آنارشیسم: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
جز (Added English title to display title and first line)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
Anarchism
آنارشیسم (Anarchism)


آنارشیسم <br>
<br>
(یا: حکومت‌ستیزی) آموزه‌ای سیاسی و فلسفی که قدرت سیاسی سازمان‌یافته (دولت) را در هر نظام اجتماعی و در همۀ اشکال آن مردود می‌شناسد و عامل بدبختی‌های بشر می‌داند. آنارشیست‌ها معتقدند که عالی‌ترین دستاورد بشری، آزادی مطلق شخص و صرفاً محدود به آزادی دیگری و پرهیز از رساندن آزار و آسیب به دیگران است. آنارشیسم به‌جای دولت، ادارۀ امور جوامع را از راه همکاری داوطلبانۀ مردم در سازمان‌های غیردولتی کوچک، مستقل و آزاد پیشنهاد می‌کند. اگرچه وجود اندیشه‌های آنارشیستی را می‌توان تا سه قرن پیش از میلاد نزد زنون فیلسوف یونانی پی گرفت، امّا آنارشیسم فلسفیِ دورۀ جدید با پیِر ژوزف پرودون (۱۸۰۹ـ۱۸۶۵) و کتاب ''مالکیت چیست'' او آغاز می‌شود. آنارشیست‌های فلسفی روش‌های خشونت‌آمیز را نفی می‌کنند و معتقدند که تکامل تدریجی اجتماعی سرانجام به سازماندهی‌های آنارشیک خواهد انجامید. آنارشیسم خشونت‌طلب در قرن ۱۹ از دل جنبش سوسیالیستی برآمد. میخائیل باکونین (۱۸۱۴ـ۱۸۷۶) که معتقد به توسل به زور و ترور برای رسیدن به هدف بود، در انترناسیونال اول (۱۸۶۹) به‌سبب اختلاف نظر با کارل مارکس اخراج شد. کروپاتکین، شاهزادۀ روس، از آنارشیست‌های مدرن و معتدل و&nbsp;از متفکران آنارشیسم بود. آنارشیست‌های افراطی با ترور مکینلی، رئیس‌جمهور امریکا، تزار الکساندر اول، هومبرت اول، پادشاه ایتالیا، جورج اول، پادشاه یونان، و کارنو، رئیس‌جمهور فرانسه، سبب شدند که افکار عمومی جهانیان همۀ آنارشیست‌ها را تروریست و خشونت‌طلب تلقی کند. از ربع دوم قرن ۲۰ آنارشیسم به‌مثابه فلسفه‌ای سیاسی و جنبشی سازمان‌یافته به سراشیبی ضعف و زوال و اضمحلال افتاد. الکساندر برکمنِ لهستانی‌تبار و اِما گلدمنِ لیتوانیایی‌نژاد، که هر دو به تابعیت امریکا درآمده بودند، از آخرین چهر‌ه‌های معروف جنبش آنارشیسم بودند که در ۱۹۱۹ هر دو به شوروی تبعید شدند.
(یا: حکومت‌ستیزی) آموزه‌ای سیاسی و فلسفی که قدرت سیاسی سازمان‌یافته ([[دولت]]) را در هر نظام اجتماعی و در همۀ اشکال آن مردود می‌شناسد و عامل بدبختی‌های بشر می‌داند. [[آنارشیست|آنارشیست‌]]<ref>anarchist</ref>ها معتقدند که عالی‌ترین دستاورد بشری، آزادی مطلق شخص و صرفاً محدود به آزادی دیگری و پرهیز از رساندن آزار و آسیب به دیگران است. آنارشیسم به‌جای دولت، ادارۀ امور جوامع را از راه همکاری داوطلبانۀ مردم در سازمان‌های غیردولتی کوچک، مستقل و آزاد پیشنهاد می‌کند. اگرچه وجود اندیشه‌های آنارشیستی را می‌توان تا سه قرن پیش از میلاد نزد زنون فیلسوف یونانی پی گرفت، اما آنارشیسم فلسفیِ دورۀ جدید با [[پرودون، پیر ژوزف (۱۸۰۹ـ۱۸۶۵)|پیِر ژوزف پرودون]]<ref>Pierre Joseph Proudhon</ref> (۱۸۰۹ـ۱۸۶۵م) و کتاب ''مالکیت چیست'' او آغاز می‌شود. آنارشیست‌های فلسفی روش‌های خشونت‌آمیز را نفی می‌کنند و معتقدند که تکامل تدریجی اجتماعی سرانجام به سازماندهی‌های آنارشیک خواهد انجامید. آنارشیسم خشونت‌طلب در قرن ۱۹م از دل جنبش سوسیالیستی برآمد. [[باکونین، میخاییل (۱۸۱۴ـ۱۸۷۶)|میخائیل باکونین]]<ref>Michael Bakunin</ref> (۱۸۱۴ـ۱۸۷۶م) که معتقد به توسل به زور و ترور برای رسیدن به هدف بود، در انترناسیونال اول (۱۸۶۹م) به‌سبب اختلاف نظر با [[مارکس، کارل (۱۸۱۸ـ۱۸۸۳)|کارل مارکس]]<ref>Karl Marx</ref> اخراج شد. کروپاتکین<ref>Kropotkin</ref>، شاهزادۀ روس، از آنارشیست‌های مدرن و معتدل و از متفکران آنارشیسم بود. آنارشیست‌های افراطی با ترور مکینلی<ref>McKinley</ref>، رئیس‌جمهور امریکا، تزار الکساندر اول، هومبرت اول، پادشاه [[ایتالیا]]، جورج اول، پادشاه [[یونان]]، و [[کارنو، سادی (۱۸۳۷ـ۱۸۹۴)|کارنو]]، رئیس‌جمهور [[فرانسه]]، سبب شدند که افکار عمومی جهانیان همۀ آنارشیست‌ها را تروریست و خشونت‌طلب تلقی کند. از ربع دوم قرن ۲۰ آنارشیسم به‌مثابه فلسفه‌ای سیاسی و جنبشی سازمان‌یافته به سراشیبی ضعف و زوال و اضمحلال افتاد. الکساندر برکمنِ<ref>Alexander Berkman</ref> لهستانی‌تبار و [[گلدمن، اما (۱۸۶۹ـ۱۹۴۰)|اِما گلدمنِ]]<ref>Emma Goldman</ref> لیتوانیایی‌نژاد، که هر دو به تابعیت امریکا درآمده بودند، از آخرین چهر‌ه‌های معروف جنبش آنارشیسم بودند که در ۱۹۱۹م هر دو به [[اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی|شوروی]] تبعید شدند.
<br><!--10232900-->
 
 
 
<br>
----
 
<!--10232900-->
[[رده:جامعه شناسی]]
[[رده:جامعه شناسی]]
[[رده:(جامعه شناسی)اصطلاحات و مفاهیم]]
[[رده:(جامعه شناسی)اصطلاحات و مفاهیم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۰۵

آنارشیسم (Anarchism)


(یا: حکومت‌ستیزی) آموزه‌ای سیاسی و فلسفی که قدرت سیاسی سازمان‌یافته (دولت) را در هر نظام اجتماعی و در همۀ اشکال آن مردود می‌شناسد و عامل بدبختی‌های بشر می‌داند. آنارشیست‌[۱]ها معتقدند که عالی‌ترین دستاورد بشری، آزادی مطلق شخص و صرفاً محدود به آزادی دیگری و پرهیز از رساندن آزار و آسیب به دیگران است. آنارشیسم به‌جای دولت، ادارۀ امور جوامع را از راه همکاری داوطلبانۀ مردم در سازمان‌های غیردولتی کوچک، مستقل و آزاد پیشنهاد می‌کند. اگرچه وجود اندیشه‌های آنارشیستی را می‌توان تا سه قرن پیش از میلاد نزد زنون فیلسوف یونانی پی گرفت، اما آنارشیسم فلسفیِ دورۀ جدید با پیِر ژوزف پرودون[۲] (۱۸۰۹ـ۱۸۶۵م) و کتاب مالکیت چیست او آغاز می‌شود. آنارشیست‌های فلسفی روش‌های خشونت‌آمیز را نفی می‌کنند و معتقدند که تکامل تدریجی اجتماعی سرانجام به سازماندهی‌های آنارشیک خواهد انجامید. آنارشیسم خشونت‌طلب در قرن ۱۹م از دل جنبش سوسیالیستی برآمد. میخائیل باکونین[۳] (۱۸۱۴ـ۱۸۷۶م) که معتقد به توسل به زور و ترور برای رسیدن به هدف بود، در انترناسیونال اول (۱۸۶۹م) به‌سبب اختلاف نظر با کارل مارکس[۴] اخراج شد. کروپاتکین[۵]، شاهزادۀ روس، از آنارشیست‌های مدرن و معتدل و از متفکران آنارشیسم بود. آنارشیست‌های افراطی با ترور مکینلی[۶]، رئیس‌جمهور امریکا، تزار الکساندر اول، هومبرت اول، پادشاه ایتالیا، جورج اول، پادشاه یونان، و کارنو، رئیس‌جمهور فرانسه، سبب شدند که افکار عمومی جهانیان همۀ آنارشیست‌ها را تروریست و خشونت‌طلب تلقی کند. از ربع دوم قرن ۲۰ آنارشیسم به‌مثابه فلسفه‌ای سیاسی و جنبشی سازمان‌یافته به سراشیبی ضعف و زوال و اضمحلال افتاد. الکساندر برکمنِ[۷] لهستانی‌تبار و اِما گلدمنِ[۸] لیتوانیایی‌نژاد، که هر دو به تابعیت امریکا درآمده بودند، از آخرین چهر‌ه‌های معروف جنبش آنارشیسم بودند که در ۱۹۱۹م هر دو به شوروی تبعید شدند.




  1. anarchist
  2. Pierre Joseph Proudhon
  3. Michael Bakunin
  4. Karl Marx
  5. Kropotkin
  6. McKinley
  7. Alexander Berkman
  8. Emma Goldman