دیوانهای از قفس پرید (فیلم ۱۳۸۱ش): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
یلدا با روزبه، جانباز جنگ، ازدواج کرده، اما بیماری روزبه شدت گرفته و او را در یک آسایشگاه برای مراقبت و درمان بستری میکنند. یلدا اگرچه علاقۀ زیادی به روزبه دارد، اما در مورد رابطهاش دچار تردید شده است. روزبه که در دادگستری کار میکند، پیگیر پروندههای مفاسد اقتصادیست. مستوفی، عموی یلدا، در سالهای پس از جنگ از طریق اعمال خلاف و رباخواری و قاچاق و اختلاس، ثروت و نفوذ زیادی به دست آورده است. پسرخواندۀ مستوفی دلباختۀ یلداست و قصد دارد با استفاده از نفوذ پدرش با یلدا ازدواج کند. مستوفی نیز سعی دارد با استفاده از وضعیت به هم ریختۀ روحی یلدا و بیماری روزبه، باعث جدایی آنها شود. از سوی دیگر چشم به ثروت پدر یلدا دارد و با مسموم کردن او یلدا را برای مداوای پدرش در شرایط سختی قرار میدهد. مستوفی که در اجرای نقشههایش قدم به قدم پیش آمده، در مرحلۀ آخر فراست را وارد بازی میکند که رئیس شعبۀ حقوقی و املاک بانکیست که اموال و داراییهای پدر یلدا در آن قرار دارد. فراست هم دلباختۀ یلدا میشود و مستوفی برای این که از شر روزبه خلاص شود او را رو در روی فراست قرار میدهد که زمانی استاد روزبه بوده. روزبه که پی به واقعیت ماجرا میبرد مصمم میشود حق یلدا و پدرش را بگیرد. یلدا که برای مداوای پدرش در آستانۀ تن دادن به خواستههای مستوفی و فراست است، نهایتاً به سوی روزبه متمایل میشود. مستوفی روزبه را هم مسموم میکند و او دوباره بستری میشود. وقتی یلدا به دیدن او میرود، با فراست و مستوفی روبهرو میشود. پس از خروج آنها از اتاق، صدای شلیک گلوله به گوش میرسد. | یلدا با روزبه، جانباز جنگ، ازدواج کرده، اما بیماری روزبه شدت گرفته و او را در یک آسایشگاه برای مراقبت و درمان بستری میکنند. یلدا اگرچه علاقۀ زیادی به روزبه دارد، اما در مورد رابطهاش دچار تردید شده است. روزبه که در دادگستری کار میکند، پیگیر پروندههای مفاسد اقتصادیست. مستوفی، عموی یلدا، در سالهای پس از جنگ از طریق اعمال خلاف و رباخواری و قاچاق و اختلاس، ثروت و نفوذ زیادی به دست آورده است. پسرخواندۀ مستوفی دلباختۀ یلداست و قصد دارد با استفاده از نفوذ پدرش با یلدا ازدواج کند. مستوفی نیز سعی دارد با استفاده از وضعیت به هم ریختۀ روحی یلدا و بیماری روزبه، باعث جدایی آنها شود. از سوی دیگر چشم به ثروت پدر یلدا دارد و با مسموم کردن او یلدا را برای مداوای پدرش در شرایط سختی قرار میدهد. مستوفی که در اجرای نقشههایش قدم به قدم پیش آمده، در مرحلۀ آخر فراست را وارد بازی میکند که رئیس شعبۀ حقوقی و املاک بانکیست که اموال و داراییهای پدر یلدا در آن قرار دارد. فراست هم دلباختۀ یلدا میشود و مستوفی برای این که از شر روزبه خلاص شود او را رو در روی فراست قرار میدهد که زمانی استاد روزبه بوده. روزبه که پی به واقعیت ماجرا میبرد مصمم میشود حق یلدا و پدرش را بگیرد. یلدا که برای مداوای پدرش در آستانۀ تن دادن به خواستههای مستوفی و فراست است، نهایتاً به سوی روزبه متمایل میشود. مستوفی روزبه را هم مسموم میکند و او دوباره بستری میشود. وقتی یلدا به دیدن او میرود، با فراست و مستوفی روبهرو میشود. پس از خروج آنها از اتاق، صدای شلیک گلوله به گوش میرسد. | ||
'''برخی از جوایز و افتخارات''' | |||
نامزدی در بخشهای کارگردانی، بازیگر نقش اول مرد (پرویز پرستویی) و طراحی صحنه و لباس در بیست و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر و سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین موسیقی و بهترین بازیگر نقش اول زن (نیکی کریمی) در همین دوره؛ تندیس زرین بهترین موسیقی و بهترین طراحی لباس از هفتمین دوره جشن خانه سینما (1382). | |||
---- | ---- | ||