موسیقی

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی

موسیقی ‌ (music)

گيوم دوفه
گيوم دوفه
گيوم دوفه
گيوم دوفه
گيوم دوفه
گيوم دوفه
گيوم دوفه

هنر ترکیب صداها به‌صورت یک تجربۀ ملموس یکپارچه، که نوعاً در هماهنگی با الگوهای قراردادی و در جهت هدفی زیبا‌شناختی باشد. موسیقی را کلاً به گروه‌هایی تقسیم می‌کنند، همچون موسیقی کلاسیک، جاز، پاپ، کانتری، و وسترن. کلمۀ یونانی موزیکه[۱] تمام هنرهای مرتبط با موزها (الهگان هنر)[۲] را دربر‌می‌گیرد. تمدن‌های گوناگون باستانی و جهان امروز، نظام‌های موسیقایی خاص خود را پدید آورده‌اند. موسیقی شرقی تمایزهایی ظریف‌تر از موسیقی غربی میان زیرایی (زیروبم) آواها قائل است و تفاوت دیگرش با موسیقی غربی، تا همین اواخر، در فقدان نت‌نویسی مکتوبی است که قوانین آهنگ‌سازی مخصوص ساخت آثار بزرگ دارند؛ در موسیقی شرقی، الگوهای ملودیک و ریتمیک جداگانه موجودند و استادان موسیقی آزادانه آن‌ها را تعبیر و تأویل می‌کنند (مانند راگاهای هندی).

قرون وسطا. تاریخ مستند موسیقی غرب از دوران کلاسیک با موسیقی نیایشی کلیسای کاتولیک قرون‌ وسطایی آغاز می‌شود، که خود برگرفته از پیشینیان عبری[۳] و یونانی است. چهار الگوی گامی، یا مد، که کلام نیایشی بر روی آن‌ها سرودخوانی می‌شد را ابتدا آمبروسیوس قدیس[۴] در ۳۸۴م بنابه سنت برقرار کرد. قدیس گرگوریوس کبیر[۵] چهار مد دیگر به مدهای اصیل آمبروسیوسی اضافه کرد، و این نظام پایۀ پلن‌شان گرگورین را تشکیل داد، که هنوز هم در کلیسای کاتولیک رومی به‌کار می‌رود. ارگ در قرن ۸م ساخته شد، و در قرن ۹م استفاده از موسیقی هارمونی‌دار در کلیساها آغاز شد، که نت‌نویسی آن تکامل یافت تا به‌شکل کنونی درآمد. در قرن ۱۱م کنترپوآن، به‌خصوص در صومعۀ سن مارتیال[۶] شهر لیموژ[۷]، فرانسه، وارد کار شد، و در اواخر قرن ۱۲م (توسط لئونن[۸] و پروتن[۹]) به کلیسای نوتردام[۱۰] پاریس نیز راه یافت. در اواخر قرون وسطا تروبادورهای فرانسوی و پرووانسی و آهنگ‌سازان درباری، همچون ماشو[۱۱]، نوعی موسیقی غیرمذهبی را پرورش دادند که برگرفته از موسیقی کلیسایی و محلی بود (← مینه‌زینگر).

قرن‌های ۱۵ و ۱۶. اروپا شاهد رشد موسیقی کنترپوآنی یا پُلی‌فونیک بود. از نخستین آهنگ‌سازان شناخته‌شده، جان دانستبل[۱۲]، موسیقی‌دان انگلیسی بود، که آثارش الهام‌بخش آهنگ‌ساز فرانسوی، گیوم دوفه[۱۳]، بنیادگذار مکتب فلاندری[۱۴] شد؛ اعضای این مکتب عبارت بودند از شاگرد دوفی، یوانس اوکگهم[۱۵]، و آهنگ‌ساز رنسانسی، ژوسکن دِ پره[۱۶]. از دیگر آهنگ‌سازان این دوره‌اند: پالِسْترینا[۱۷]ی ایتالیایی، رولاند دُ لاسوس[۱۸] فلاندری، ویکتوریا[۱۹]ی اسپانیایی، و تامس تالیس[۲۰] و ویلیام بِرد[۲۱] انگلیسی. مادریگال در ایتالیا را اعضای همین مکتب و بعدها آهنگ‌سازان محلی، مانند جووانّی گابرِیلی[۲۲]، تکامل دادند؛ در انگلستان عهد الیزابت نیز آهنگ‌سازانی همچون تامس مورلی[۲۳]، اورلاندو گیبونز[۲۴]، و تامس ویلکز[۲۵] (ح ۱۵۷۵ـ۱۶۲۳) مادریگال می‌ساختند. ازجمله آهنگ‌سازان برجستۀ موسیقی ارگ عبارت‌اند از آنتونیو د کابتسون[۲۶] (۱۵۰۰ـ۱۵۶۶) در اسپانیا و آندرِ‌آ گابریلی[۲۷] (ح ۱۵۳۳ـ۱۵۸۶) در ایتالیا.

قرن ۱۷. آکادمی فلورانس (کامراتا)[۲۸]، گروهی از هنرمندان و نویسندگان، با هدف احیای اصول تراژدی یونانی تشکیل شد. این حرکت به ابداع رسیتاتیف نمایشی و آغاز اپرا منجر شد. کلاودیو مونته‌وردی[۲۹] از نخستین آهنگسازان اپرا بود؛ تا پایان این قرن فرم اپرا را آلساندرو اسکارلاتی[۳۰] در ایتالیا و ژان‌ـ‌باپتیست لولی[۳۱] در فرانسه تکامل دادند. آهنگ‌ساز برجسته این عرصه در انگلستان هنری پرسل[۳۲] بود. اوراتوریو در ایتالیا را جاکومو کاریسیمی[۳۳] (۱۶۰۵ـ۱۶۷۴) شکل داد؛ در آلمان، هاینریش شوتس[۳۴] شکل تازه‌ای از موسیقی مذهبی را پدید آورد.

قرن ۱۸. بخش اول این قرن تحت حاکمیت یوهان سباستیان باخ[۳۵] و گئورگ فریدریش هندل[۳۶] قرار داشت. باخ استاد هارمونی و کنترپوآن بود. شهرت هندل نیز امروزه در گرو اوراتوریوهای نمایشی‌اش است. مهم‌ترین معاصران این دو در فرانسه عبارت‌اند از فرانسوآ کوپرَن[۳۷] در زمینۀ موسیقی مخصوص ساز کلاویه‌دار و ژان‌ـ‌فیلیپ رامو[۳۸] در عرصۀ گراند اپرا و باله؛ بعدها اپراهای کریستوف ویلیبالد فون گلوک[۳۹]، با تأکیدی که بر بیانگری نمایشی داشتند، بازگشتی به اصول مونته‌وردی را تجربه کردند. ارکستر امروزین از دل حرکت‌های گوناگون میانۀ قرن ۱۷، به‌خصوص کوشش‌های یوهان اشتامیتس[۴۰] (۱۷۱۷ـ۱۷۵۷) در مانهایم[۴۱]، تکامل یافت. پسران باخ، کارل فیلیپ امانوئل باخ[۴۲] و یوهان کریستیان باخ[۴۳]، در واکنش علیه فرم‌های کنترپوآنی به ایجاد فرم سونات دست زدند، که پایۀ فرم‌های کلاسیک سونات، کوآرتت، و سمفونی را تشکیل داد. استادان سبک در زمینۀ این نوع ساخته‌ها، آهنگ‌سازانی بودند، همچون وینی[۴۴]، فرانتس هایدن[۴۵] و ولفگانگ موتسارت[۴۶]. موسیقی با لودویگ وان بتهوون[۴۷] به عملکردهای حرکتی و بیانگرانۀ تازه‌ای رسید.

قرن ۱۹. موسیقی رمانتیک به موضوع‌های عاطفی گرایش داشت و نمایندگان مراحل ابتدایی آن عبارت‌اند از کارل وبر[۴۸]، فرانتس شوبرت[۴۹]، روبرت شومان[۵۰]، فلیکس مندلسون[۵۱]، و فردریک شوپن[۵۲]. رنگ‌آمیزی ارکستری ـ به‌خصوص توسط هکتور برلیوز[۵۳] ـ روز‌به‌روز گسترده‌تر و پرثمرتر شد، و هارمونی جنبۀ کروماتیک‌تری پیدا کرد. ملی‌گرایی در این زمان برتری یافت، و در لهستان‌گرایی شدید شوپن، بهره‌برداری فرانتس لیست[۵۴] از موسیقی مجار، آثار آهنگ‌سازان روس نیکلای ریمسکی ـ کورساکوف[۵۵]، آلکساندر بورودین[۵۶]، مودست موسورگسکی[۵۷]، و قدری کم‌مایه‌تر، پیوتر ایلیچ چایکوفسکی[۵۸]، آهنگ‌سازان چک آنتونین دوورژاک[۵۹] و بدرژیچ اسمتانا[۶۰]، آهنگ‌ساز نروژی ادوارد گریگ[۶۱]، و آهنگ‌سازان اسپانیایی ایساک آلبنیث[۶۲]، انریکه گرانادوس[۶۳]، و مانوئل دِ فایا[۶۴]، این حس نمود پیدا کرد. در عرصۀ اپرا، ریشارد واگنر[۶۵] تحولاتی انقلابی پدید آورد، هرچند تغزل‌گرایی سنتی ایتالیایی در آثار جوآکّینو روسّینی[۶۶]، جوزپّه وردی[۶۷]، و جاکومو پوچینی[۶۸] ادامه یافت. آهنگ‌ساز معاصر واگنر، یوهانس برامس[۶۹]، اصول کلاسیک فرم را در ترکیب با احساسات رمانتیک حفظ کرد. آهنگ‌ساز بلژیکی سزار فرانک[۷۰] نیز، با یک زبان کروماتیک تازه، به نوسازی سنت آهنگ‌سازی پُلی‌فونیک پرداخت.

قرن ۲۰. در حدود سال ۱۹۰۰ واکنشی علیه رمانتیسم در قالب امپرسیونیسم کلود دبوسی[۷۱] و موریس راول[۷۲]، و نیز کروماتیسم غریب ایگور استراوینسکی[۷۳] وآلکساندر اسکریابین[۷۴]، نمایان شد. در اتریش و آلمان شیوۀ آنتون بروکنر[۷۵]، گوستاو مالِر[۷۶]، و ریشارد اشتراوس[۷۷] رودرروی جهان آشفته‌ساز نوینی از اکسپرسیونیسم تونال آرنولد شونبرگ[۷۸]، آلبان بِرگ[۷۹]، و آنتون وبرن[۸۰] قرار گرفت. پس از جنگ جهانی اول جنبش نئوکلاسیک‌گرایی، با حضور استراوینسکی، سرگِی پروکوفیف[۸۱]، و پاول هیندمیت[۸۲]، تلاش جهت بازسازی و ابقای اصول عینی‌گری قرن ۱۸ و نظم در عین حفظ و پایدارسازی یک آوای قرن ۲۰ مشخص را آغاز کرد. در پاریس گروه شش[۸۳] سبک راحت‌تری را درپیش گرفت، در حالی که آهنگ‌سازان دیگری مثل سر ادوارد الگار[۸۴]، فردریک دِلیوس[۸۵]، و ژان سیبلیوس[۸۶] از مراکز جهانی اروپا همچنان به سنت رمانتیک وفادار ماندند. پیدایش رادیو و ابزار ضبط و پخش صدا، بازار انبوه جدیدی برای موسیقی کلاسیک و رمانتیک پدید آورد، اما این بازار در آغاز در‌برابر موسیقی آهنگ‌سازان معاصر مقاومت کرد. سازمان‌هایی مانند انجمن بین‌المللی موسیقی معاصر[۸۷] بیش از پیش مسئولیت تضمین تداوم اجرای عمومی این موسیقی جدید را برعهده گرفتند. آثار گوستاو هولست[۸۸] و رَلف وون ویلیامز[۸۹] علاقۀ همگانی به موسیقی محلی انگلیس را زنده کرد. از دیگر آهنگ‌سازان مهم معاصر عبارت‌اند از بِلا بارتوک[۹۰] و زولتان کودای[۹۱] در مجارستان، اولیویه مسیان[۹۲] در فرانسه، لوئیجی دالاّ پیکّولا[۹۳] و لوچانو بِریو[۹۴] در ایتالیا، دمیتری شوستاکوویچ[۹۵] در روسیه، و سر آرتور بلیس[۹۶]، آرون کوپلند[۹۷]، ادموند روبرا[۹۸]، سر ویلیام والتون[۹۹]، ساموئل باربر[۱۰۰]، بنجامین بریتن[۱۰۱]، و مایکل تیپِت[۱۰۲] در انگلستان و امریکا.

پیشرفت‌های جدید. نیمۀ دوم قرن ۲۰، شاهد تحولات شگرفی در ماهیت آهنگ‌سازی و سازهای به‌کار رفته برای تولید صدا بوده است. ضبط استودیویی، پیشرفت در موسیقی ملموس (موزیک کنکرت) برمبنای صداهای طبیعی ضبط‌شده، و موسیقی الکترونیک که در آن صداها به‌صورت الکتریکی تولید می‌شوند را میسر ساخت، و این پیشرفت‌ها ضامن آفرینش موسیقی به‌منزلۀ پدیده‌ای کامل و بی‌نیاز از تفسیر در اجرای حضوری‌اند. موسیقی شانسی که جان کِیج[۱۰۳] رواج داد، شکلی از موسیقی را ارائه کرد که برای برانگیختن پی‌آمدهایی پیش‌بینی‌نشده طراحی شده بود تا بدین‌ترتیب ارتباط‌های جدیدی شکل گیرد؛ موسیقی شانسی، دست‌پروردۀ پیِر بولز[۱۰۴]، آزادی انتخاب از میان گستره‌ای از گزینش‌ها را در اختیار اجراکنندگان قرار داد. در آلمان، آثار پیشتاز کارل‌هاینتس اشتوکهاوزن[۱۰۵]، صداهای موسیقایی و تکنیک‌های آهنگ‌سازی نوینی ارائه کرد. از دهۀ ۱۹۶۰ رایانه برای پیشرفت در زمینۀ ترکیب آواهای موسیقایی، و نیز در اجرای خودکار تکنیک‌های آهنگ‌سازی، محور توجه قرار گرفت، که این امر بیش از همه در دانشگاه استنفورد[۱۰۶] و موسسۀ فناوری ماساچوست[۱۰۷] در امریکا، و موسسۀ ایرکام[۱۰۸] در پاریس نمود دارد.

 


  1. ↑ Mousike
  2. ↑ Muses
  3. ↑ Hebrew
  4. ↑ St Ambrose
  5. ↑ St Gregory the Great
  6. ↑ St Martial
  7. ↑ Limoges
  8. ↑ Léonin
  9. ↑ Perotin
  10. ↑ Notre-Dame
  11. ↑ Machaut
  12. ↑ John Dunstable
  13. ↑ Guillaume Dufay
  14. ↑ Flemish
  15. ↑ Joannes Okeghem
  16. ↑ Josquin Desprez
  17. ↑ Palestrina
  18. ↑ Roland de Lassus
  19. ↑ Victoria
  20. ↑ Thomas Tallis
  21. ↑ William Byrd
  22. ↑ Giovanni Gabrieli
  23. ↑ Thomas Morley
  24. ↑ Orlando Gibbons
  25. ↑ Thomas Weelkes
  26. ↑ Antonio de Cabezon
  27. ↑ Andrea Gabrieli
  28. ↑ The Florentine Academy (Camerata)
  29. ↑ Claudio Monteverdi
  30. ↑ Alessandro Scarlatti
  31. ↑ Jean-Baptiste Lully
  32. ↑ Henry Purcell
  33. ↑ Giacomo Carissimi
  34. ↑ Heinrich Schütz
  35. ↑ Johann Sebastian Bach
  36. ↑ Georg Friedrich Handel
  37. ↑ François Couperin
  38. ↑ Jean-Philippe Rameau
  39. ↑ Christoph Willibald von Gluck
  40. ↑ Johann Stamitz
  41. ↑ Mannheim
  42. ↑ Carl Phillip Emmanuel Bach
  43. ↑ Johann Christian Bach
  44. ↑ Viennese
  45. ↑ Franz Haydn
  46. ↑ Wolfgang Mozart
  47. ↑ Ludwig van Beethoven
  48. ↑ Carl Weber
  49. ↑ Franz Schubert
  50. ↑ Robert Schumann
  51. ↑ Felix Mendelssohn
  52. ↑ Frédéric Chopin
  53. ↑ Hector Berlioz
  54. ↑ Franz Liszt
  55. ↑ Nikolai Rimsky-Korsakov
  56. ↑ Alexander Borodin
  57. ↑ Modest Mussorgsky
  58. ↑ Pyotr Il’yich Tchaikovsky
  59. ↑ Antonin Dvorák
  60. ↑ Bedrich Smetana
  61. ↑ Edvard Grieg
  62. ↑ Isaac Albéniz
  63. ↑ Enrique Granados
  64. ↑ Manuel de Falla
  65. ↑ Richard Wagner
  66. ↑ Gioacchino Rossini
  67. ↑ Giuseppe Verdi
  68. ↑ Giacomo Puccini
  69. ↑ Johannes Brahms
  70. ↑ César Franck
  71. ↑ Claude Debussy
  72. ↑ Maurice Ravel
  73. ↑ Igor Stravinsky
  74. ↑ Alexander Skriabin
  75. ↑ Anton Bruckner
  76. ↑ Gustav Mahler
  77. ↑ Richard Strauss
  78. ↑ Arnold Schoenberg
  79. ↑ Alban Berg
  80. ↑ Anton Webern
  81. ↑ Sergei Prokofiev
  82. ↑ Paul Hindemith
  83. ↑ Les Six
  84. ↑ Sir Edward Elgar
  85. ↑ Frederick Delius
  86. ↑ Jean Sibelius
  87. ↑ International Society for Contemporary Music
  88. ↑ Gustav Holst
  89. ↑ Ralph Vaughan Williams
  90. ↑ Béla Bartók
  91. ↑ Zoltán Kodály
  92. ↑ Olivier Messiaen
  93. ↑ Luigi Dallapiccola
  94. ↑ Luciano Berio
  95. ↑ Dmitri Shostakovich
  96. ↑ Sir Arthur Bliss
  97. ↑ Aaron Copland
  98. ↑ Edmund Rubbra
  99. ↑ Sir William Walton
  100. ↑ Samuel Barber
  101. ↑ Benjamin Britten
  102. ↑ Michael Tippett
  103. ↑ John Cage
  104. ↑ Pierre Boulez
  105. ↑ Karlheinz Stockhausen
  106. ↑ Stanford University
  107. ↑ MIT
  108. ↑ IRCAM