ولی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كریم‌‌خان &lt;/del&gt;پس از شنیدن بیانات وی دستور داد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;صحنه‌هایی از وقایع &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كربلا &lt;/del&gt;و سرگذشت ۷۲ تن ساخته و از آن حوادث غم‌‌‌انگیز مذهبی نمایش‌‌هایی ترتیب داده شود. سپس [[آقا محمدخان قاجار]] در یورش خود به گرجستان و تصرف تفلیس (۱۱۷۳ش، ۱۷۳۵م) دستور داد تا بازیگران آن نواحی را گردن بزنند و پردۀ خونینی در صحنۀ تئاتر برپا &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كرد&lt;/del&gt;. آن‌گاه به دنبال &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كشته &lt;/del&gt;شدن &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;الكساندر &lt;/del&gt;گریبایدوف، سفیر روس در ایران (۱۸۲۹م)، هیئتی ایرانی به سرپرستی خسرومیرزا، پسر عباس‌میرزای ولیعهد، برای عذرخواهی رهسپار روسیۀ تزاری شد. اعضای همراه این هیئت، پس از این بنیان‌گذاران تئاتر فرنگی در ایران به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در زمان پادشاهی [[کریم خان زند|&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کریم‌‌خان &lt;/ins&gt;زند]] سفیری از فرنگستان به ایران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحی در تعریف تئاترهای حزن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز بیان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرد&lt;/ins&gt;. خان زند تعبیری غریبه و دگرگونه، ولی آشنا با ذهنیت خود از آن کرد. به دور از گمان نیست که سفیر فرنگی از تراژدی سخن در میان آورده باشد، ولی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کریم‌‌خان &lt;/ins&gt;پس از شنیدن بیانات وی دستور داد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;صحنه‌هایی از وقایع &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کربلا &lt;/ins&gt;و سرگذشت ۷۲ تن ساخته و از آن حوادث غم‌‌‌انگیز مذهبی نمایش‌‌هایی ترتیب داده شود. سپس [[آقا محمدخان قاجار]] در یورش خود به گرجستان و تصرف تفلیس (۱۱۷۳ش، ۱۷۳۵م) دستور داد تا بازیگران آن نواحی را گردن بزنند و پردۀ خونینی در صحنۀ تئاتر برپا &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرد&lt;/ins&gt;. آن‌گاه به دنبال &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کشته &lt;/ins&gt;شدن &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;الکساندر &lt;/ins&gt;گریبایدوف، سفیر روس در ایران (۱۸۲۹م)، هیئتی ایرانی به سرپرستی خسرومیرزا، پسر عباس‌میرزای ولیعهد، برای عذرخواهی رهسپار روسیۀ تزاری شد. اعضای همراه این هیئت، پس از این بنیان‌گذاران تئاتر فرنگی در ایران به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;‌ـكه &lt;/del&gt;درسفرنامۀ او &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;منعكس &lt;/del&gt;شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;حكایت &lt;/del&gt;از این دارد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;تئاتر در &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كشورهای &lt;/del&gt;اروپایی بالنده و &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شكوفا &lt;/del&gt;بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه یكی &lt;/del&gt;از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;نامش بر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تارك &lt;/del&gt;تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تركی، &lt;/del&gt;رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ترك &lt;/del&gt;بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مكاتبات &lt;/del&gt;وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;توجه شیفتگان تئاتر را جلب &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كرد، &lt;/del&gt;[[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كسانی &lt;/del&gt;هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ترك &lt;/del&gt;رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كردن &lt;/del&gt;آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كشور &lt;/del&gt;باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;یكی &lt;/del&gt;پس از دیگری در &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پارك‌‌‌های &lt;/del&gt;«ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«اتابك» &lt;/del&gt;در &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كار &lt;/del&gt;نمایش شدند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;‌ـکه &lt;/ins&gt;درسفرنامۀ او &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;منعکس &lt;/ins&gt;شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;حکایت &lt;/ins&gt;از این دارد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;تئاتر در &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کشورهای &lt;/ins&gt;اروپایی بالنده و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شکوفا &lt;/ins&gt;بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که یکی &lt;/ins&gt;از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;نامش بر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تارک &lt;/ins&gt;تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ترکی، &lt;/ins&gt;رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ترک &lt;/ins&gt;بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مکاتبات &lt;/ins&gt;وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;توجه شیفتگان تئاتر را جلب &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرد، &lt;/ins&gt;[[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کسانی &lt;/ins&gt;هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ترک &lt;/ins&gt;رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کردن &lt;/ins&gt;آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کشور &lt;/ins&gt;باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;یکی &lt;/ins&gt;پس از دیگری در &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پارک‌‌‌های &lt;/ins&gt;«ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«اتابک» &lt;/ins&gt;در &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کار &lt;/ins&gt;نمایش شدند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;حكومت &lt;/del&gt;[[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;افكنده &lt;/del&gt;شد. کسانی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;افكار» &lt;/del&gt;پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌كشیدند كه &lt;/del&gt;شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پاكانی &lt;/del&gt;هم‌‌چون «[[میرسیف الدین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرمانشاهی &lt;/del&gt;(۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كرمانشاهی&lt;/del&gt;]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;آنان‌كه &lt;/del&gt;ماندند با &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كارزاری &lt;/del&gt;رودررو بودند &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;هرلحظه بیم &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;هلاكشان &lt;/del&gt;می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شلیك &lt;/del&gt;نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه &lt;/del&gt;با عبدالحسین نوشین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;همكاری &lt;/del&gt;داشتند، جای خود را میان مردم باز &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كردند&lt;/del&gt;. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كنش‌های &lt;/del&gt;تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كارش &lt;/del&gt;به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كشیده &lt;/del&gt;می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كلی &lt;/del&gt;می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;حکومت &lt;/ins&gt;[[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;افکنده &lt;/ins&gt;شد. کسانی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;افکار» &lt;/ins&gt;پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;می‌کشیدند که &lt;/ins&gt;شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پاکانی &lt;/ins&gt;هم‌‌چون «[[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرمانشاهی، &lt;/ins&gt;میرسیف الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرمانشاهی&lt;/ins&gt;]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;آنان‌که &lt;/ins&gt;ماندند با &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کارزاری &lt;/ins&gt;رودررو بودند &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;هرلحظه بیم &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;هلاکشان &lt;/ins&gt;می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شلیک &lt;/ins&gt;نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که &lt;/ins&gt;با عبدالحسین نوشین &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;همکاری &lt;/ins&gt;داشتند، جای خود را میان مردم باز &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کردند&lt;/ins&gt;. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کنش‌های &lt;/ins&gt;تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کارش &lt;/ins&gt;به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کشیده &lt;/ins&gt;می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کلی &lt;/ins&gt;می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كوشش &lt;/del&gt;«[[عباس جوانمرد]]»، «[[علی نصیریان]]»، خاصه [[شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كشور &lt;/del&gt;به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دكتر &lt;/del&gt;«دیویدسون»، پروفسور &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«كویمبی» &lt;/del&gt;و &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دكتر &lt;/del&gt;«بلچر» از آن جمله‌اند &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كه كلاس‌های &lt;/del&gt;درس تئاتر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تشكیل &lt;/del&gt;دادند. شاهین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سركیسیان &lt;/del&gt;از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;اسكویی‌‌ها &lt;/del&gt;از &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مسكو &lt;/del&gt;به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دانشكدۀ &lt;/del&gt;هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كارنامۀ &lt;/del&gt;تئاتر در ایران را وزین &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كرد &lt;/del&gt;و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[اکبر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رادی&lt;/del&gt;|&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;اكبر &lt;/del&gt;رادی]]، [[غلامحسین ساعدی]]، [[بهرام &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;بیضایی (تهران ۱۳۱۷ش)&lt;/del&gt;|بهرام بیضایی]]، [[اسماعیل خلج]]، [[بهمن فرسی]]، [[عباس &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نعلبندیان&lt;/del&gt;|عباس نعلبندان]] و... با &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كار &lt;/del&gt;و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نیكو &lt;/del&gt;گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کوشش &lt;/ins&gt;«[[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;جوانمرد، عباس (۱۳۰۷ش)|&lt;/ins&gt;عباس جوانمرد]]»، «[[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نصیریان، علی|&lt;/ins&gt;علی نصیریان]]»، خاصه [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سرکیسیان، شاهین (۱۲۸۹ـ تهران ۱۳۴۵ش)|&lt;/ins&gt;شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کشور &lt;/ins&gt;به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دکتر &lt;/ins&gt;«دیویدسون»، پروفسور &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«کویمبی» &lt;/ins&gt;و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دکتر &lt;/ins&gt;«بلچر» از آن جمله‌اند &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;که کلاس‌های &lt;/ins&gt;درس تئاتر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تشکیل &lt;/ins&gt;دادند. شاهین &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سرکیسیان &lt;/ins&gt;از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;اسکویی‌‌ها &lt;/ins&gt;از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مسکو &lt;/ins&gt;به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دانشکدۀ &lt;/ins&gt;هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کارنامۀ &lt;/ins&gt;تئاتر در ایران را وزین &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کرد &lt;/ins&gt;و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رادی، &lt;/ins&gt;اکبر &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(رشت ۱۳۱۸ـ تهران ۱۳۸۶ش)&lt;/ins&gt;|&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;اکبر &lt;/ins&gt;رادی]]، [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)|&lt;/ins&gt;غلامحسین ساعدی]]، [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;بیضایی، &lt;/ins&gt;بهرام|بهرام بیضایی]]، [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;خلج، اسماعیل (۱۳۲۴ش)|&lt;/ins&gt;اسماعیل خلج]]، [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;فرسی، بهمن (تبریز ۱۳۱۲ش)|&lt;/ins&gt;بهمن فرسی]]، [[&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نعلبندیان، &lt;/ins&gt;عباس &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(تهران ۱۳۲۶ـ۱۳۶۸ش)&lt;/ins&gt;|عباس نعلبندان]] و... با &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کار &lt;/ins&gt;و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نیکو &lt;/ins&gt;گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;گوركی، &lt;/del&gt;چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;كارگری، &lt;/del&gt;جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;گورکی، &lt;/ins&gt;چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;کارگری، &lt;/ins&gt;جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تردیدی نیست که دهه‌های چهل و پنجاه شمسی را باید دورۀ اوج و شکوفایی تئاتر ایران دانست.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تردیدی نیست که دهه‌های چهل و پنجاه شمسی را باید دورۀ اوج و شکوفایی تئاتر ایران دانست.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;br&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;br&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;----&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;----&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010207637&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mohammadi3 در ‏۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۴:۰۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010207637&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-12-31T04:09:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۴:۰۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l10&quot;&gt;خط ۱۰:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۰:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی ‌ـكه درسفرنامۀ او منعكس شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی حكایت از این دارد كه تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری كه تئاتر در كشورهای اروپایی بالنده و شكوفا بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، كه یكی از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است كه نامش بر تارك تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است كه نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان تركی، رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ ترك بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و مكاتبات وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی كه توجه شیفتگان تئاتر را جلب كرد، [[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود كه توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، كسانی هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و ترك رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی كردن آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر كشور باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» یكی پس از دیگری در پارك‌‌‌های «ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و «اتابك» در كار نمایش شدند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی ‌ـكه درسفرنامۀ او منعكس شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی حكایت از این دارد كه تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری كه تئاتر در كشورهای اروپایی بالنده و شكوفا بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، كه یكی از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است كه نامش بر تارك تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است كه نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان تركی، رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ ترك بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و مكاتبات وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی كه توجه شیفتگان تئاتر را جلب كرد، [[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود كه توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، كسانی هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و ترك رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی كردن آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر كشور باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» یكی پس از دیگری در پارك‌‌‌های «ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و «اتابك» در كار نمایش شدند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حكومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افكنده شد. کسانی كه سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افكار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌كشیدند كه شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاكانی هم‌‌چون «[[میرسیف الدین کرمانشاهی (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین كرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌كه ماندند با كارزاری رودررو بودند كه هرلحظه بیم هلاكشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیك نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی كه با عبدالحسین نوشین همكاری داشتند، جای خود را میان مردم باز كردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش كنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تیاتر فردوسی|&lt;/del&gt;تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تیاتر فرهنگ|&lt;/del&gt;تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق كارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان كشیده می‌شود؛ [[&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تیاتر سعدی|&lt;/del&gt;تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به كلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;با آغاز حكومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افكنده شد. کسانی كه سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افكار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌كشیدند كه شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاكانی هم‌‌چون «[[میرسیف الدین کرمانشاهی (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین كرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌كه ماندند با كارزاری رودررو بودند كه هرلحظه بیم هلاكشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیك نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی كه با عبدالحسین نوشین همكاری داشتند، جای خود را میان مردم باز كردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش كنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق كارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان كشیده می‌شود؛ [[تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به كلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش).  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به كوشش «[[عباس جوانمرد]]»، «[[علی نصیریان]]»، خاصه [[شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج كشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دكتر «دیویدسون»، پروفسور «كویمبی» و دكتر «بلچر» از آن جمله‌اند كه كلاس‌های درس تئاتر تشكیل دادند. شاهین سركیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسكویی‌‌ها از مسكو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشكدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری كارنامۀ تئاتر در ایران را وزین كرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[اکبر رادی|اكبر رادی]]، [[غلامحسین ساعدی]]، [[بهرام بیضایی (تهران ۱۳۱۷ش)|بهرام بیضایی]]، [[اسماعیل خلج]]، [[بهمن فرسی]]، [[عباس نعلبندیان|عباس نعلبندان]] و... با كار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیكو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به كوشش «[[عباس جوانمرد]]»، «[[علی نصیریان]]»، خاصه [[شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج كشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دكتر «دیویدسون»، پروفسور «كویمبی» و دكتر «بلچر» از آن جمله‌اند كه كلاس‌های درس تئاتر تشكیل دادند. شاهین سركیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسكویی‌‌ها از مسكو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشكدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری كارنامۀ تئاتر در ایران را وزین كرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[اکبر رادی|اكبر رادی]]، [[غلامحسین ساعدی]]، [[بهرام بیضایی (تهران ۱۳۱۷ش)|بهرام بیضایی]]، [[اسماعیل خلج]]، [[بهمن فرسی]]، [[عباس نعلبندیان|عباس نعلبندان]] و... با كار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیكو گذاشتند.  &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l17&quot;&gt;خط ۱۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تردیدی نیست که دهه‌های چهل و پنجاه شمسی را باید دورۀ اوج و شکوفایی تئاتر ایران دانست.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تردیدی نیست که دهه‌های چهل و پنجاه شمسی را باید دورۀ اوج و شکوفایی تئاتر ایران دانست.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-deleted&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;br&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;----&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;----&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;!--42169300--&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;br&amp;gt;&lt;/del&gt;&amp;lt;!--42169300--&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-added&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:تئاتر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:تئاتر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:ایران - اشخاص و گروه ها]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:ایران - اشخاص و گروه ها]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mohammadi3</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010088745&amp;oldid=prev</id>
		<title>Reza rouzbahani: صفحه‌ای تازه حاوی «آخوندزاده پرونده:42169300- .jpg|جای...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikijoo.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=2010088745&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-10-03T07:48:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;a href=&quot;/index.php/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:42169300.jpg&quot; title=&quot;پرونده:42169300.jpg&quot;&gt;جایگزین=آخوندزاده|بندانگشتی|آخوندزاده&lt;/a&gt; پرونده:42169300- .jpg|جای...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;[[پرونده:42169300.jpg|جایگزین=آخوندزاده|بندانگشتی|آخوندزاده]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:42169300- .jpg|جایگزین=عباس جوانمرد|بندانگشتی|عباس جوانمرد]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:42169300- 3.jpg|جایگزین=شاهین سرکیسیان|بندانگشتی|شاهین سرکیسیان]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:42169300- 4.jpg|جایگزین=بهرام بیضایی|بندانگشتی|بهرام بیضایی]]&lt;br /&gt;
تاریخچۀ تئاتر مدرن در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان پادشاهی [[کریم خان زند|كریم‌‌خان زند]] سفیری از فرنگستان به ایران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحی در تعریف تئاترهای حزن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز بیان كرد. خان زند تعبیری غریبه و دگرگونه، ولی آشنا با ذهنیت خود از آن کرد. به دور از گمان نیست که سفیر فرنگی از تراژدی سخن در میان آورده باشد، ولی كریم‌‌خان پس از شنیدن بیانات وی دستور داد كه صحنه‌هایی از وقایع كربلا و سرگذشت ۷۲ تن ساخته و از آن حوادث غم‌‌‌انگیز مذهبی نمایش‌‌هایی ترتیب داده شود. سپس [[آقا محمدخان قاجار]] در یورش خود به گرجستان و تصرف تفلیس (۱۱۷۳ش، ۱۷۳۵م) دستور داد تا بازیگران آن نواحی را گردن بزنند و پردۀ خونینی در صحنۀ تئاتر برپا كرد. آن‌گاه به دنبال كشته شدن الكساندر گریبایدوف، سفیر روس در ایران (۱۸۲۹م)، هیئتی ایرانی به سرپرستی خسرومیرزا، پسر عباس‌میرزای ولیعهد، برای عذرخواهی رهسپار روسیۀ تزاری شد. اعضای همراه این هیئت، پس از این بنیان‌گذاران تئاتر فرنگی در ایران به شمار می‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حیرت و شگفت‌زدگی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین‌شاه]] در سفر به اروپا (۱۸۷۳م) و مواجهه شدنش با تئاتر فرنگی ‌ـكه درسفرنامۀ او منعكس شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ به تمامی حكایت از این دارد كه تاریخ تئاتر مدرن در ایران از این پس آغاز می‌‌‌شود. روزگاری كه تئاتر در كشورهای اروپایی بالنده و شكوفا بود، ایرانیان در آستانۀ آشنایی با این «عالم غریب» قرار گرفتند. نخستین گام‌‌ها برداشته شد؛ مدرسۀ [[دارالفنون]] دارای تماشاخانه‌ای با گنجایش ۳۰۰ نفر شد (۱۲۶۶ش،۱۸۸۷م). [[میرزا آقاتبریزی|میرزاآقا تبریزی]]، كه یكی از همراهان گروه اعزامی برای پوزش‌خواهی از دولت تزار روس بود، نخستین نمایش‌‌‌نویس به زبان فارسی است كه نامش بر تارك تاریخ تئاتر ایران می‌‌درخشد. پیش از او [[آخوندزاده، فتح علی (آذربایجان ۱۲۲۷ـ تفلیس ۱۲۹۶ق)|میرزافتحعلی آخوندزاده]] از نخستین نمایش‌نگارانی است كه نوشته‌‌‌‌‌‌‌های او در تبریز پیش از میرزاآقا، به زبان تركی، رواج داشته است و تأثیر این نویسندۀ ترك بر نمایش‌نویسان فارسی‌زبان در آثار و مكاتبات وی به خوبی مشهود است. نخستین نمایش‌‌نامۀ اروپایی كه توجه شیفتگان تئاتر را جلب كرد، [[مردم گریز|مردم‌‌گریز]] یا میرزانتروپ اثر [[مولیر]] بود كه توسط [[میرزا حبیب اصفهانی|میرزاحبیب اصفهانی]] به فارسی برگردانده شد (۱۲۴۷ش ۱۸۶۹م). پس از آن، كسانی هم‌‌‌‌‌‌چون [[اعتمادالسلطنه، محمدحسن ( ـ۱۳۱۳ق)|محمدحسن‌‌خان اعتمادالسلطنه]] و [[قراچه داغی، میرزا جعفر (۱۲۵۰ـ۱۳۱۰ق)|میرزاجعفر قراچه‌‌‌‌داغی]] و [[طاهرمیرزای قاجار|حاجی‌‌محمد طاهرمیرزا]] و دیگران پا در میدان ترجمه گذاشتند و بدین‌‌ترتیب سیاق ترجمه و ترك رسم اقتباس و «آداپته» یا خودمانی كردن آثار بیگانگان، سرمشق تئاتر مدرن در ایران شد و تا امروزه نیز همچنان با تمام توان در پهنۀ تئاتر كشور باقی است. در این هنگام نخستین «تروپ‌های تئاتری» یكی پس از دیگری در پارك‌‌‌های «ظل‌السلطان»، «امین‌‌الدوله» و «اتابك» در كار نمایش شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز حكومت [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاخان]] (۱۳۰۴ش)، سایه‌ای تیره و سخت‌ بر تئاتر نوپای ایران افكنده شد. کسانی كه سودای انسانی خود را در بیان تئاتری یافته بودند، با تفتیش عقاید استبدادی و «پرورش افكار» پلیس پهلوی مواجه شدند. گزمه‌ها با لودگان نمایش هم‌سفره می‌شدند؛ تنها تسمه از گردۀ آنانی می‌كشیدند كه شیفتگان راستین تئاتر بودند. در این بین پاكانی هم‌‌چون «[[میرسیف الدین کرمانشاهی (۱۲۵۴ـ۱۳۱۱ش)|میرسیف‌‌‌الدین كرمانشاهی]]» و «محمودآقا ظهرالدینی» پرپر شدند. آنان‌كه ماندند با كارزاری رودررو بودند كه هرلحظه بیم هلاكشان می‌رفت. در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش (سال شلیك نافرجام به سوی [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا پهلوی]]) گروه‌های تئاتری، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویژه هنرمندانی كه با عبدالحسین نوشین همكاری داشتند، جای خود را میان مردم باز كردند. دیگر تئاتر فقط هنری برای فرهیختگان نبود و عامۀ مردم نیز به آن گرایش داشتند. از سال ۱۳۲۷ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش كنش‌های تئاتری سیر قهقرایی پیمودند. نمایش‌‌های برانگیزنده، با بگیر و ببند برهم زده می‌‌شدند. [[تیاتر فردوسی|تئاتر فردوسی]] تعطیل می‌شود؛ سالن [[تیاتر فرهنگ|تئاتر فرهنگ]] آتش می‌‌‌‌‌گیرد و می‌‌سوزد (۱۳۲۸ش)؛ [[احمد دهقان]] در اتاق كارش به قتل می‌رسد (۱۳۲۹ش)؛ [[نوشین، عبدالحسین (۱۲۸۴ـ۱۳۵۰ش)|نوشین]] به بند و زندان كشیده می‌شود؛ [[تیاتر سعدی|تئاتر سعدی]] را به آتش می‌زنند و به كلی می‌سوزد (۱۳۳۲ش). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1335ش [[گروه هنر ملی]] با بینشی دگرگونه به كوشش «[[عباس جوانمرد]]»، «[[علی نصیریان]]»، خاصه [[شاهین سرکیسیان]] و تنی چند پا می‌گیرد. اساتید تئاتر از خارج كشور به داخل دعوت شدند تا شیفتگان این هنر را آموزش دهند. دكتر «دیویدسون»، پروفسور «كویمبی» و دكتر «بلچر» از آن جمله‌اند كه كلاس‌های درس تئاتر تشكیل دادند. شاهین سركیسیان از فرانسه به ایران بازگشت و گروهی از علاقمندان را گرد آورد. اسكویی‌‌ها از مسكو به ایران بازگشته و بنیانگذار تئاتر «آناهیتا» شدند (۱۳۳۷ش). بدین‌‌‌ترتیب، دهۀ 1340 با آغاز فعالیت رشتۀ نمایش در [[دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران|دانشكدۀ هنرهای زیبا]] و پیدایش گروه‌های متعدد تئاتری كارنامۀ تئاتر در ایران را وزین كرد و نمایش‌‌‌‌‌‌‌نویسانی همچون [[اکبر رادی|اكبر رادی]]، [[غلامحسین ساعدی]]، [[بهرام بیضایی (تهران ۱۳۱۷ش)|بهرام بیضایی]]، [[اسماعیل خلج]]، [[بهمن فرسی]]، [[عباس نعلبندیان|عباس نعلبندان]] و... با كار و تلاش خود بر اوراق تاریخ تئاتر نشان نیكو گذاشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۵۷ش)، تئاتر در مسیری پر افت‌وخیز افتاد. اجراهای گوناگون از نویسندگان شهیری همچون گوركی، چخوف و برشت، پدیدار شدن جریانی به نام «تئاتر خیابانی» و رونق تئاترهای كارگری، جزء خیزهای این دوره از تاریخ تئاتر به شمار می‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تردیدی نیست که دهه‌های چهل و پنجاه شمسی را باید دورۀ اوج و شکوفایی تئاتر ایران دانست.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&amp;lt;!--42169300--&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:تئاتر]]&lt;br /&gt;
[[رده:ایران - اشخاص و گروه ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Reza rouzbahani</name></author>
	</entry>
</feed>