پرش به محتوا

دیشب باباتو دیدم آیدا (فیلم): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


آیدا که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان است، از زندگی و خانواده‌اش راضی است. در جریان امتحان‌های آخر سال، دوست و همکلاسی صمیمی‌اش ساناز به او می‌گوید که دیشب پدر و مادرش را دیده. این در حالی است که دیشب مادر او در خانه بوده، اما پدرش دیر به منزل آمده است. او از ساناز می‌رنجد و ساناز نیز اصراری نمی‌کند، اما آیدا به‌تدریج به رفتار پدرش مشکوک می‌شود و هر اتفاقی را که می‌افتد در دفتر خاطراتش ثبت می‌کند. وی همراه ساناز به تعقیب پدرش می‌پردازد، اما او را گم می‌کند. آیدا که دچار آشفتگی روحی و رفتاری شده، تصمیم می‌گیرد همه‌چیز را به مادرش بگوید، اما تردید دارد. بار دوم که پدرش را تعقیب می‌کند، پدر به یک خیاطی می‌رود و معلوم می‌شود زنی که همراه اوست، خیاطی است به نام خانم ابتکار. آیدا تصمیم می‌گیرد برای افشای حقایق، مادرش را به خیاطی ابتکار ببرد، اما باز هم پشیمان می‌شود. سرانجام به بهانۀ پیراهنی به خیاطی ابتکار می‌رود. خانم ابتکار به او شک می‌کند و آیدا در را می‌بندد تا حرف‌هایش را بزند. پس از بازگشت، در خانه پدرش را می‌بیند؛ اما هیچ‌کدام از اتفاقی که افتاده حرف نمی‌زنند. آیدا تصمیم می‌گیرد ماجرا را فراموش کند و بکوشد از زندگی لذت ببرد. دوتکه از کیکی را که مادرش پخته برمی‌دارد؛ اولی را با لذت می‌خورد و دومی را بیرون روی صندلی توی حیاط خانه جا می‌گذارد.
آیدا که دانش‌آموز سال دوم دبیرستان است، از زندگی و خانواده‌اش راضی است. در جریان امتحان‌های آخر سال، دوست و همکلاسی صمیمی‌اش ساناز به او می‌گوید که دیشب پدر و مادرش را دیده. این در حالی است که دیشب مادر او در خانه بوده، اما پدرش دیر به منزل آمده است. او از ساناز می‌رنجد و ساناز نیز اصراری نمی‌کند، اما آیدا به‌تدریج به رفتار پدرش مشکوک می‌شود و هر اتفاقی را که می‌افتد در دفتر خاطراتش ثبت می‌کند. وی همراه ساناز به تعقیب پدرش می‌پردازد، اما او را گم می‌کند. آیدا که دچار آشفتگی روحی و رفتاری شده، تصمیم می‌گیرد همه‌چیز را به مادرش بگوید، اما تردید دارد. بار دوم که پدرش را تعقیب می‌کند، پدر به یک خیاطی می‌رود و معلوم می‌شود زنی که همراه اوست، خیاطی است به نام خانم ابتکار. آیدا تصمیم می‌گیرد برای افشای حقایق، مادرش را به خیاطی ابتکار ببرد، اما باز هم پشیمان می‌شود. سرانجام به بهانۀ پیراهنی به خیاطی ابتکار می‌رود. خانم ابتکار به او شک می‌کند و آیدا در را می‌بندد تا حرف‌هایش را بزند. پس از بازگشت، در خانه پدرش را می‌بیند؛ اما هیچ‌کدام از اتفاقی که افتاده حرف نمی‌زنند. آیدا تصمیم می‌گیرد ماجرا را فراموش کند و بکوشد از زندگی لذت ببرد. دوتکه از کیکی را که مادرش پخته برمی‌دارد؛ اولی را با لذت می‌خورد و دومی را بیرون روی صندلی توی حیاط خانه جا می‌گذارد.
برخی از '''بازیگران و عوامل تولید'''
کارگردان: رسول صدرعاملی
نویسندگان: رسول صدرعاملی و کامبوزیا پرتوی
تهیه‌کنندگان: رسول صدرعاملی و علی سرتیپی
مدیر فیلمبرداری: [[بهرام بدخشانی]]
تدوینگر: معصومه شاه‌نظری
آهنگساز: [[فریبرز لاچینی]]
صدابردار: محمد مختاری
صداگذاری و ترکیب صدا: محمود موسوی‌نژاد
طراح صحنه و لباس: [[امیرحسین اثباتی]]
طراح چهره‌پردازی: پارمیس زند
بازیگران: سوفی کیانی؛ شراره دولت‌آبادی؛ شاهرخ فروتنیان؛ طناز طباطبایی؛ خاطره اسدی؛ الهام پاوه‌نژاد؛ احترام برومند؛ علی سرتیپی
----
سرویراستار، ویراستار
۷۷٬۱۱۵

ویرایش