پرش به محتوا

شاو، برنارد (۱۸۵۶ـ۱۹۵۰): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۲: خط ۳۲:


نمایش‎نامه‌نویس، منتقد، و رمان‌نویس ایرلندی. از نخستین اعضای انجمن فابیان<ref>Fabian Society</ref> بود که در ۱۹۱۱ از آن کناره گرفت. نمایش‌نامه‌هایش آمیزه‌ای است از کمدی با جنبه‌های سیاسی، فلسفی، و جدلی با این هدف که، علاوه بر احساسات، بر آگاهی اجتماعی مخاطبان خود نیز تأثیر بگذارد. برخی از این نمایش‌نامه‌ها عبارت‌اند از ''اسلحه‌ و انسان''<ref>''Arms and the Man''</ref> (۱۸۹۴)، ''مرید شیطان''<ref>''The Devil’s Disciple''</ref> (۱۸۹۷)، ''انسان و برتر از انسان''<ref>''Man and Superman''</ref> (۱۹۰۳، ترجمه فارسی: ''بشر عادی، بشر عالی'')، ''پیگمالیون''<ref>''Pygmalion''</ref> (۱۹۱۳)، و ''ژاندارک''<ref>''St Joan''</ref> (۱۹۲۳). در ۱۹۲۵، جایزۀ نوبل<ref>Nobel Prize</ref> ادبیات به او اعطا شد. شاو در [[دوبلین، شهر|دوبلین]]<ref>Dublin</ref> به‌دنیا آمد. در ۱۸۷۶ به [[لندن (انگلستان)|لندن]] رفت و به کار نقد پرداخت. ''تئاتر ما در دهۀ نود''<ref>''Our Theatre in the Nineties''</ref> (۱۹۳۲) حاوی نقد‌هایی است که در فاصلۀ سال‌های ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۸ در نشریۀ ساتردی ریویو<ref>Saturday Review</ref>، منتشر کرده‌ بود. به‌تدریج در مناظره‌ و جدل مهارت یافت و به حمایت از انجمن فابیان نیز پرداخت. نخستین نمایش‌نامه‌اش، ''خانه‌های مردان زن‌مرده''<ref>''Widower’s Houses''</ref>، در ۱۸۹۲، در محفلی خصوصی اجرا شد. در این اثر، با انتقاد از صاحب‌خانه‌های محله‌های فقیرنشین، به جنبش واقع‌گرایانه، سیاسی و جدل‎گرا در تئاتر پیوست، جریانی که درپی بیدارکردن حس مسئولیت مردم، برای بهبود وضع خود و شرایط اجتماعی آنان بود. نخستین اجرای عمومی آثارش نمایش ''اسلحه و انسان'' بود، که نگاهی بدبینانه به جنگ داشت و پیش‌تر در مجموعه‌ای شامل هفت نمایش‌نامه با عنوان ''نمایش‌نامه‌های مطبوع و نامطبوع''<ref>''Plays: Pleasant and Unpleasant''</ref> (۱۸۹۸) به‌چاپ رسیده ‎بود. از دیگر آثار موجود در این مجموعه، نمایش‎نامۀ ''حرفۀ خانم وارن''<ref>''Mrs Warren’s Profession''</ref> (۱۸۹۸)، با مضمون روسپیگری، درخور ذکر است که در ۱۹۰۲ توقیف شد. در ''انسان و برتر از انسان''، با دنبال‌کردن شخصیت دون ژوان<ref>Don Juan</ref> در جهنم برای مناظره با شیطان، به بسط اندیشه‌هایش دربارۀ تکامل‎ نیروی زندگی پرداخت. کمدی‎ ضد رمانتیک<ref>anti- romanti</ref> ''پیگمالیون'' را، که نخست در ۱۹۱۳ به‌روی صحنه آمد، برای بازیگری با نام بانو پاتریک کمبل<ref>Mrs Patrick Campbell</ref> نوشت. این کمدی پس از مرگ شاو به‌صورت اثری موزیکال با نام ''بانوی زیبای من''<ref>''My Fair Lady''</ref> درآمد. او مضامین اجتماعی را با تکنیک‌های کمدی در می‌آمیخت؛ این تکنیک‌ها بر گفت‌وگوهای خنده‌دار و جدی، بذله‌گویی، و نیز وارونه‌کردن زیرکانۀ انتظارات مخاطب از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها مبتنی ‎بود. با این‌که طلایه‌دار تئاتر جدّی و مترقی انگلستان به‌شمار می‌رفت، در میان عوام نیز نمایش‎نامه‌نویسی پرطرفدار و موفق در نظر گرفته می‌شد. نمایش‎نامه‌های بعدی او عبارت بودند از ''خانۀ دل‌شکن''<ref>''Heartbreak House''</ref> (۱۹۲۰)، دربارۀ زوال انگلستان دورۀ ادوارد<ref>Edwardian
نمایش‎نامه‌نویس، منتقد، و رمان‌نویس ایرلندی. از نخستین اعضای انجمن فابیان<ref>Fabian Society</ref> بود که در ۱۹۱۱ از آن کناره گرفت. نمایش‌نامه‌هایش آمیزه‌ای است از کمدی با جنبه‌های سیاسی، فلسفی، و جدلی با این هدف که، علاوه بر احساسات، بر آگاهی اجتماعی مخاطبان خود نیز تأثیر بگذارد. برخی از این نمایش‌نامه‌ها عبارت‌اند از ''اسلحه‌ و انسان''<ref>''Arms and the Man''</ref> (۱۸۹۴)، ''مرید شیطان''<ref>''The Devil’s Disciple''</ref> (۱۸۹۷)، ''انسان و برتر از انسان''<ref>''Man and Superman''</ref> (۱۹۰۳، ترجمه فارسی: ''بشر عادی، بشر عالی'')، ''پیگمالیون''<ref>''Pygmalion''</ref> (۱۹۱۳)، و ''ژاندارک''<ref>''St Joan''</ref> (۱۹۲۳). در ۱۹۲۵، جایزۀ نوبل<ref>Nobel Prize</ref> ادبیات به او اعطا شد. شاو در [[دوبلین، شهر|دوبلین]]<ref>Dublin</ref> به‌دنیا آمد. در ۱۸۷۶ به [[لندن (انگلستان)|لندن]] رفت و به کار نقد پرداخت. ''تئاتر ما در دهۀ نود''<ref>''Our Theatre in the Nineties''</ref> (۱۹۳۲) حاوی نقد‌هایی است که در فاصلۀ سال‌های ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۸ در نشریۀ ساتردی ریویو<ref>Saturday Review</ref>، منتشر کرده‌ بود. به‌تدریج در مناظره‌ و جدل مهارت یافت و به حمایت از انجمن فابیان نیز پرداخت. نخستین نمایش‌نامه‌اش، ''خانه‌های مردان زن‌مرده''<ref>''Widower’s Houses''</ref>، در ۱۸۹۲، در محفلی خصوصی اجرا شد. در این اثر، با انتقاد از صاحب‌خانه‌های محله‌های فقیرنشین، به جنبش واقع‌گرایانه، سیاسی و جدل‎گرا در تئاتر پیوست، جریانی که درپی بیدارکردن حس مسئولیت مردم، برای بهبود وضع خود و شرایط اجتماعی آنان بود. نخستین اجرای عمومی آثارش نمایش ''اسلحه و انسان'' بود، که نگاهی بدبینانه به جنگ داشت و پیش‌تر در مجموعه‌ای شامل هفت نمایش‌نامه با عنوان ''نمایش‌نامه‌های مطبوع و نامطبوع''<ref>''Plays: Pleasant and Unpleasant''</ref> (۱۸۹۸) به‌چاپ رسیده ‎بود. از دیگر آثار موجود در این مجموعه، نمایش‎نامۀ ''حرفۀ خانم وارن''<ref>''Mrs Warren’s Profession''</ref> (۱۸۹۸)، با مضمون روسپیگری، درخور ذکر است که در ۱۹۰۲ توقیف شد. در ''انسان و برتر از انسان''، با دنبال‌کردن شخصیت دون ژوان<ref>Don Juan</ref> در جهنم برای مناظره با شیطان، به بسط اندیشه‌هایش دربارۀ تکامل‎ نیروی زندگی پرداخت. کمدی‎ ضد رمانتیک<ref>anti- romanti</ref> ''پیگمالیون'' را، که نخست در ۱۹۱۳ به‌روی صحنه آمد، برای بازیگری با نام بانو پاتریک کمبل<ref>Mrs Patrick Campbell</ref> نوشت. این کمدی پس از مرگ شاو به‌صورت اثری موزیکال با نام ''بانوی زیبای من''<ref>''My Fair Lady''</ref> درآمد. او مضامین اجتماعی را با تکنیک‌های کمدی در می‌آمیخت؛ این تکنیک‌ها بر گفت‌وگوهای خنده‌دار و جدی، بذله‌گویی، و نیز وارونه‌کردن زیرکانۀ انتظارات مخاطب از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها مبتنی ‎بود. با این‌که طلایه‌دار تئاتر جدّی و مترقی انگلستان به‌شمار می‌رفت، در میان عوام نیز نمایش‎نامه‌نویسی پرطرفدار و موفق در نظر گرفته می‌شد. نمایش‎نامه‌های بعدی او عبارت بودند از ''خانۀ دل‌شکن''<ref>''Heartbreak House''</ref> (۱۹۲۰)، دربارۀ زوال انگلستان دورۀ ادوارد<ref>Edwardian
</ref>؛ ''بازگشت به متوشالح''<ref>''Back to Methuselah''</ref> (۱۹۲۲)، مجموعه‌ای از نمایش‌نامه‌های بلند‎پروازانه که چشم‌اندازی از تاریخ، از آفرینش آدمی تا آیندۀ دوردست، را ترسیم می‌کند؛ و نمایش‎نامۀ تاریخی ''ژاندارک'' (۱۹۲۳) که در آن به بررسی چیستی باور دینی می‌پردازند. شاو، در مجموع، بیش از ۵۰ نمایش‎نامه نوشت و به شوخ‌طبعی و نغز‎گویی شهرت یافت. او نظریه‌هایش را در پیش‌گفتارهای مفصلی که بر نمایش‎نامه‌های خود می‌نوشت و نیز در کتاب‌هایی چون ''راهنمای کاپیتالیسم، [[سوسیالیسم]] و [[فاشیسم]] برای زن باهوش''<ref>''The Intelligent Woman’s Guide to Capitalism, Socialism and Fascism''</ref>، تشریح کرده ‎است.
</ref>؛ ''بازگشت به متوشالح''<ref>''Back to Methuselah''</ref> (۱۹۲۲)، مجموعه‌ای از نمایش‌نامه‌های بلند‎پروازانه که چشم‌اندازی از تاریخ، از آفرینش آدمی تا آیندۀ دوردست، را ترسیم می‌کند؛ و نمایش‎نامۀ تاریخی ''ژاندارک'' (۱۹۲۳) که در آن به بررسی چیستی باور دینی می‌پردازند. شاو، در مجموع، بیش از ۵۰ نمایش‎نامه نوشت و به شوخ‌طبعی و نغز‎گویی شهرت یافت. او نظریه‌هایش را در پیش‌گفتارهای مفصلی که بر نمایش‎نامه‌های خود می‌نوشت و نیز در کتاب‌هایی چون «''راهنمای کاپیتالیسم، [[سوسیالیسم]] و [[فاشیسم]] برای زن باهوش''<ref>''The Intelligent Woman’s Guide to Capitalism, Socialism and Fascism''</ref>»، تشریح کرده ‎است.


&nbsp;
&nbsp;
سرویراستار، ویراستار
۷۵٬۳۸۷

ویرایش