ساعدی، غلامحسین (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴ ش)

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۴ توسط Nazanin (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
غلامحسین ساعِدی
زادروز تبریز ۱۳۱۴ش
درگذشت پاریس ۱۳۶۴‌ش
ملیت ایرانی
تحصیلات و محل تحصیل پزشکی و روان‌پزشکی در دانشگاه‌های تبریز و تهران
شغل و تخصص اصلی داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس
شغل و تخصص های دیگر روان‌پزشک
آثار عزاداران بَیَل، چوب‌به‌دست‌های ورزیل، گاو، دایرۀ مینا
گروه مقاله ادبیات فارسی، تئاتر
غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی
ساعدی در کنار احمد شاملو
ساعدی در کنار احمد شاملو

غلامحسین ساعدی (تبریز ۱۳۱۴ـ پاریس ۱۳۶۴‌ش)

(اسم مستعار: گوهر مراد) داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس ایرانی. از بزرگ‌ترین و شاخص‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان و همچنین نسل دوم روشنفکران ایرانی. در خانواده‌ای متوسط به‌دنیا آمد. از نوجوانی آثار خود را در مطبوعات محلی چاپ کرد. در دانشگاه‌های تبریز و تهران، پزشکی و روان‌پزشکی خواند. درک و دریافت او از شخصیت‌های روان‌پریش و پریشان‌ذهن و دردهای روحی آنان، که در داستان‌های او آشکارا دیده می‌شود، ریشه در مشغله‌های شغلی و تحصیلی او دارد. در داستان‌های ساعدی واقعیت و کابوس به‌هم می‌آمیزد که فضای داستان‌ها به فضاهایی وهمناک بدل می‌شود.

نخستین مجموعۀ داستانش شب‌نشینی باشکوه (۱۳۳۹ش) نام دارد که تأثیر صادق هدایت در آن هویداست. ساعدی، ازجمله در داستان‌های به‌هم پیوستۀ عزاداران بَیَل (۱۳۴۳)،  توپ و ترس و لرز (۱۳۴۶)، از بدویّت جغرافیایی برای ساختن فضایی شگفتی‌آفرین و هراسناک بهره می‌جوید. آثار ساعدی دربردارندۀ داستان و نمایش‌نامه و تک‌نگاری‌های مردم‌نگارانه و ترجمۀ آثار روان‌شناسی و ادبی است.

ساعدی از خرداد ۱۳۵۳ تا اردیبهشت ۱۳۵۴ش را در حبس گذراند. از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶، شش جلد از گاهنامۀ الفبا را منتشر کرد. در ۱۳۵۷ به‌دعوت «انجمن قلم» عازم امریکا شد. در پاییز همان سال در لندن با احمد شاملو در انتشار دوازده شماره از نشریۀ ایرانشهر همکاری کرد. در ۱۳۶۱ش به فرانسه مهاجرت کرد، در آن‌جا چند نمایش‌نامه نوشت و شماره‌هایی از الفبا را انتشار داد. پس از درگذشت، در جوار صادق هدایت به‌خاک سپرده شد.

ساعدی فیلم‌نامه‌ی گاو را براساس یکی از داستان‌های عزاداران بیل (از خودش) برای داریوش مهرجویی، دایرۀ مینا را براساس داستان «آشغالدونی» از مجموعه داستان‌های گور و گهواره برای ناصر تقوایی و همچنین آرامش در حضور دیگران را با اقتباس از داستان آرامش در حضور دیگران از مجموعهٔ «واهمه‌های بی‌نام‌ونشان» برای تقوایی نوشت. هرسه فیلم (خاصه گاو) جز اقبال عمومی در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی با موفقیت‌های چشم‌گیری مواجه شدند.

بیش‌تر نمایش‌نامه‌های ساعدی، خاصه چوب‌به‌دست‌های ورزیل، توسط کارگردانان شاخص هم‌دورۀ وی و نیز تاکنون به کرات توسط افراد مختلف در ایران و خارج از ایران اجرا شده‌اند.

آثار نمایش‌نامه

۱۳۳۹ - کاربافک‌ها در سنگر

۱۳۴۰ - کلاته گل

۱۳۴۲ - ده لال‌بازی (۱۰ نمایش‌نامهٔ پانتومیم)

۱۳۴۴ - چوب‌به‌دست‌های ورزیل

۱۳۴۴ - بهترین بابای دنیا

۱۳۴۵ - پنج نمایش‌نامه از انقلاب مشروطیت

۱۳۴۶ - آی باکلاه، آی بی‌کلاه

۱۳۴۶ - خانه روشنی (پنج نمایش‌نامه)

۱۳۴۷ - دیکته و زاویه (دو نمایشنامه)

۱۳۴۸ - پرواربندان

۱۳۴۹ - وای بر مغلوب

۱۳۴۹ - ما نمی‌شنویم (سه نمایش‌نامه)

۱۳۴۹ - جانشین

۱۳۵۰ - چشم در برابر چشم

۱۳۵۲ - مار در معبد

۱۳۵۲ - قوردلار

۱۳۵۴ - عاقبت قلم‌فرسایی (دو نمایش‌نامه)

۱۳۵۴ - هنگامه آرایان

۱۳۵۵ - ضحاک

۱۳۵۷ - ماه عسل

مجموعه داستان‌ها

۱۳۳۴ - خانه‌های شهر ری

۱۳۳۹ - شب‌نشینی باشکوه

۱۳۴۳ - عزاداران بَیَل (هشت داستان پیوسته)

۱۳۴۵ - دندیل (چهار داستان)

۱۳۴۵ - گور و گهواره (سه داستان کوتاه)

۱۳۴۶ - واهمه‌های بی‌نام‌ونشان (شش داستان کوتاه)

۱۳۴۷ - ترس و لرز (شش داستان کوتاهِ پیوسته)

۱۳۷۷ - آشفته‌حالان بیداربخت (ده داستان کوتاه)

رمان

۱۳۴۴ - مقتل

۱۳۴۸ - توپ

۱۳۵۳ - تاتار خندان

۱۳۵۵ - غریبه در شهر

جای پنجه در هوا (ناتمام)

فیلم‌نامه

۱۳۴۸ - فصل گستاخی

۱۳۴۹ - ما نمی‌شنویم

۱۳۵۰ - گاو

1350- دایرهٔ مینا

۱۳۵۱ - آرامش در حضور دیگران (از کتاب «واهمه‌های بی‌نام و نشان»)

رنسانس

۱۳۵۷ - عافیتگاه

۱۳۶۱ - مولوس کورپوس

تک‌نگاری‌ها

۱۳۴۲ - ایلخچی

۱۳۴۳ - خیاو یا مشکین‌شهر

۱۳۴۵ - اهل هوا

ترجمه

۱۳۴۲ - شناخت خویش (نوشتهٔ آرتور جرسیلد- ترجمه با محمدنقی براهنی)

۱۳۴۲ - قلب، بیماری‌های قلبی و فشار خون (نوشتهٔ ه. بله‌کسلی- ترجمه با محمدعلی نقشینه)

۱۳۴۳ - آمریکا آمریکا (نوشتهٔ الیا کازان- ترجمه با محمدنقی براهنی)