روان شناسی بین گروهی

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۲۳ توسط Reza rouzbahani (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

روان‌شناسی بین‌گروهی (intergroup psychology)

حیطه‌ای از روان‌شناسی که به‌جای پرداختن به روابط شخصی، به روابط اعضای گروه‌های اجتماعی متفاوت با یکدیگر می‌پردازد. در این روش، پژوهشگران درصدد توضیح تعارض بین گروه‌ها و پدیده‌های وابسته به آن، مانند تعصب و خشونت‌اند. ازجمله تعارض‌های بین ‌گروهی که تاکنون بررسی شده عبارت است از تعصب نژادی، تبعیض جنسی[۱]، و روابط صنعتی. روان‌شناسیِ بین روهی رویکردهای متفاوتی دارد. رویکردی که ریشه در روان‌شناسی اجتماعی دارد، تعارض بین گروه‌ها را حاصل کم‌رنگ‌شدن هویت فردی شخص، ناشی از تأثیرپذیری از جمع، می‌داند. از دست‌ رفتن کنترل و مدیریت فردی به پرخاشگری و خشونت می‌انجامد. تئودور آدورنو[۲] و همکارانش دربارۀ تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی در آمادگی برای تعصب یا منش اقتدار‌طلب تحقیقاتی کرده‌اند. از ویژگی‌های منش اقتدار‌طلب، انفعال در لوای قدرت، تطابق با آداب و سنن اجتماعی، باورهای خرافی، تصورات قالبی، و پرخاشگری به اشخاص ضعیف است. نظریۀ شریف موستافر[۳] تعارض بین گروهی را براساس تعارض در منافع واقعی یا خیالی گروه‌ها توضیح می‌دهد، نه رفتارهای فردی. او از پسرانی که در یک اردوی تابستانی بودند، خواست که نقش‌هایی کاملاً خیالی را بازی کنند و به این ترتیب تعارض بین گروهی را بررسی کرد. این اردوها به‌منظور تشویق پسرها برای ایجاد هویت گروهی ترتیب یافته بود و گروه‌ها را درگیر بازی‌های رقابتی می‌کرد. در این موقعیت، گروه‌هایی که قبلاً یکدیگر را یاری می‌کردند، در وضعیت رقابت‌آمیز به‌هم پرخاشگری می‌کردند. سپس پژوهشگران، برای کاستن از تعارض گروهی، روش‌های متفاوتی به‌کار می‌گرفتند؛ مانند معرفی گروه سومی به‌عنوان دشمن مشترک، ایراد سخنرانی و تعیین تکالیف مشترک برای گروه. هیچ‌یک از این روش‌ها اثری چشمگیر بر تعارض نداشت، هرچند که معرفی اهداف مشترک تا حدی آن را کاهش داد. هنری تاجفل[۴] نظریۀ هویت اجتماعی را براساس نظریۀ تعارض واقع‌گرایانۀ شریف تدوین کرد که روشی است تجربی برای بررسی نظام‌مند شرایطی که به تعارض بین گروهی می‌انجامد. این روش الگوی گروهی کمینه[۵] نام دارد که در آن اشخاص به دو گروه، ظاهراً انتخابی اما در واقع اتفاقی، تقسیم می‌شوند. آن‌گاه اشخاص مجبورند منابع را بین گروه خود و گروه دیگر تقسیم کنند. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد همین‌که دریافت‌کنندگانِ منابع از گروه دیگری باشند، تبعیض گروهی[۶] به‌وجود می‌آید. به‌نظر می‌رسد که اشخاصِ تحت بررسی، هویت گروهی می‌یابند، حتی زمانی‌که گروه‌ها کاملاً اختیاری شکل می‌گیرند و رقابت با اشخاص دیگر صرفاً به‌سبب تعلق آنان به گروه دیگر است.

 


  1. prejudice sexism
  2. Theodor Adorno
  3. Sherif Mustafer
  4. Henri Tajfel
  5. minimal group paradigm
  6. group favouritism