رئالیسم انتقادی
رئالیسم اِنتِقادی (critical realism)
(یا: واقعگرایی انتقادی) هر آموزهای که شناخت ماهیت واقعی، مستقل و عینی جهان را با تجربۀ ذهنی ـ حسی ما از آن واقعیت سازگار کند. در رئالیسم انتقادی، برخلاف واقعگرایی خام و سادهلوحانه، ذهن، جهان را فقط بهواسطۀ ادراک و اندیشه میشناسد؛ بنابراین مسئله عبارت است از تعیین چگونگی رابطۀ میان واسطه (ادراک و اندیشه) و آنچه در آن نمایانده میشود (جهان واقعی). این موضع فکری بیشتر با نام آر دبلیو سلرز[۱] (۱۸۸۰ـ۱۹۷۳م) پیوسته است که کتابش با عنوان رئالیسم انتقادی[۲] (۱۹۱۶م) تا حدودی واکنشی علیه بهاصطلاح رئالیسم سادهانگارانۀ[۳] راسل[۴] و مور[۵] است. در ۱۹۲۰م شماری از فیلسوفان ازجمله ای اُ لاوجوی[۶] (۱۸۷۳ـ۱۹۶۲م) و سانتایانا[۷] در نگارش مقالاتی دربارۀ رئالیسم انتقادی[۸] شرکت کردند که مانیفست این مکتب محسوب میشد.