سنگ بنا (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042164393.jpg|جایگزین=از چاپهای کتاب|بندانگشتی|361x361پیکسل|از چاپهای کتاب]] | [[پرونده:2042164393.jpg|جایگزین=از چاپهای کتاب|بندانگشتی|361x361پیکسل|از چاپهای کتاب]] | ||
[[پرونده:2042164393- 2.jpg|جایگزین=زوئه اولدنبورگ|بندانگشتی|زوئه اولدنبورگ]] | [[پرونده:2042164393- 2.jpg|جایگزین=زوئه اولدنبورگ|بندانگشتی|زوئه اولدنبورگ]] | ||
(به فرانسوی: ''La Pierre Angulaire'') رمانی از زوئه اولدنبورگ<ref>Zoé Oldenbourg</ref>، نویسندۀ روسیتبار فرانسوی، به زبان فرانسوی''.'' کتاب نخستین بار در سال 1953م منتشر و در همان سال برندۀ جایزۀ فمینا<ref>Prix Femina</ref> شده است. زمان ماجراهای داستان، فرانسۀ قرن | (به فرانسوی: ''La Pierre Angulaire'') رمانی از زوئه اولدنبورگ<ref>Zoé Oldenbourg</ref>، نویسندۀ روسیتبار فرانسوی، به زبان فرانسوی''.'' کتاب نخستین بار در سال 1953م توسط انتشارات گایمار در پاریس منتشر و در همان سال برندۀ جایزۀ فمینا<ref>Prix Femina</ref> شده است. زمان ماجراهای داستان، فرانسۀ قرن سیزدهم میلادیست. فرانسۀ متشنج از نزاعهای دینیِ [[جنگ های صلیبی|جنگهای صلیبی]] و گروه زائران و گدایان که عمدۀ قربانیان داخل مرزهای فرانسه هستند. مکان رخداد ماجراها حوالی شهر تروا<ref>Troyes</ref> است. رمان هنوز به فارسی برگردانده نشده است. | ||
سراسر اثر در حال و هوایی ناخوشفرجام غوطهور است. گویی که نفرین فرود آمده بر خانوادۀ لینیر، همان «سنگ بنا»یی که سرنوشت اعضای آن را بسته نگه میدارد، در هیچ لحظهای از بین نمیرود. | سراسر اثر در حال و هوایی ناخوشفرجام غوطهور است. گویی که نفرین فرود آمده بر خانوادۀ لینیر، همان «سنگ بنا»یی که سرنوشت اعضای آن را بسته نگه میدارد، در هیچ لحظهای از بین نمیرود. | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
'''پیرنگ''' | '''پیرنگ''' | ||
زوئه اولدنبورگ در این رمان سرنوشت خانوادهای از خردهملاکان | زوئه اولدنبورگ در این رمان سرنوشت خانوادهای از خردهملاکان فرانسوی، به نام لینیر<ref>Linnieres</ref>، را روایت میکند. داستان این خانواده در طول سه نسل نمایش داده میشود. نیای خانواده، آنسیو<ref>Ansiau</ref> دو لینیر، ملقب به «پیرمرد»، که از خاطرۀ مردن پسرش در [[بیت المقدس|بیتالمقدس]] وهمزده است، تصمیم میگیرد که اقامتگاه خود را ترک کند و همراه زائرانی شود که عازم ارض مقدسند. او که بیمار و نابیناست، میخواهد به این سفر برود تا برای گناهانش دعا کند. به نظر میرسد که تقدیری پنهان بر او فرود آمده و محکومش کرده که املاکش را رها کند. سفرهای طولانی پیرمرد، پیش از رسیدن به بیتالمقدس، فرصتی برای نویسنده فراهم کرده تا تصویری برجسته از فرانسۀ درمانده از فقر و ویرانشده از جنگهای طولانیمدت به دست بدهد. هربر<ref>Herbert</ref> دو لینیر، پسر پیرمرد، «گنده» لقب دارد. شخصیتی خارقالعاده است؛ گندهخوار و گندهنوش است و هرگز بدون زنها، حرامزادهها، نوکران، شاهینها و سگهایش جایی نمیرود. او برای به دست آوردن زمینهای تازه، از انجام هیچگونه اخاذی خودداری نمیکند. شخصیتیست که افراطش یادآور [[ژیل دو رتس]] است. مانند او کفرگو و منحرف و جانیست. برای انتقام گرفتن از پدرش که فرزندانش را دوست نداشت، تصمیم میگیرد که خواهر خود را اغوا کند. اگلانتین<ref>Eglantine</ref> که ابتدا از تن دادن به چنین گناهی میترسد، کمی بعد بدان میل میکند. آگنیه<ref>Haguenier</ref> دو لینیر، پسر گنده، در رمان تجسمبخش آرمان [[شهسواری]] است. او که دلیر و حساس و وفادار است، داستان عشق بزرگی را در کنار بانوی خود، ماری دو مونژنو<ref>Marie de Mongenost</ref>، تجربه میکند. بسیاری از فصلهای رمان آرمانهای عاشقانهای را روایت میکند که شهسوار جوان باید در آنها پیروز شود.<br /> | ||
---- | ---- | ||