هزارتوی خواب و هراس (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
+
[[پرونده:Roz.hezar.jpg|جایگزین=روی جلد کتاب|بندانگشتی|روی جلد کتاب]]
 
هزارتوی خواب و هراس (A thousand Rooms of Dreaam and Fear)
 
هزارتوی خواب و هراس (A thousand Rooms of Dreaam and Fear)
  
سطر ۵: سطر ۵:
  
 
'''طرح داستان'''
 
'''طرح داستان'''
<p dir="RTL" style="text-align: justify;">در جریان کودتای کمونیستی سال 1979م (اردی‌بهشت 1357)&nbsp; فرهاد با یکی از دوستانش که قصد فرار به پاکستان را دارد، برای نوشیدن و معاشرت بیرون رفته است. در نیمه شبِ حکوت نظامی با ماموران حکومتی روبه‌رو می شود و با ضربه‌ی&nbsp; قنداق تفنگ&nbsp; به سرش، در جوی خیابان می‌افتد. زن جوانی او را پیدا کرده و چند روز تیمارش می‌کند. کودکی که مدام&nbsp; او را بابا صدا می‌زند و&nbsp; پسر جوانی که در اثر بازجویی‌های حکومتی دیوانه شده، در کنار انگشت‌های باریک زن جوان که مدام موهایش را پشت گوش می‌زند، تاریکی و رنج ِ هزارتوهای بیم و هراس دانشجوی زخمی و ترس‌خورده&nbsp;را مرهم می‌گذارد و او را در هاله‌ای از خیال و رویا باقی می‌گذارد. نقشه&nbsp;کشیدن برای پناهنده شدن دانشجو به پاکستان، آمدن مادر فرهاد با چادر زن رخت‌شو، پیچیدنش در قالی&nbsp; اتاق جلوی خانه‌ی خودشان، سر کردن شبی در مسجد در کنار جمع مردانی که حشیش می‌کشند و حرف‌های رکیک می‌زنند و با صدای اذان، نماز صبح را اقامه می‌کنند، ادامه‌ی ماجراهای کتاب است.&nbsp;</font></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">داستان هزارتوی خواب و هراس روایتگر تضاد باورهای نسل جدید و قدیم (یا اختلاف جامعه‌ی در حال رشد با جامعه‌ی سنتی) افغانستان است. این کتاب در سال 1381 توسط انتشارات خاوران (پاریس) با عنوان ''هزارخانه خواب و اختناق'' به فارسی دری منتشر شده. رمان را چندین سال بعد [[مهدی_غبرایی|مهدی_غبرایی]] از روی ترجمه‌ی انگلیسی با عنوان ''هزارتوی خواب و هراس'' به فارسی برگردانده (ثالث: 1395). با وجود اعتراض رحیمی به ترجمه‌ی مجدد آثارش از انگلیسی و فرانسوی به زبان فارسی، نشر ثالث چاپ دوم این ترجمه را نیز در سال 1397 منتشر کرده است.</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
+
<p dir="RTL" style="text-align: justify;">در جریان کودتای کمونیستی سال 1979م (اردی‌بهشت 1357)&nbsp; فرهاد با یکی از دوستانش که قصد فرار به پاکستان را دارد، برای نوشیدن و معاشرت بیرون رفته است. در نیمه شبِ حکوت نظامی با ماموران حکومتی روبه‌رو می شود و با ضربه‌ی&nbsp; قنداق تفنگ&nbsp; به سرش، در جوی خیابان می‌افتد. زن جوانی او را پیدا کرده و چند روز تیمارش می‌کند. کودکی که مدام&nbsp; او را بابا صدا می‌زند و&nbsp; پسر جوانی که در اثر بازجویی‌های حکومتی دیوانه شده، در کنار انگشت‌های باریک زن جوان که مدام موهایش را پشت گوش می‌زند، تاریکی و رنج ِ هزارتوهای بیم و هراس دانشجوی زخمی و ترس‌خورده&nbsp;را مرهم می‌گذارد و او را در هاله‌ای از خیال و رویا باقی می‌گذارد. نقشه&nbsp;کشیدن برای پناهنده شدن دانشجو به پاکستان، آمدن مادر فرهاد با چادر زن رخت‌شو، پیچیدنش در قالی&nbsp; اتاق جلوی خانه‌ی خودشان، سر کردن شبی در مسجد در کنار جمع مردانی که حشیش می‌کشند و حرف‌های رکیک می‌زنند و با صدای اذان، نماز صبح را اقامه می‌کنند، ادامه‌ی ماجراهای کتاب است.&nbsp;</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">داستان هزارتوی خواب و هراس روایتگر تضاد باورهای نسل جدید و قدیم (یا اختلاف جامعه‌ی در حال رشد با جامعه‌ی سنتی) افغانستان است. این کتاب در سال 1381 توسط انتشارات خاوران (پاریس) با عنوان ''هزارخانه خواب و اختناق'' به فارسی دری منتشر شده. رمان را چندین سال بعد [[مهدی_غبرایی|مهدی_غبرایی]] از روی ترجمه‌ی انگلیسی با عنوان ''هزارتوی خواب و هراس'' به فارسی برگردانده (ثالث: 1395). با وجود اعتراض رحیمی به ترجمه‌ی مجدد آثارش از انگلیسی و فرانسوی به زبان فارسی، نشر ثالث چاپ دوم این ترجمه را نیز در سال 1397 منتشر کرده است.</p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
 
----
 
----
 
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
 
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
[[Category:ادبیات فارسی]] [[Category:ادبیات معاصر - آثار]]
+
[[Category:ادبیات فارسی]]  
 +
[[Category:ادبیات معاصر - آثار]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۴:۴۷

روی جلد کتاب
روی جلد کتاب

هزارتوی خواب و هراس (A thousand Rooms of Dreaam and Fear)

رمانی نوشته‌ی عتیق رحیمی، نویسنده و کارگردان مطرح فرانسوی- افغانی. داستان این کتاب در افغانستان و هنگام ورود نیروهای شوروی در سال 1979م اتفاق می­‌افتد. رمان از زبان پسر جوانی به نام فرهاد که به شعر و ادبیات علاقه‌مند است روایت شده. او با باورهای سنتی پدربزرگش بسیار فاصله دارد.

طرح داستان

در جریان کودتای کمونیستی سال 1979م (اردی‌بهشت 1357)  فرهاد با یکی از دوستانش که قصد فرار به پاکستان را دارد، برای نوشیدن و معاشرت بیرون رفته است. در نیمه شبِ حکوت نظامی با ماموران حکومتی روبه‌رو می شود و با ضربه‌ی  قنداق تفنگ  به سرش، در جوی خیابان می‌افتد. زن جوانی او را پیدا کرده و چند روز تیمارش می‌کند. کودکی که مدام  او را بابا صدا می‌زند و  پسر جوانی که در اثر بازجویی‌های حکومتی دیوانه شده، در کنار انگشت‌های باریک زن جوان که مدام موهایش را پشت گوش می‌زند، تاریکی و رنج ِ هزارتوهای بیم و هراس دانشجوی زخمی و ترس‌خورده را مرهم می‌گذارد و او را در هاله‌ای از خیال و رویا باقی می‌گذارد. نقشه کشیدن برای پناهنده شدن دانشجو به پاکستان، آمدن مادر فرهاد با چادر زن رخت‌شو، پیچیدنش در قالی  اتاق جلوی خانه‌ی خودشان، سر کردن شبی در مسجد در کنار جمع مردانی که حشیش می‌کشند و حرف‌های رکیک می‌زنند و با صدای اذان، نماز صبح را اقامه می‌کنند، ادامه‌ی ماجراهای کتاب است. 

داستان هزارتوی خواب و هراس روایتگر تضاد باورهای نسل جدید و قدیم (یا اختلاف جامعه‌ی در حال رشد با جامعه‌ی سنتی) افغانستان است. این کتاب در سال 1381 توسط انتشارات خاوران (پاریس) با عنوان هزارخانه خواب و اختناق به فارسی دری منتشر شده. رمان را چندین سال بعد مهدی_غبرایی از روی ترجمه‌ی انگلیسی با عنوان هزارتوی خواب و هراس به فارسی برگردانده (ثالث: 1395). با وجود اعتراض رحیمی به ترجمه‌ی مجدد آثارش از انگلیسی و فرانسوی به زبان فارسی، نشر ثالث چاپ دوم این ترجمه را نیز در سال 1397 منتشر کرده است.