نیکسون، ریچارد (۱۹۱۳ـ۱۹۹۴)

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی

نیکْسون، ریچارْد (۱۹۱۳ـ۱۹۹۴)(Nixon, Richard)

نيکْسون، ريچارْد

رئیس‌جمهور امریکا (۱۹۶۹ـ۱۹۷۴) از حزب جمهوری‌خواه. شهرت او از هنگام عضویت در کمیتۀ فعالیت‌های ضد امریکایی[۱] آغاز شد (۱۹۴۸)، و معاون رئیس‌جمهور آیزنهاور[۲] (۱۹۵۳ ـ ۱۹۶۱) بود. در دورۀ ریاست جمهوری‌اش، مسبب عقب‌نشینی امریکا از ویتنام و عادی‌سازی روابط با چین کمونیست بود، اما در کشور، همدستی او در سرپوش‌گذاشتن بر رسوایی واترگیت[۳] و وجود «بودجۀ کارچاق‌کنی» برای توطئه‌چینی‌های سیاسی در دوران مبارزات انتخاباتی مجدد (۱۹۷۲) او را با خطر استیضاح روبه‌رو کرد و سبب استعفایش شد (۱۹۷۴). نیکسون در ۱۹۴۷ به کنگره راه یافت، و در دوران مک‌کارتی[۴]، دهۀ ۱۹۵۰، به شهرت رسید. او که عضو کمیتۀ فعالیت‌های ضد امریکایی بود برای تحقیق از الجر هیس[۵]، متهم به جاسوسی، فشار می‌آورد. نیکسون از ۱۹۵۱، پیش از آن که معاون رئیس‌جمهور شود، سناتور کالیفرنیا بود. در مقایسه با سایر معاونان ریاست ‌جمهوری نقش فعال‌تری را در دولت برعهده داشت و علت آن، ضعف جسمانی رئیس‌جمهور دوایت ایزنهاور بود. نیکسون با اختلاف ناچیز در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۶۰ از جان اِف کندی[۶] شکست خورد که بخشی از علت آن مباحثۀ تلویزیونی او با کندی بود. او خواستار نامزدی ریاست جمهوری در ۱۹۶۴ نبود، اما در مبارزۀ «نظم و قانون» هیوبرت هامفری[۷]، معاون رئیس‌جمهور، را شکست داد (۱۹۶۸). نیکسون در یوربا لیندا[۸]، واقع در کالیفرنیا، که با کنگرۀ تحت تسلط دموکرات‌ها روبه‌رو بود برای نجات امریکا از جنگ ویتنام کوشید. در ۱۹۶۹ آموزۀ نیکسون[۹] را تنظیم کرد که به درگیری‌های شدید با کشورهای آسیایی پایان داد، اما جنگ کامبوج را با بمباران سنگین آن تشدید کرد، گرچه امریکا با کامبوجِ بی‌طرف رسماً نمی‌جنگید. نیکسون در ۱۹۷۲ با اکثریت آرا جورج مگاورن[۱۰] را شکست داد و دوباره انتخاب شد؛ اما فوراً با اتهام‌هایی از‌قبیل خلاف‌کاری و اعمال غیرقانونی طرفدارانش در راه‌یابی دوبارۀ او به کاخ سفید[۱۱] روبه‌رو گردید. به‌رغم موفقیت در خارج‌کردن امریکا از ویتنام، تحقیقات کنگره‌ای و قضایی، همراه با افشاگری‌های مطبوعاتی دربارۀ ماجرای واترگیت، سبب سلب حمایت عمومی از او شد. در ۱۹۷۴ نخستین و یگانه رئیس‌جمهوری بود که از مقام خود استعفا کرد؛ زیرا با خطر استیضاح در سه مورد روبه‌رو شده بود: منع اجرای قانون در تحقیقات واترگیت؛ نقض حقوق قانونی شهروندان ازجمله اقدام برای بهره‌گیری از ادارۀ درآمدهای مالیاتی[۱۲]، دفتر تحقیقات فدرال (اف بی آی)[۱۳] و سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)[۱۴] به‌منزلۀ سلاحی برضد رقبای سیاسی؛ و خودداری از تحویل «اوراق و اشیا»ی درخواستی کمیتۀ قضایی[۱۵]. نیکسون در ۱۹۷۴ مشمول عفو رئیس‌جمهور جرالد فورد[۱۶] قرار گرفت و به سخنرانی و نویسندگی پرداخت. نیکسون در خانواده‌ای متوسط، از گروه مذهبی کوئیکر[۱۷] زاده شد که از نواحی شمال مرکزی مهاجرت کرده بودند، در ویتیر[۱۸] کالیفرنیا پرورش یافت و در کالج ویتیر و مدرسۀ حقوق دانشگاه دیوک[۱۹] درس خواند. به وکالت پرداخت (۱۹۳۷ـ۱۹۴۲)، سپس در نیروی دریایی خدمت کرد (۱۹۴۲ـ۱۹۴۶) و به درجۀ معاون فرمانده رسید. بلندپروازی بی‌رحمانه و احساس ناامنی، از ویژگی‌های حیات سیاسی نیکسون بود، که ناشی از عقدۀ حقارت اجتماعی بوده است. در انتخابات ریاست جمهوری امریکا (۱۹۶۰) و انتخابات فرمانداری کالیفرنیا (۱۹۶۲) طعم تلخ شکست را چشیده بود، اما به مبارزه ادامه داد، و سیمای اجتماعی خشک خود را کنار گذاشت که با این تغییر به «نیکسون جدید[۲۰]» شهرت یافت. رئیس‌جمهور نیکسون با آشتی‌دادن حزب راست‌گرای تازه ‌تأسیس «مین استریت[۲۱]» و جناح لیبرال «وال استریت[۲۲]» از اصول جمهوری‌خواه، شیوه‌ای محافظه‌کارانه را درپیش گرفت. از آن‌جا که در کشور با دشمنی، کنگرۀ تحت کنترل دموکرات‌ها، دست به گریبان بود به صحنۀ دیپلماتیک روآورد. با چین کمونیست رابطه ایجاد کرد و با اتحاد شوروی پیمان محدودیت سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد (← سلاح‌های استراتژیک، مذاکرات محدود‌کردن[۲۳])؛ گرچه. این دستاوردها تحت‌الشعاع رسوایی سیاسی واترگیت نادیده گرفته شد.

 


  1. House Un-American Activities Committee
  2. Eisenhower
  3. Watergate
  4. McCarthy
  5. Alger Hiss
  6. J F Kennedy
  7. Hubert Humphrey
  8. Yorba Linda
  9. Nixon Doctrine
  10. George McGovern
  11. White house
  12. Internal Revenue Service
  13. (Federal Bureau of Investigation (FBI
  14. (Central Intelligence Agency (CIA
  15. Judiciary Committee
  16. Ford
  17. Quaker
  18. Whittier
  19. Duke University Law School
  20. New Nixon
  21. Main Street
  22. Wall Street
  23. Strategic Arms Limitation Talks