پرش به محتوا

برگ برنده (فیلم): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


آرمان سیرتی، مدیر یک آژانس مسافرتی، در پی یک کلاه‌برداری کلان قصد خروج از کشور را دارد، اما تصادف ناگهانی او با یک دختر گل‌فروش، برنامه‌هایش را به هم می‌ریزد. آرمان، دختر را به بیمارستان می‌رساند و خودش بازداشت می‌شود. روز بعد در حالی که به نظر می‌رسد دختر حافظه‌اش را از دست داده به هوش می‌آید و آرمان به قید وثیقه در حالی آزاد می‌شود که تا نگرفتن رضایت دختر حق خروج از کشور را هم ندارد. آسیه، خواهر آرمان، دختر را به خانۀ خودش می‌برد و با چاپ عکس دختر در روزنامه‌ها می‌کوشند هویت او را بفهمند. فردی که آگهی را دیده با آرمان تماس می‌گیرد و اعلام می‌کند که قبلاً با همین دختر تصادف کرده و مشخص می‌شود که تصادف رخ داده یکی از شگردهای دختر و همدستش، مردی به نام کمال، برای سرکیسه کردن آدم‌هاست. آرمان که متوجه شده فراموشی دختر نیز نقشه است، تلاش می‌کند با پرداخت مبلغ اندکی رضایت او را بگیرد. اما دخترک که برکت نام دارد و در این مدت پی به شرایط آرمان برده، تقاضای پنج میلیون تومان می‌کند. آرمان که تمام سرمایه‌اش را به خارج از کشور منتقل کرده، زیر فشار قرار می‌گیرد که با برکت ازدواج کند و پس از خروج از کشور، در دوبی مبلغ مورد نظر را به عنوان مهریه به او بپردازد. کمال نیز که خود دلباختۀ برکت است و احساس می‌کند که دختر به او نارو زده، مبلغی را با تهدید از آرمان می‌گیرد و کاری می‌کند تا برکت به عنوان همسر آرمان دستگیر شود. آرمان هم که در این فاصله به برکت علاقمند شده، برای نجات او از زندان، خودش را معرفی می‌کند.
آرمان سیرتی، مدیر یک آژانس مسافرتی، در پی یک کلاه‌برداری کلان قصد خروج از کشور را دارد، اما تصادف ناگهانی او با یک دختر گل‌فروش، برنامه‌هایش را به هم می‌ریزد. آرمان، دختر را به بیمارستان می‌رساند و خودش بازداشت می‌شود. روز بعد در حالی که به نظر می‌رسد دختر حافظه‌اش را از دست داده به هوش می‌آید و آرمان به قید وثیقه در حالی آزاد می‌شود که تا نگرفتن رضایت دختر حق خروج از کشور را هم ندارد. آسیه، خواهر آرمان، دختر را به خانۀ خودش می‌برد و با چاپ عکس دختر در روزنامه‌ها می‌کوشند هویت او را بفهمند. فردی که آگهی را دیده با آرمان تماس می‌گیرد و اعلام می‌کند که قبلاً با همین دختر تصادف کرده و مشخص می‌شود که تصادف رخ داده یکی از شگردهای دختر و همدستش، مردی به نام کمال، برای سرکیسه کردن آدم‌هاست. آرمان که متوجه شده فراموشی دختر نیز نقشه است، تلاش می‌کند با پرداخت مبلغ اندکی رضایت او را بگیرد. اما دخترک که برکت نام دارد و در این مدت پی به شرایط آرمان برده، تقاضای پنج میلیون تومان می‌کند. آرمان که تمام سرمایه‌اش را به خارج از کشور منتقل کرده، زیر فشار قرار می‌گیرد که با برکت ازدواج کند و پس از خروج از کشور، در دوبی مبلغ مورد نظر را به عنوان مهریه به او بپردازد. کمال نیز که خود دلباختۀ برکت است و احساس می‌کند که دختر به او نارو زده، مبلغی را با تهدید از آرمان می‌گیرد و کاری می‌کند تا برکت به عنوان همسر آرمان دستگیر شود. آرمان هم که در این فاصله به برکت علاقمند شده، برای نجات او از زندان، خودش را معرفی می‌کند.
برخی از '''بازیگران و عوامل تولید'''
نویسنده: [[خشایار الوند]]
تهیه‌کنندگان: سیروس الوند و [[رسول صدرعاملی]]
مدیر فیلمبرداری: اصغر رفیعی‌جم
تدوینگر: حسن ایوبی
آهنگساز: [[ناصر چشم آذر|ناصر چشم‌آذر]]
صدابرداران: جهانگیر میرشکاری و امین میرشکاری
صداگذاری و ترکیب صدا: جهانگیر میرشکاری و سام کاشفی
طراح صحنه و لباس: ایرج رامین‌فر
طراحان چهره‌پردازی: [[عاطفه رضوی]] و محمدرضا زاهدشکرابی
بازیگران: فریبرز عرب‌نیا؛ باران کوثری؛ آتیلا پسیانی؛ مهرانه مهین‌ترابی؛ سعید پیردوست؛ محسن قاضی‌مرادی؛ علی‌اصغر طبسی؛ محمود اردلان؛ سعید قره‌خانلو؛ مسعود میرنقیبی؛ اکبر قدمی؛ مهدی امینی‌خواه
سرویراستار، ویراستار
۷۵٬۳۶۶

ویرایش