پرش به محتوا

اکسپرسیونیسم انتزاعی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:


اِکسپرسیونیسم انتزاعی (abstract expressionism)<br/> [[File:11427000-1.jpg|thumb|تابلوی زن، اثر ويلم د کونينگ]][[File:11427000.jpg|thumb|تابلوی زن، اثر ويلم د کونينگ]]جنبشی در نقاشی [[امریکا، ایالات متحده|امریکا]]، که در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بر جریان هنری این کشور تسلط داشت. ویژگی اصلی آن بهره‌گیری از رنگ‌های تند و محرّک حواس بر پرده‌های بزرگ نقاشی بود، به‌‌گونه‌ای که بتواند عواطف شدیدی را در مخاطب برانگیزد. برخی از این نقاشان، آثار انتزاعی<ref>abstract
اِکسپرسیونیسم انتزاعی (abstract expressionism)<br/> [[File:11427000-1.jpg|thumb|تابلوی زن، اثر ويلم د کونينگ]][[File:11427000.jpg|thumb|تابلوی زن، اثر ويلم د کونينگ]]جنبشی در نقاشی [[امریکا، ایالات متحده|امریکا]]، که در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰م بر جریان هنری این کشور تسلط داشت. ویژگی اصلی آن بهره‌گیری از رنگ‌های تند و محرّک حواس بر پرده‌های بزرگ نقاشی بود، به‌‌گونه‌ای که بتواند عواطف شدیدی را در مخاطب برانگیزد. برخی از این نقاشان، آثار انتزاعی<ref>abstract


</ref> ناب پدید آوردند و برخی دیگر، رد و نشانی از شکل‌نمایی<ref> figuration</ref> را در کار خود حفظ کردند. بیشتر هنرمندان برجستۀ جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی، در نیویورک تمرکز داشتند، و از ‌همین‌‌رو این جنبش را مکتب نیویورک<ref> New York School </ref> نیز خوانده‌اند. گرمی بازار این هنرمندان و اقبال جامعۀ منتقدان (البته پس از مقابله‌های آغازین) سبب شد که نیویورک در رهبری هنر معاصر، از [[پاریس، شهر|پاریس]] پیشی بگیرد؛ جایگاهی که همچنان حفظ کرده است. گفتنی است که اکسپرسیونیسم انتزاعی، علی‌رغم نام خود، با [[سورریالیسم|سوررئالیسم]]<ref>surrealism</ref> بیش از اکسپرسیونیسم<ref> expressionism </ref> پیوند داشت. در سال‌های [[جنگ جهانی دوم]]، بسیاری از هنرمندان سوررئالیست اروپایی، به امریکا پناه بردند و در آن‌جا با شیوه‌های خودانگیخته و شهودی خود، بر بسیاری از نقاشان پیشتاز امریکا تأثیر نهادند. دو تن از مشهورترین نقاشان مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی، [[پولاک، جکسون (۱۹۱۲ـ۱۹۵۶)|جکسون پولاک]]<ref>Jackson Pollock</ref> و ویلم دِ کونینگ<ref> Willem de Kooning </ref>، حدود ۱۹۴۸ رفته‌رفته در مقام پیشوایان این نهضت شهرت یافتند، یعنی زمانی که جکسون پولاک برای نخستین‌بار نقاشی‌های رنگ‌چکاندۀ‌‌<ref>drip Painting</ref> خود را به‌نمایش گذاشت و دِ کونینگ اولین نمایشگاه انفرادی خویش را برپا کرد. دیگر نقاشان پیشرو این نهضت عبارت‌اند از آدولف گوتلیپ<ref> Adolph Gottlieb </ref>، [[گورکی، آرشیل (۱۹۰۴ـ۱۹۴۸)|آرشیل گورکی]]<ref>Arshile Gorky</ref>، [[گاستون، فیلیپ (۱۹۱۳ـ۱۹۸۰)|فیلیپ گاستون]]<ref> Philip Guston </ref>، [[هوفمان، هانس (۱۸۸۰ـ۱۹۶۶)|هانس هوفمان]]<ref>Hans Hofmann </ref>، فرانتس کلاین<ref>Franz Kline </ref>، [[مادرول، رابرت برنز (۱۹۱۵ـ۱۹۹۱)|رابرت مادرول]]<ref>Robert Motherwell </ref>، [[نیومن، بارنت (۱۹۰۵ـ۱۹۷۰)|بارنت نیومن]]<ref>Barnett Newman</ref>، [[روتکو، مارک (۱۹۰۳ـ۱۹۷۰)|مارک روتکو]]<ref> Mark Rothko </ref> و کلایفورد استیل<ref>Clyfford Still </ref>. آثار این نقاشان با یکدیگر تفاوت‌های بنیادی دارد. مثلاً جکسون پولاک، که با «نقاشی کنشی<ref>action painting </ref>»اش شهرت یافت، رنگ‌ها را با حرکات پرنیرو، بر سطح پردۀ نقاشی می‌ریخت و می‌پاشید. در مقابل، آثار مارک روتکو متین و متأملانه‌اند، و سطوح رنگی وسیع دارند. اما در مجموع، عموم نقاشان اکسپرسیونیسم انتزاعی کم‌و‌بیش بر ویژگی‌های روئین تابلوهای خود تأکید می‌کردند، و خودِ عمل «نقاشی‌کردن» را ارج می‌نهادند. اکسپرسیونیسم انتزاعی حدود ۱۹۶۰، ‌اوج خود را پشت سر گذاشت، ولی سیطرۀ گسترده‌اش را حفظ کرد. حتی بسیاری از هنرمندان امریکایی، در دورۀ پس از جنگ جهانی دوم، از اکسپرسیونیسم انتزاعی آغاز کردند، درست همان‌گونه که نقاشان اروپایی، پس از [[جنگ جهانی اول]]، [[کوبیسم]]<ref>cubism </ref> را نقطۀ آغاز حرکت خود قرار داده بودند. اکسپرسیونیسم انتزاعی جنبش‌ها و گرایش‌های دیگری، ازجمله نقاشی گسترۀ رنگی<ref>Colour Field painting</ref> و نقاشی کنشی را به‌دنبال آورد، و شمار بسیاری از نقاشان و مجسمه‌سازان از بیانگری بافت روئین آنان تأثیر پذیرفتند. برخی از جنبش‌ها و گرایش‌های هنری، همچون هنر مینیمال (کمینه‌گرایی)<ref>(minimal art (minimalism </ref> را می‌توان واکنش‌هایی در برابر هیجان‌برانگیزی اکسپرسیونیسم انتزاعی دانست. این جنبش نخستین جنبش هنری برخاسته از امریکا بود که در اروپا تأثیر گذاشت، و کم‌و‌بیش با تاشیسم<ref>Tachisme </ref> که در پاریس شکل گرفت (و گاه هنر غیرمنظم<ref>Art Informel</ref> نیز خوانده شده است)، در ترازی برابر قرار گرفت. نیز ← [[تاشیسم|تاشیسم]]
</ref> ناب پدید آوردند و برخی دیگر، رد و نشانی از شکل‌نمایی<ref> figuration</ref> را در کار خود حفظ کردند. بیشتر هنرمندان برجستۀ جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی، در نیویورک تمرکز داشتند، و از ‌همین‌‌رو این جنبش را مکتب نیویورک<ref> New York School </ref> نیز خوانده‌اند. گرمی بازار این هنرمندان و اقبال جامعۀ منتقدان (البته پس از مقابله‌های آغازین) سبب شد که نیویورک در رهبری هنر معاصر، از [[پاریس، شهر|پاریس]] پیشی بگیرد؛ جایگاهی که همچنان حفظ کرده است. گفتنی است که اکسپرسیونیسم انتزاعی، علی‌رغم نام خود، با [[سوررئالیسم]]<ref>surrealism</ref> بیش از اکسپرسیونیسم<ref> expressionism </ref> پیوند داشت. در سال‌های [[جنگ جهانی دوم]]، بسیاری از هنرمندان سوررئالیست اروپایی، به امریکا پناه بردند و در آن‌جا با شیوه‌های خودانگیخته و شهودی خود، بر بسیاری از نقاشان پیشتاز امریکا تأثیر نهادند. دو تن از مشهورترین نقاشان مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی، [[پولاک، جکسون (۱۹۱۲ـ۱۹۵۶)|جکسون پولاک]]<ref>Jackson Pollock</ref> و ویلم دِ کونینگ<ref> Willem de Kooning </ref>، حدود ۱۹۴۸ رفته‌رفته در مقام پیشوایان این نهضت شهرت یافتند، یعنی زمانی که جکسون پولاک برای نخستین‌بار نقاشی‌های رنگ‌چکاندۀ‌‌<ref>drip Painting</ref> خود را به‌نمایش گذاشت و دِ کونینگ اولین نمایشگاه انفرادی خویش را برپا کرد. دیگر نقاشان پیشرو این نهضت عبارت‌اند از آدولف گوتلیپ<ref> Adolph Gottlieb </ref>، [[گورکی، آرشیل (۱۹۰۴ـ۱۹۴۸)|آرشیل گورکی]]<ref>Arshile Gorky</ref>، [[گاستون، فیلیپ (۱۹۱۳ـ۱۹۸۰)|فیلیپ گاستون]]<ref> Philip Guston </ref>، [[هوفمان، هانس (۱۸۸۰ـ۱۹۶۶)|هانس هوفمان]]<ref>Hans Hofmann </ref>، فرانتس کلاین<ref>Franz Kline </ref>، [[مادرول، رابرت برنز (۱۹۱۵ـ۱۹۹۱)|رابرت مادرول]]<ref>Robert Motherwell </ref>، [[نیومن، بارنت (۱۹۰۵ـ۱۹۷۰)|بارنت نیومن]]<ref>Barnett Newman</ref>، [[روتکو، مارک (۱۹۰۳ـ۱۹۷۰)|مارک روتکو]]<ref> Mark Rothko </ref> و کلایفورد استیل<ref>Clyfford Still </ref>. آثار این نقاشان با یکدیگر تفاوت‌های بنیادی دارد. مثلاً جکسون پولاک، که با «نقاشی کنشی<ref>action painting </ref>»اش شهرت یافت، رنگ‌ها را با حرکات پرنیرو، بر سطح پردۀ نقاشی می‌ریخت و می‌پاشید. در مقابل، آثار مارک روتکو متین و متأملانه‌اند، و سطوح رنگی وسیع دارند. اما در مجموع، عموم نقاشان اکسپرسیونیسم انتزاعی کم‌و‌بیش بر ویژگی‌های روئین تابلوهای خود تأکید می‌کردند، و خودِ عمل «نقاشی‌کردن» را ارج می‌نهادند. اکسپرسیونیسم انتزاعی حدود ۱۹۶۰، ‌اوج خود را پشت سر گذاشت، ولی سیطرۀ گسترده‌اش را حفظ کرد. حتی بسیاری از هنرمندان امریکایی، در دورۀ پس از جنگ جهانی دوم، از اکسپرسیونیسم انتزاعی آغاز کردند، درست همان‌گونه که نقاشان اروپایی، پس از [[جنگ جهانی اول]]، [[کوبیسم]]<ref>cubism </ref> را نقطۀ آغاز حرکت خود قرار داده بودند. اکسپرسیونیسم انتزاعی جنبش‌ها و گرایش‌های دیگری، ازجمله نقاشی گسترۀ رنگی<ref>Colour Field painting</ref> و نقاشی کنشی را به‌دنبال آورد، و شمار بسیاری از نقاشان و مجسمه‌سازان از بیانگری بافت روئین آنان تأثیر پذیرفتند. برخی از جنبش‌ها و گرایش‌های هنری، همچون هنر مینیمال (کمینه‌گرایی)<ref>(minimal art (minimalism </ref> را می‌توان واکنش‌هایی در برابر هیجان‌برانگیزی اکسپرسیونیسم انتزاعی دانست. این جنبش نخستین جنبش هنری برخاسته از امریکا بود که در اروپا تأثیر گذاشت، و کم‌و‌بیش با تاشیسم<ref>Tachisme </ref> که در پاریس شکل گرفت (و گاه هنر غیرمنظم<ref>Art Informel</ref> نیز خوانده شده است)، در ترازی برابر قرار گرفت. نیز ← [[تاشیسم|تاشیسم]]


&nbsp;
&nbsp;
سرویراستار
۵۵٬۶۲۹

ویرایش