منصور، علی بن عبدالله: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
منصور، علی بن عبدالله (1812-1871)   Ali bin Abdollah Al-Mansoor
+
منصور، علی بن عبدالله (1812- 1871م)   Ali bin Abdollah Al-Mansoor
  
امام دولت زیدیه در یمن. وی فرزند امام مهدی عبدالله از همسر اتیوپیایی اوست. پس از درگذشت مادرش در 1835م با لقب منصور علی دعوی امامت کرد. وی در این هنگام فاقد برخی شرایط امامت بود. دو انگلیسی به نام‌های کراتین دان و هارتون که در 1836 از صنعاء دیدار و با امام مهدی عبدالله ملاقات کرده‌اند او را جوانی سیه‌چرده وصف کرده‌اند که در چندین مناسبت می‌گساری‌اش را مشاهده کرده و او را در محفل رقص دختران دیده‌اند. این دو مسافر انگلیسی گزارش کرده‌اند که مردم صنعاء در آن زمان از گرسنگی رنج می‌بردند زیرا چهارسال پیش از آن سال‌های کم باران بوده است.  
+
 
 +
امام دولت [[زیدیه]] در [[یمن]]. فرزند امام مهدی عبدالله از همسر اتیوپیایی اوست. پس از درگذشت مادرش در 1835م با لقب منصور علی دعوی امامت کرد. وی در این هنگام فاقد برخی شرایط امامت بود. دو انگلیسی به نام‌های کراتین دان و هارتون که در 1836 از صنعاء دیدار و با امام مهدی عبدالله ملاقات کرده‌اند او را جوانی سیه‌چرده وصف کرده‌اند که در چندین مناسبت می‌گساری‌اش را مشاهده کرده و او را در محفل رقص دختران دیده‌اند. این دو مسافر انگلیسی گزارش کرده‌اند که مردم صنعاء در آن زمان از گرسنگی رنج می‌بردند زیرا چهارسال پیش از آن سال‌های کم باران بوده است.  
  
 
امام منصور علی، در فوریه 1837 به سبب تاخیر در پرداخت حقوق نیروهای ویژه خود از سوی آنان برکنار شد و یکی از علمای برجسته زیدیه به نام الناصر عبدالله بر جای او نشست و او و عمویش محمد را به زندان افکند.  
 
امام منصور علی، در فوریه 1837 به سبب تاخیر در پرداخت حقوق نیروهای ویژه خود از سوی آنان برکنار شد و یکی از علمای برجسته زیدیه به نام الناصر عبدالله بر جای او نشست و او و عمویش محمد را به زندان افکند.  

نسخهٔ ‏۴ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۰۳

منصور، علی بن عبدالله (1812- 1871م)   Ali bin Abdollah Al-Mansoor


امام دولت زیدیه در یمن. فرزند امام مهدی عبدالله از همسر اتیوپیایی اوست. پس از درگذشت مادرش در 1835م با لقب منصور علی دعوی امامت کرد. وی در این هنگام فاقد برخی شرایط امامت بود. دو انگلیسی به نام‌های کراتین دان و هارتون که در 1836 از صنعاء دیدار و با امام مهدی عبدالله ملاقات کرده‌اند او را جوانی سیه‌چرده وصف کرده‌اند که در چندین مناسبت می‌گساری‌اش را مشاهده کرده و او را در محفل رقص دختران دیده‌اند. این دو مسافر انگلیسی گزارش کرده‌اند که مردم صنعاء در آن زمان از گرسنگی رنج می‌بردند زیرا چهارسال پیش از آن سال‌های کم باران بوده است.

امام منصور علی، در فوریه 1837 به سبب تاخیر در پرداخت حقوق نیروهای ویژه خود از سوی آنان برکنار شد و یکی از علمای برجسته زیدیه به نام الناصر عبدالله بر جای او نشست و او و عمویش محمد را به زندان افکند.

سه سال بعد در 1840 پس از مرگ الناصر عبدالله، منصور علی و عمویش محمد از زندان آزاد شدند. محمد با لقب «الهادی محمد» دعوی امامت کرد و منصور علی را از دخالت در امور دولت ممنوع کرد. با مرگ هادی محمد در 1844 منصورعلی بار دیگر اما به راحتی به قدرت رسید.

در همین سال برای بازپس گیری اراضی پایین دست تهامه که در تصرف شریف حسین امیر ابوعریش قرار گرفته بود لشکرکشی کرد و موفقیت‌هایی کسب کرد اما با شورش عمویش قاسم غافلگیر شد و در پایان این درگیری محمد بن یحیی توانست در 1845 با لشکر قبایلی‌اش وارد صنعاء شود و منصور را از امامت خلع و خود با لقب متوکل محمد بر جای او بنشیند.

وی مقرری مالی‌ای برای منصور وضع کرد و او را در یکی از کاخ‌های صنعاء سکنی داد. اما با ورود عثمانی‌ها به یمن و اشغال صنعا، توفیق پاشا فرمانده نیروهای عثمانی که به شدت زخمی شده بود، متوکل محمد را خلع و منصور را برای بار سوم به امامت منصوب کرد.

پس از مدتی کوتاه عثمانی‌ها در 1849 به حدیده، عقب‌نشینی کردند و نزاع بر سر دولت زیدیه در صنعاء بار دیگر آغاز شد. امام منصور متوکل احمد را به زندان افکند واعدام کرد، اما در ژوییه 1950 دولت او برای بار سوم ساقط شد و یکی از نزدیکان او با لقب موید عباس بر جای او نشست، اما رقیب وی منصور احمد او را دستگیر و زندانی کرد.

در این زمان منصورعلی با گردآوری جنگجویان قبایل حاشد و بکیل و محاصره صنعاء منصور احمد را مجبور به فرار کرد و خود برای بار چهارم در فوریه 1951 به منصب امامت زیدیه بازگشت، اما این بار دولتش دیر نپایید و در همین سال در جریان شورش غالب فرزند متوکل احمد که به دست منصور علی کشته شده بود برکنار شد. غالب انتقام خون پدرش را از منصور نگرفت و اجازه داد تا او در صنعاء بقیه عمرش را سپری کند.