ساقی به نور باده برافروز جام ما: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042159771.jpg|جایگزین=ابیاتی از غزل به خط شکسته نستعلیق (هنرمند: مرتضی کشاورز)|بندانگشتی|ابیاتی از غزل به خط شکسته نستعلیق (هنرمند: مرتضی کشاورز)]] | [[پرونده:2042159771.jpg|جایگزین=ابیاتی از غزل به خط شکسته نستعلیق (هنرمند: مرتضی کشاورز)|بندانگشتی|ابیاتی از غزل به خط شکسته نستعلیق (هنرمند: مرتضی کشاورز)]] | ||
مصرع آغازین یکی از غزلهای [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، با مطلع ساقی به نور باده برافروز جام ما/ مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما. این غزل در نسخهی تصحیح [[محمد | مصرع آغازین یکی از غزلهای [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، با مطلع ساقی به نور باده برافروز جام ما/ مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما. این غزل در نسخهی تصحیح [[قزوینی، محمد (تهران ۱۲۵۶ـ۱۳۲۸ش)|علامه قزوینی]]، [[غنی، قاسم (سبزوار ۱۲۷۲ـ امریکا ۱۳۳۱ش)|غنی]] مشتمل بر 10بیت است و در [[بحر مضارع]] مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) سروده شده است. | ||
اگرچه پارهای شارحان را رسم بر این بوده که هرشعری از حافظ را با نشانهشناسی ادبیات عرفانی (صوفیانه) تفسیر کنند، اما نشانههای متعددی در غزل است که بر نمایش عشقی بیشتر زمینی تا متعالی صحه میگذارد؛ از جمله کلماتی که در توصیف آداب و اصطلاحات شرب خمر است و همچنین اشارهی مستقیم حافظ به نام ممدوحش در بیت پایانی. با توجه به مقطع غزل مشخص است که حافظ در یکی دوجای شعر با [[حاجی قوام|حاجی قوامالدین حسن تمناجی]] (متوفی ۷۵۴ق)، وزیر اعظم شیخ [[ابواسحاق اینجو]]، که از ممدوحانش بوده تخاطب دارد. حاجی قوامالدین زمانی که شیراز در محاصرهی امیر [[مبارزالدین محمد (۷۰۰ـ۷۶۰ق)|مبارزالدین]] بود فوت کرد و مرگ او ضربهی بزرگی به شیخ ابواسحاق و حافظ وارد آورد. حافظ در پنج غزل خود از او یاد کرده است که یکی از آنها قطعهای در رحلت اوست. غزل را خوانندگانی چون [[غلامحسین | اگرچه پارهای شارحان را رسم بر این بوده که هرشعری از حافظ را با نشانهشناسی ادبیات عرفانی (صوفیانه) تفسیر کنند، اما نشانههای متعددی در غزل است که بر نمایش عشقی بیشتر زمینی تا متعالی صحه میگذارد؛ از جمله کلماتی که در توصیف آداب و اصطلاحات شرب خمر است و همچنین اشارهی مستقیم حافظ به نام ممدوحش در بیت پایانی. با توجه به مقطع غزل مشخص است که حافظ در یکی دوجای شعر با [[حاجی قوام|حاجی قوامالدین حسن تمناجی]] (متوفی ۷۵۴ق)، وزیر اعظم شیخ [[ابواسحاق اینجو]]، که از ممدوحانش بوده تخاطب دارد. حاجی قوامالدین زمانی که شیراز در محاصرهی امیر [[مبارزالدین محمد (۷۰۰ـ۷۶۰ق)|مبارزالدین]] بود فوت کرد و مرگ او ضربهی بزرگی به شیخ ابواسحاق و حافظ وارد آورد. حافظ در پنج غزل خود از او یاد کرده است که یکی از آنها قطعهای در رحلت اوست. غزل را خوانندگانی چون [[بنان، غلامحسین (انگرود ۱۲۹۰ـ تهران ۱۳۶۴ش)|غلامحسین بنان]]، [[قوامی، حسین (تهران ۱۲۸۸ـ همان جا ۱۳۶۸ش)|حسین قوامی]]، [[سراج، سید حسام الدین (اصفهان ۱۳۳۷ش)|حسامالدین سراج]] و خوانندگان تاجیک در برنامههای رادیویی یا در آلبومهایشان به صورت آواز یا ترانه خواندهاند. | ||
بیت سوم غزل (چه مصرع اولش به تنهایی و چه کل بیت) در زبان فارسی به مثل تبدیل شده است. در جای جای غزل با تصاویر بکری مواجهیم که توسط تشبیه یا استعاره یا تشخیص (جاندارانگاری) ایجاد شدهاند. از جمله: برافروختن جام به نور باده در همان مصرع اول غزل، ترکیب سرو صنوبرخرام در انتهای بیت چهارم، جاندار انگاشتن باد در بیتهای پنجم و ششم و تخاطب با آن،... و مصرع نخست مقطع شعر که از این حیث خارقالعاده است. حافظ در بیت هشتم غزل، چون بسیاری غزلهای دیگرش، به بیان دیدگاه خود دربارهی عالمان متشرع پرداخته است. در این بیت با کمک استعارهی مکنیه نان حرام شیخ به شکل نان حلال و با استفاده از کنایه، شراب به صورت آب حرام آمده است و با چنین ترفندی شرابِ خود را (که عارف و رند است) برتر از روزی ظاهرا حلالِ زاهدِ متشرع خوانده است. | بیت سوم غزل (چه مصرع اولش به تنهایی و چه کل بیت) در زبان فارسی به مثل تبدیل شده است. در جای جای غزل با تصاویر بکری مواجهیم که توسط تشبیه یا استعاره یا تشخیص (جاندارانگاری) ایجاد شدهاند. از جمله: برافروختن جام به نور باده در همان مصرع اول غزل، ترکیب سرو صنوبرخرام در انتهای بیت چهارم، جاندار انگاشتن باد در بیتهای پنجم و ششم و تخاطب با آن،... و مصرع نخست مقطع شعر که از این حیث خارقالعاده است. حافظ در بیت هشتم غزل، چون بسیاری غزلهای دیگرش، به بیان دیدگاه خود دربارهی عالمان متشرع پرداخته است. در این بیت با کمک استعارهی مکنیه نان حرام شیخ به شکل نان حلال و با استفاده از کنایه، شراب به صورت آب حرام آمده است و با چنین ترفندی شرابِ خود را (که عارف و رند است) برتر از روزی ظاهرا حلالِ زاهدِ متشرع خوانده است. | ||