و

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

و

و

سی‌امین حرف از الفبای فارسی و حرف بیست‌وهفتم از حروف الفبای عربی (ابتثی) و حرف ششم از الفبای ابجدی که در حساب جمل آن را معادل شش حساب می‌کنند. در ترتیب الفبای فارسی، حرف «و» قبل از «ه‌ » می‌آید، اما در الفبای عربی حرف «ه‌ » قبل از «و». از نظر آوایی، حرف «و» نمایندۀ صامتِ لب و دندانی ـ سایشی «v» است چنان که در «وارد=vâred» و نیز نمایندۀ مصوت «o»، چنان که در «تو (ضمیر)= to» و مصوت «u»، چنان که در «تو (داخل)= tu» و مصوت «o[w]»، چنان که در «دور (اطراف)= do[w]r». نام این حرف «واو= vâv» است. حرف «و» به‌عنوان پسوند اشتقاقی به کلمات متصل می‌شود و صفت نسبی با مفهوم تحقیر و تصغیر می‌سازد، مثلِ کرمو، سبیلو، غرغرو، ترسو، یارو. حرف «و» به‌عنوان حرف ربط هم‌پایگی دو جمله را به هم پیوند می‌دهد، مثلِ «دیگران کاشتند و ما خوردیم». حرف «و» به‌عنوان حرف عطف، دو کلمه یا گروهِ هم‌نقش را در یک جمله به هم پیوند می‌دهد، مثل «قسمت خود می‌خورند، منعم و درویش ـ روزی خود می‌برند پشّه و عنقا». در فارسی نوشتاری معاصر، غالباً اگر بیش از دو کلمه را بخواهیم به هم پیوند بدهیم، فقط دو کلمۀ آخر را با حرف «و» به هم عطف می‌کنیم و کلمات اول و دوم و سوم و... را با ویرگول «،» به هم پیوند می‌دهیم. مثلِ «امروز در شهرهای اردبیل، آستارا، بندر انزلی و نوشهر باران بارید.» حرف «و» به‌عنوان حرف اضافه، به‌معنی «با، دربرابر، همراهِ، معادلِ» در متون فارسی کهن بسیار آمده است، مثلِ «عمر برف است و آفتابِ تموز ـ اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز» (گلستان سعدی). «پس زندگی یادکن روز مرگ ـ چنانیم با مرگ چون باد و برگ» (شاهنامۀ فردوسی). در فارسی کهن، حرف مصوت «و» را به دو صورتِ «مجهول و معروف» تلفظ می‌کرده‌اند که در زبان فارسی معاصر چنین تمایزی وجود ندارد. «و» مجهول واوی بوده است که در تلفّظ اندکی مفهوم بوده است، مثلِ «بور، هور، بو، سبو» و حرف «و» معروف واوی بوده است که در تلفظ مفهوم می‌شده است، مثل «سور، دور، گلو، آسود، پالود، خوب». «واو معدوله» که بلافاصله بعد از صامت «خ» در کلمات فارسی می‌آید، نوشته می‌شود اما به تلفظ درنمی‌آید. توضیح این که در فارسی دری «خو= xo» واج صامت مستقلی بوده است که رفته‌رفته ازمیان رفته و هنوز در بعضی لهجه‌ها باقی مانده است. شکل مکتوب آن در برخی واژه‌ها از قبیل «خواب، خواندن، خواستن، خواهش، خویش، خوار» باقی‌مانده است. تلفظ واو عطف در پهلوی به‌صورت «او=u» بوده است که در فارسی دری به «o» تغییر یافته، بعداً بر اثر آمیختگی با «واو» عربی دگرگونی‌هایی در آن رخ داده، «وَ» «va» تلفظ می‌شود.