Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۷۴۹
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042163423.jpg|جایگزین=از چاپهای زبان اصلی کتاب|بندانگشتی|از چاپهای زبان اصلی کتاب]] | [[پرونده:2042163423.jpg|جایگزین=از چاپهای زبان اصلی کتاب|بندانگشتی|از چاپهای زبان اصلی کتاب]] | ||
[[پرونده:2042163423- 3.jpg|جایگزین=روی جلد یکی از ترجمههای کتاب|بندانگشتی|362x362پیکسل|روی جلد یکی از ترجمههای کتاب]] | [[پرونده:2042163423- 3.jpg|جایگزین=روی جلد یکی از ترجمههای کتاب|بندانگشتی|362x362پیکسل|روی جلد یکی از ترجمههای کتاب]] | ||
(به انگلیسی: ''The State of Siege''؛ نام اصلی: ''L'État de Siège'') عنوان نمایشنامهای از [[آلبر کامو (۱۹۱۳ـ۱۹۶۰)|آلبر کامو]] در سه پرده، به زبان فرانسوی. نمایشنامه نخستین بار در اکتبر | حکومت نظامی (کتاب) | ||
(به انگلیسی: ''The State of Siege''؛ نام اصلی: ''L'État de Siège'') عنوان نمایشنامهای از [[آلبر کامو (۱۹۱۳ـ۱۹۶۰)|آلبر کامو]] در سه پرده، به زبان فرانسوی. نمایشنامه نخستین بار در اکتبر 1948م توسط گروه رنو-بارو<ref>Renaud-Barrault</ref> به نمایش درآمد و در همان سال به صورت کتاب منتشر شد. ''حکومت نظامی'' چندمرتبه در ایران ترجمه شده است؛ در سال 1343ش به صورت مستقل و با ترجمۀ یحیی مروستی (تحت عنوان ''حکومت نظامی'') در تهران چاپ شد. این ترجمه تاکنون چندین مرتبه توسط ناشران مختلف منتشر شده است. [[سپانلو، محمدعلی|محمدعلی سپانلو]] این اثر را نخستین بار در سال 1341ش با نام «در محاصره» به فارسی ترجمه و در تهران منتشر کرد و پس از آن در دهۀ 1380ش به همراه نمایشنامۀ ''عادلان''<ref>به فرانسوی: Les Justes</ref> با عنوان «شهربندان و عادلها» به چاپ رساند. این ترجمه نیز چندین بار توسط انتشارات نگاه تجدید چاپ شده است. در مرتبۀ دیگر نیز به تنهایی و تحت عنوان ''حکومت نظامی'' به وسیلۀ پرویز شهدی ترجمه و همچنان در تهران چاپ شده است (1396ش). | |||
این نمایشِ تمثیلی در حقیقت با انتخاب شهر قادس<ref>Cadiz</ref> در اسپانیا به عنوان محل وقوع داستان، نکوهش کسانیست که با خیالی آسوده تن به حکومت خودکامۀ [[فرانکو، فرانسیسکو (۱۸۹۲ـ۱۹۷۵)|فرانکو]] دادهاند. آلبر کامو خود این اثر را نقد جوامع [[توتالیتاریسم|توتالیتر]] میداند که در آنها تجمع قدرت در اختیار تنها یک گروه و سیاست است. | این نمایشِ تمثیلی در حقیقت با انتخاب شهر قادس<ref>Cadiz</ref> در اسپانیا به عنوان محل وقوع داستان، نکوهش کسانیست که با خیالی آسوده تن به حکومت خودکامۀ [[فرانکو، فرانسیسکو (۱۸۹۲ـ۱۹۷۵)|فرانکو]] دادهاند. آلبر کامو خود این اثر را نقد جوامع [[توتالیتاریسم|توتالیتر]] میداند که در آنها تجمع قدرت در اختیار تنها یک گروه و سیاست است. | ||
| خط ۹: | خط ۱۱: | ||
ماجرای نمایشنامه در شهر [[قادس]] [[اسپانیا]] رخ میدهد. شخصی به نام طاعون<ref>La Peste</ref> با هیأت مردی فربه وارد شهر میشود و حاکم را وادار میکند که جای خود را به او بدهد. یک زن منشی به نام مرگ<ref>La Mort</ref> نیز همراه طاعون است. دروازههای شهر را میبندند و از این پس همۀ کارهای شهر تابع خودکامگی و پوچی و ترس قرار میگیرد. این آشفتگی باعث شادی نادا<ref>Nada</ref> میشود که طرفدار [[نیست انگاری|نیستانگاری]] است. ولی جوان دانشجویی به نام دیهگو<ref>Diego</ref> قیام میکند و گروهی برای مقاومت و مبارزه تشکیل میدهد. همین که شورش در میگیرد، قدرت طاعون رو به کاستی میگذارد. در این بین پیکر بیجان ویکتوریا<ref>Victoria</ref>، نامزد دیهگو، را با تخت نزد او میآورند. طاعون به وی میگوید که حاضر است ویکتوریا را زنده بگذارد، به شرط آن که دست از مبارزه بردارد و از شهر برود. دیهگو این پیشنهاد را نمیپذیرد و جان میسپارد. مرگ او زندگی دوبارهای به ویکتوریا میدهد و باعث آزادی قادس میشود. | ماجرای نمایشنامه در شهر [[قادس]] [[اسپانیا]] رخ میدهد. شخصی به نام طاعون<ref>La Peste</ref> با هیأت مردی فربه وارد شهر میشود و حاکم را وادار میکند که جای خود را به او بدهد. یک زن منشی به نام مرگ<ref>La Mort</ref> نیز همراه طاعون است. دروازههای شهر را میبندند و از این پس همۀ کارهای شهر تابع خودکامگی و پوچی و ترس قرار میگیرد. این آشفتگی باعث شادی نادا<ref>Nada</ref> میشود که طرفدار [[نیست انگاری|نیستانگاری]] است. ولی جوان دانشجویی به نام دیهگو<ref>Diego</ref> قیام میکند و گروهی برای مقاومت و مبارزه تشکیل میدهد. همین که شورش در میگیرد، قدرت طاعون رو به کاستی میگذارد. در این بین پیکر بیجان ویکتوریا<ref>Victoria</ref>، نامزد دیهگو، را با تخت نزد او میآورند. طاعون به وی میگوید که حاضر است ویکتوریا را زنده بگذارد، به شرط آن که دست از مبارزه بردارد و از شهر برود. دیهگو این پیشنهاد را نمیپذیرد و جان میسپارد. مرگ او زندگی دوبارهای به ویکتوریا میدهد و باعث آزادی قادس میشود. | ||
---- | |||
<br /> | <br /> | ||
ویرایش