Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۷۳۶
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
[[پرونده:36152600-1.jpg|بندانگشتی|کارل گوتسکو]] | [[پرونده:36152600-1.jpg|بندانگشتی|کارل گوتسکو]] | ||
گوتسکو، کارل (۱۸۱۱ـ۱۸۷۸)(Gutzkow, Karl)<br /> | گوتسکو، کارل (۱۸۱۱ـ۱۸۷۸)(Gutzkow, Karl)<br /> | ||
نمایشنامهنویس و داستانپرداز آلمانی. در خانوادهای فقیر به دنیا آمد. در دانشگاه برلین الهایت و فلسفه خواند و [[هگل، | نمایشنامهنویس و داستانپرداز آلمانی. در خانوادهای فقیر به دنیا آمد. در دانشگاه برلین الهایت و فلسفه خواند و [[هگل، گئورگ ویلهلم فریدریش|هگل]] و [[شلایرماخر، فریدریش (۱۷۶۸ـ۱۸۳۴)|شلایرماخر]] از جمله اساتیدش بودند. فعالیت ادبی خود را در همان زمان و با کار در مجله آغاز کرد. بهسبب بیحرمتیکردن به مسیحیت در رمانش ''والی شکاک''<ref>''Wally, die Zweiflerin /Wally the Skeptic'' | ||
</ref> (۱۸۳۵)، یک ماه زندانی شد. ازجمله نمایشنامههای اوست: تراژدی<ref> tragedy | </ref> (۱۸۳۵)، یک ماه زندانی شد. ازجمله نمایشنامههای اوست: تراژدی<ref> tragedy | ||
</ref>''ریچارد وحشی''<ref>''Richard Savage'' </ref> (۱۸۳۹)؛ کمدی ''تارتوف اصل''<ref>''Das Urbild Tartüffe''</ref> (۱۸۴۵) و تراژدی منظوم<ref> blank-verse tragedy</ref> ''اوريل آکوستا''<ref>''Uriel Acosta''</ref> (۱۹۴۶). گوتسکو در برلین بهدنیا آمد. در سالهای ۱۹۴۶ـ۱۹۴۸، رایزن نمایشی تئاتر دربار<ref> Court Theatre</ref> در [[درسدن]]<ref> Dresden</ref> بود. ازجمله رمانهای او عبارتاند از ''سرافین''<ref>''Seraphine''</ref> (۱۸۳۸) و طنزی دربارۀ آموزش و پرورش عصر او به نام ''بلازدو و پسرش''<ref>''Blasedow und seine Sohne''</ref>. | </ref>''ریچارد وحشی''<ref>''Richard Savage'' </ref> (۱۸۳۹)؛ کمدی ''تارتوف اصل''<ref>''Das Urbild Tartüffe''</ref> (۱۸۴۵) و تراژدی منظوم<ref> blank-verse tragedy</ref> ''اوريل آکوستا''<ref>''Uriel Acosta''</ref> (۱۹۴۶). گوتسکو در برلین بهدنیا آمد. در سالهای ۱۹۴۶ـ۱۹۴۸، رایزن نمایشی تئاتر دربار<ref> Court Theatre</ref> در [[درسدن]]<ref> Dresden</ref> بود. ازجمله رمانهای او عبارتاند از ''سرافین''<ref>''Seraphine''</ref> (۱۸۳۸) و طنزی دربارۀ آموزش و پرورش عصر او به نام ''بلازدو و پسرش''<ref>''Blasedow und seine Sohne''</ref>. | ||
ویرایش