آلن فورنیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
|نام = Alain-Fournier
|نام = Alain-Fournier
|نام دیگر=
|نام دیگر=
|نام اصلی=
|نام اصلی=هانری آلبان فورنیه
|نام مستعار=
|نام مستعار=
|لقب=
|لقب=
|زادروز=۱۸۸۶
|زادروز=لا شاپل دانژیون ۱۸۸۶م
|تاریخ مرگ=۱۹۱۴
|تاریخ مرگ=۱۹۱۴م
|دوره زندگی=
|دوره زندگی=
|ملیت=فرانسوی
|ملیت=فرانسوی
خط ۱۹: خط ۱۹:
|سمت =
|سمت =
|جوایز و افتخارات =
|جوایز و افتخارات =
|آثار =مون بزرگ
|آثار =رمان مون بزرگ، مجموعه معجزه‌ها
|خویشاوندان سرشناس =
|خویشاوندان سرشناس =
|گروه مقاله =تاریخ جهان
|گروه مقاله =تاریخ جهان
خط ۲۸: خط ۲۸:
|باشگاه =
|باشگاه =
}}
}}
<p style="text-align: justify;">[[File:آلن فورنیه 2.jpg|thumb|آلن فورنیه]][[File:آلن فورنیه 1.jpg|thumb|آلن فورنیه در سنین نوجوانی]]آلَن&nbsp;فورنِیه (۱۸۸۶ـ۱۹۱۴) (Alain-Fournier)</p> <p style="text-align: justify;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify;">(نام اصلی: هانری آلبان فورنیه) رمان‌نویس فرانسوی. در زمان مرگ، تنها بیست و هشت سال داشت. با این حال، اولین و آخرین رمانش، یعنی ''مون بزرگ''<ref>Le Grand Meaulnes</ref>، چنان&nbsp;درخشان بود که نامش را در تاریخ ادبیات ثبت کرد.</p> <p style="text-align: justify;">فورنیه در لا شاپل دانژیون<ref> La Chapelle-d'Angillon</ref> در مرکز فرانسه به دنیا آمد. پدرش معلم مدرسه بود. سعی کرد در مدرسه‌ی عالی<ref>École Normale Supérieure</ref> پاریس پذیرفته شود، اما در این امر ناکام بود. پس از این، در رشته‌ی بازرگانی دریایی<ref>merchant marine school </ref> تحصیل کرد و در میانه‌ی تحصیل، به مدت دو سال به خدمت نظامی رفت. در همین سال‌ها، مقالات و اشعار پراکنده‌ای از او در نشریات فرانسه به چاپ رسید. در سال 1905،&nbsp;فورنیه با دختری به نام یون ماری توسان<ref>Yvonne Marie Elise Toussaint de Quiévrecourt</ref> آشنا شد و دلبستگی عمیقی به او پیدا کرد. هرچند که در نهایت رابطه‌ای بین آن‌ها شکل نگرفت، اما این دختر دستمایه‌ی ساخت‌وپرداخت&nbsp;شخصیت زن اصلی رمان ''مون بزرگ''، یعنی یون دو گالا<ref>Yvonne de Galais</ref>، گردید. در سال‌های بعد، فورنیه در مقام منتقد ادبی در «پاریس ژورنال» می‌نوشت و در آنجا، با ادبای بزرگی چون [[آندره_ژید|آندره_ژید]] و [[پل_کلودل_(۱۸۶۸ـ۱۹۵۵)|پل کلودل]] آشنا شد. در سال 1912، فورنیه این شغل را ترک کرد و به عنوان دستیار یک سیاستمدار به کار مشغول شد. در همین سال، نگارش رمان&nbsp;''مون بزرگ'' خود را به پایان رساند و کتاب در سال 1913به چاپ رسید. فورنیه مشغول&nbsp;کار بر روی دومین رمانش بود که به عنوان افسر نظامی عازم جبهه‌ی جنگ جهانی اول شد و یک ماه بعد، در جریان یک نبرد&nbsp;درگذشت. پیکر او برای نزدیک به هشتاد سال ناشناخته باقی ماند و در نهایت، در سال 1991 شناسایی شد. مجموعه‌ای از اشعار و یاداشت‌های او، با عنوان ''معجزه‌ها''، ده سال پس از مرگش به چاپ رسید.</p> <p style="text-align: justify;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify;">'''طرح داستان ''مون بزرگ'''''</p> <p style="text-align: justify;">''مون بزرگ'' روایتی است از زبان پسری پانزده ساله به نام فرانسوا سورل<ref>François Seurel</ref>،&nbsp;درباره‌ی یکی از همکلاسی‌هایش در دبیرستان، به نام آگوستین مون<ref>Augustin Meaulnes</ref> که به خاطر بلندی قدش، «مون بزرگ» لقب گرفته است. مون در یک مجلس عروسی در شهر کوچک لو سابلونر<ref>Les Sablonnières</ref> شرکت می‌کند تا شاهد ازدواج دوستش، فرانتز<ref>Frantz</ref>، با دختری به نام والنتین<ref>Valentine</ref> باشد. در این بین، او خواهر فرانتز-&nbsp;یعنی ایون دو گالا- را در مجلس عروسی ملاقات می‌کند و یک‌شبه و دیوانه‌وار به او دل می‌بازد. عروسی به دلیل عدم حضور والنتین نیمه‌کاره پایان می‌گیرد و فرانتز دست به خودکشی می‌زند، گرچه در نهایت زنده می‌ماند.</p> <p style="text-align: justify;">پس از بازگشت به مدرسه، تمام فکر مون مشغول دو گالا است و برای دیدار دوباره‌ی او به پاریس می‌رود، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد. بعد از سال‌ها، راوی، که حالا معلم مدرسه شده، برای خوشی دوستش به دنبال ایون دو گالا می‌رود و در نهایت، او را پیدا می‌کند. ایون، همچنان با پدر پیرش زندگی می‌کند و به راوی اعتراف می‌کند که متقابلاً دلبسته‌ی مون بزرگ بوده است. به این ترتیب، مون و گالا بالاخره با هم ازدواج می‌کنند. با این حال، چند روز پس از ازدواج، مون گالا را ترک می‌کند تا فرانتز را بیابد و به قولی که سال‌ها پیش به او داده، عمل کند و مقدمات ازدواج او و والنتین را فراهم بیاورد. گالا نیز، در غیاب مون، دختری به دنیا می‌آورد و خود دو روز بعد از دنیا می‌رود. به این ترتیب، راوی در خانه‌ی آن‌ها سکونت می‌کند و سرپرستی دختربچه را بر عهده می‌گیرد.</p> <p style="text-align: justify;">در همین دوران، راوی یادداشتی به قلم مون در خانه می‌یابد که حاکی از رابطه‌ی مخفیانه‌ی او با والنتین است و خیانتش به فرانتز را آشکار می‌کند. در نهایت و پس از سال‌ها، مون که توانسته فرانتز و والنتین را دوباره به هم برساند، به شهر برمی‌گردد و با دختری روبه‌رو می‌شود که حاصل ازدواج کوتاه‌مدت او با همسر درگذشته‌اش، یعنی ایون دو گالاست.</p> <p style="text-align: justify;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify;">'''اقتباس‌ها از ''مون بزرگ'''''</p> <p style="text-align: justify;">این رمان، دو بار منبع اقتباس سینمایی بوده و همچنین، در «فهرست صد رمان برتر قرن نشریه‌ی لوموند»<ref>Le Monde's 100 Books of the Century</ref>، در جایگاه نهم قرار گرفته است. نسخه‌ی فارسی این رمان را «نشر مرکز» با ترجمه‌ی مرحوم مهدی سحابی منتشر کرده است.</p> <p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
<p style="text-align: justify;">[[File:آلن فورنیه 2.jpg|thumb|آلن فورنیه]][[File:آلن فورنیه 1.jpg|thumb|آلن فورنیه در سنین نوجوانی]]آلَن فورنِیه (۱۸۸۶ـ۱۹۱۴م) (Alain-Fournier)</p> <p style="text-align: justify;"></p> <p style="text-align: justify;">(نام اصلی: هانری آلبان فورنیه) رمان‌نویس فرانسوی. در زمان مرگ، تنها بیست و هشت سال داشت. با این حال، اولین و آخرین رمانش، یعنی ''مون بزرگ''<ref>''Le Grand Meaulnes''</ref>، چنان درخشان بود که نامش را در تاریخ ادبیات ثبت کرد.</p> <p style="text-align: justify;">فورنیه در لا شاپل دانژیون<ref> La Chapelle-d'Angillon</ref> در مرکز [[فرانسه]] به دنیا آمد. پدرش معلم مدرسه بود. سعی کرد در مدرسه‌ی عالی<ref>École Normale Supérieure</ref> [[پاریس، شهر|پاریس]] پذیرفته شود، اما در این امر ناکام بود. پس از این، در رشته‌ی بازرگانی دریایی<ref>merchant marine school </ref> تحصیل کرد و در میانه‌ی تحصیل، به مدت دو سال به خدمت نظامی رفت. در همین سال‌ها، مقالات و اشعار پراکنده‌ای از او در نشریات فرانسه به چاپ رسید. در سال 1905م، فورنیه با دختری به نام یون ماری توسان<ref>Yvonne Marie Elise Toussaint de Quiévrecourt</ref> آشنا شد و دلبستگی عمیقی به او پیدا کرد. هرچند که در نهایت رابطه‌ای بین آن‌ها شکل نگرفت، اما این دختر دستمایه‌ی ساخت‌وپرداخت شخصیت زن اصلی رمان ''مون بزرگ''، یعنی یون دو گالا<ref>Yvonne de Galais</ref>، گردید. در سال‌های بعد، فورنیه در مقام منتقد ادبی در «پاریس ژورنال» می‌نوشت و در آنجا، با ادبای بزرگی چون [[آندره_ژید|آندره_ژید]] و [[پل_کلودل_(۱۸۶۸ـ۱۹۵۵)|پل کلودل]] آشنا شد. در سال 1912م، فورنیه این شغل را ترک کرد و به عنوان دستیار یک سیاستمدار به کار مشغول شد. در همین سال، نگارش رمان ''مون بزرگ'' خود را به پایان رساند و کتاب در سال 1913م به چاپ رسید. فورنیه مشغول کار بر روی دومین رمانش بود که به عنوان افسر نظامی عازم جبهه‌ی [[جنگ جهانی اول]] شد و یک ماه بعد، در جریان یک نبرد درگذشت. پیکر او برای نزدیک به هشتاد سال ناشناخته باقی ماند و در نهایت، در سال 1991م شناسایی شد. مجموعه‌ای از اشعار و یاداشت‌های او، با عنوان ''معجزه‌ها''، ده سال پس از مرگش به چاپ رسید.</p> <p style="text-align: justify;"></p> <p style="text-align: justify;">'''طرح داستان ''مون بزرگ'''''</p> <p style="text-align: justify;">''مون بزرگ'' روایتی است از زبان پسری پانزده ساله به نام فرانسوا سورل<ref>François Seurel</ref>، درباره‌ی یکی از همکلاسی‌هایش در دبیرستان، به نام آگوستین مون<ref>Augustin Meaulnes</ref> که به خاطر بلندی قدش، «مون بزرگ» لقب گرفته است. مون در یک مجلس عروسی در شهر کوچک لو سابلونر<ref>Les Sablonnières</ref> شرکت می‌کند تا شاهد ازدواج دوستش، فرانتز<ref>Frantz</ref>، با دختری به نام والنتین<ref>Valentine</ref> باشد. در این بین، او خواهر فرانتز- یعنی ایون دو گالا- را در مجلس عروسی ملاقات می‌کند و یک‌شبه و دیوانه‌وار به او دل می‌بازد. عروسی به دلیل عدم حضور والنتین نیمه‌کاره پایان می‌گیرد و فرانتز دست به خودکشی می‌زند، گرچه در نهایت زنده می‌ماند.</p> <p style="text-align: justify;">پس از بازگشت به مدرسه، تمام فکر مون مشغول دو گالا است و برای دیدار دوباره‌ی او به پاریس می‌رود، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد. بعد از سال‌ها، راوی، که حالا معلم مدرسه شده، برای خوشی دوستش به دنبال ایون دو گالا می‌رود و در نهایت، او را پیدا می‌کند. ایون، همچنان با پدر پیرش زندگی می‌کند و به راوی اعتراف می‌کند که متقابلاً دلبسته‌ی مون بزرگ بوده است. به این ترتیب، مون و گالا بالاخره با هم ازدواج می‌کنند. با این حال، چند روز پس از ازدواج، مون گالا را ترک می‌کند تا فرانتز را بیابد و به قولی که سال‌ها پیش به او داده، عمل کند و مقدمات ازدواج او و والنتین را فراهم بیاورد. گالا نیز، در غیاب مون، دختری به دنیا می‌آورد و خود دو روز بعد از دنیا می‌رود. به این ترتیب، راوی در خانه‌ی آن‌ها سکونت می‌کند و سرپرستی دختربچه را بر عهده می‌گیرد.</p> <p style="text-align: justify;">در همین دوران، راوی یادداشتی به قلم مون در خانه می‌یابد که حاکی از رابطه‌ی مخفیانه‌ی او با والنتین است و خیانتش به فرانتز را آشکار می‌کند. در نهایت و پس از سال‌ها، مون که توانسته فرانتز و والنتین را دوباره به هم برساند، به شهر برمی‌گردد و با دختری روبه‌رو می‌شود که حاصل ازدواج کوتاه‌مدت او با همسر درگذشته‌اش، یعنی ایون دو گالاست.</p> <p style="text-align: justify;"></p> <p style="text-align: justify;">'''اقتباس‌ها از ''مون بزرگ'''''</p> <p style="text-align: justify;">این رمان، دو بار منبع اقتباس سینمایی بوده و همچنین، در «فهرست صد رمان برتر قرن نشریه‌ی لوموند»<ref>Le Monde's 100 Books of the Century</ref>، در جایگاه نهم قرار گرفته است. نسخه‌ی فارسی این رمان را «نشر مرکز» با ترجمه‌ی مرحوم [[سحابی، مهدی (قزوین ۱۳۲۲ـ ۱۳۸۸ش)|مهدی سحابی]] منتشر کرده است.</p> <p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
----
----
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>  
[[Category:ادبیات غرب]] [[Category:رمان (اشخاص و آثار)]]
[[Category:ادبیات غرب]] [[Category:رمان (اشخاص و آثار)]]

نسخهٔ ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۳۱

آلن فورنیه
Alain-Fournier
زادروز لا شاپل دانژیون ۱۸۸۶م
درگذشت ۱۹۱۴م
ملیت فرانسوی
تحصیلات و محل تحصیل بازرگانی دریایی
شغل و تخصص اصلی نویسنده
آثار رمان مون بزرگ، مجموعه معجزه‌ها
گروه مقاله تاریخ جهان

آلن فورنیه
آلن فورنیه در سنین نوجوانی

آلَن فورنِیه (۱۸۸۶ـ۱۹۱۴م) (Alain-Fournier)

(نام اصلی: هانری آلبان فورنیه) رمان‌نویس فرانسوی. در زمان مرگ، تنها بیست و هشت سال داشت. با این حال، اولین و آخرین رمانش، یعنی مون بزرگ[۱]، چنان درخشان بود که نامش را در تاریخ ادبیات ثبت کرد.

فورنیه در لا شاپل دانژیون[۲] در مرکز فرانسه به دنیا آمد. پدرش معلم مدرسه بود. سعی کرد در مدرسه‌ی عالی[۳] پاریس پذیرفته شود، اما در این امر ناکام بود. پس از این، در رشته‌ی بازرگانی دریایی[۴] تحصیل کرد و در میانه‌ی تحصیل، به مدت دو سال به خدمت نظامی رفت. در همین سال‌ها، مقالات و اشعار پراکنده‌ای از او در نشریات فرانسه به چاپ رسید. در سال 1905م، فورنیه با دختری به نام یون ماری توسان[۵] آشنا شد و دلبستگی عمیقی به او پیدا کرد. هرچند که در نهایت رابطه‌ای بین آن‌ها شکل نگرفت، اما این دختر دستمایه‌ی ساخت‌وپرداخت شخصیت زن اصلی رمان مون بزرگ، یعنی یون دو گالا[۶]، گردید. در سال‌های بعد، فورنیه در مقام منتقد ادبی در «پاریس ژورنال» می‌نوشت و در آنجا، با ادبای بزرگی چون آندره_ژید و پل کلودل آشنا شد. در سال 1912م، فورنیه این شغل را ترک کرد و به عنوان دستیار یک سیاستمدار به کار مشغول شد. در همین سال، نگارش رمان مون بزرگ خود را به پایان رساند و کتاب در سال 1913م به چاپ رسید. فورنیه مشغول کار بر روی دومین رمانش بود که به عنوان افسر نظامی عازم جبهه‌ی جنگ جهانی اول شد و یک ماه بعد، در جریان یک نبرد درگذشت. پیکر او برای نزدیک به هشتاد سال ناشناخته باقی ماند و در نهایت، در سال 1991م شناسایی شد. مجموعه‌ای از اشعار و یاداشت‌های او، با عنوان معجزه‌ها، ده سال پس از مرگش به چاپ رسید.

طرح داستان مون بزرگ

مون بزرگ روایتی است از زبان پسری پانزده ساله به نام فرانسوا سورل[۷]، درباره‌ی یکی از همکلاسی‌هایش در دبیرستان، به نام آگوستین مون[۸] که به خاطر بلندی قدش، «مون بزرگ» لقب گرفته است. مون در یک مجلس عروسی در شهر کوچک لو سابلونر[۹] شرکت می‌کند تا شاهد ازدواج دوستش، فرانتز[۱۰]، با دختری به نام والنتین[۱۱] باشد. در این بین، او خواهر فرانتز- یعنی ایون دو گالا- را در مجلس عروسی ملاقات می‌کند و یک‌شبه و دیوانه‌وار به او دل می‌بازد. عروسی به دلیل عدم حضور والنتین نیمه‌کاره پایان می‌گیرد و فرانتز دست به خودکشی می‌زند، گرچه در نهایت زنده می‌ماند.

پس از بازگشت به مدرسه، تمام فکر مون مشغول دو گالا است و برای دیدار دوباره‌ی او به پاریس می‌رود، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد. بعد از سال‌ها، راوی، که حالا معلم مدرسه شده، برای خوشی دوستش به دنبال ایون دو گالا می‌رود و در نهایت، او را پیدا می‌کند. ایون، همچنان با پدر پیرش زندگی می‌کند و به راوی اعتراف می‌کند که متقابلاً دلبسته‌ی مون بزرگ بوده است. به این ترتیب، مون و گالا بالاخره با هم ازدواج می‌کنند. با این حال، چند روز پس از ازدواج، مون گالا را ترک می‌کند تا فرانتز را بیابد و به قولی که سال‌ها پیش به او داده، عمل کند و مقدمات ازدواج او و والنتین را فراهم بیاورد. گالا نیز، در غیاب مون، دختری به دنیا می‌آورد و خود دو روز بعد از دنیا می‌رود. به این ترتیب، راوی در خانه‌ی آن‌ها سکونت می‌کند و سرپرستی دختربچه را بر عهده می‌گیرد.

در همین دوران، راوی یادداشتی به قلم مون در خانه می‌یابد که حاکی از رابطه‌ی مخفیانه‌ی او با والنتین است و خیانتش به فرانتز را آشکار می‌کند. در نهایت و پس از سال‌ها، مون که توانسته فرانتز و والنتین را دوباره به هم برساند، به شهر برمی‌گردد و با دختری روبه‌رو می‌شود که حاصل ازدواج کوتاه‌مدت او با همسر درگذشته‌اش، یعنی ایون دو گالاست.

اقتباس‌ها از مون بزرگ

این رمان، دو بار منبع اقتباس سینمایی بوده و همچنین، در «فهرست صد رمان برتر قرن نشریه‌ی لوموند»[۱۲]، در جایگاه نهم قرار گرفته است. نسخه‌ی فارسی این رمان را «نشر مرکز» با ترجمه‌ی مرحوم مهدی سحابی منتشر کرده است.

 


 

  1. Le Grand Meaulnes
  2. La Chapelle-d'Angillon
  3. École Normale Supérieure
  4. merchant marine school
  5. Yvonne Marie Elise Toussaint de Quiévrecourt
  6. Yvonne de Galais
  7. François Seurel
  8. Augustin Meaulnes
  9. Les Sablonnières
  10. Frantz
  11. Valentine
  12. Le Monde's 100 Books of the Century