Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۷۳۶
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
فیلم بلند سینمایی ساختهی [[ناصر تقوایی]]. تقوایی به عنوان نویسنده و کارگردان این اثر اجتماعی را در سال 1380 تولید کرده است. فیلمنامهی کاغذ بیخط را تقوایی بر اساس طرحی از مینو فرشچی نوشته است. فیلم نخستین بار در [[بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر|بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر]] به اکران درآمد و بعد از نامزدی در رشتههای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد ([[خسرو شکیبایی]]) و نقش اول زن ([[هدیه تهرانی]]) توانست جایزهی ویژهی هیات داوران را در کارگردانی دریافت کند. در دورهی ششم جشن خانهی سینما نیز تندیس زرین بهترین فیلم به انتخاب انجمن منتقدان و نویسندگان به این فیلم اهدا شده است. مهمترین نکته دربارهی کاغذ بیخط شکل پرداخت استعاری تقوایی به جهان داستان و آدمهایش است. هرچند تماشاگر بهظاهر دارد زندگی روزمره یک زوج مدرن طبقه متوسطی را در اواخر دههی هفتاد میبیند اما این تنها ظاهر قضیه است. در خانه و زندگی آنان هرچیزی، نمادی از یک حضور دیگر و چیزی ناشناختهتر است که فیلمساز ترجیح داده به شکل غیرمستقیمی به سراغشان برود و با کاربرد یک جهان تماما استعاری، بخش عمدهی فهم و شهود فیلم را بر عهدهی تفسیر شخصی خود تماشاگر بگذارد. | فیلم بلند سینمایی ساختهی [[تقوایی، ناصر|ناصر تقوایی]]. تقوایی به عنوان نویسنده و کارگردان این اثر اجتماعی را در سال 1380 تولید کرده است. فیلمنامهی کاغذ بیخط را تقوایی بر اساس طرحی از مینو فرشچی نوشته است. فیلم نخستین بار در [[بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر|بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر]] به اکران درآمد و بعد از نامزدی در رشتههای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد ([[خسرو شکیبایی]]) و نقش اول زن ([[هدیه تهرانی]]) توانست جایزهی ویژهی هیات داوران را در کارگردانی دریافت کند. در دورهی ششم جشن خانهی سینما نیز تندیس زرین بهترین فیلم به انتخاب انجمن منتقدان و نویسندگان به این فیلم اهدا شده است. مهمترین نکته دربارهی کاغذ بیخط شکل پرداخت استعاری تقوایی به جهان داستان و آدمهایش است. هرچند تماشاگر بهظاهر دارد زندگی روزمره یک زوج مدرن طبقه متوسطی را در اواخر دههی هفتاد میبیند اما این تنها ظاهر قضیه است. در خانه و زندگی آنان هرچیزی، نمادی از یک حضور دیگر و چیزی ناشناختهتر است که فیلمساز ترجیح داده به شکل غیرمستقیمی به سراغشان برود و با کاربرد یک جهان تماما استعاری، بخش عمدهی فهم و شهود فیلم را بر عهدهی تفسیر شخصی خود تماشاگر بگذارد. | ||
ویرایش