Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۷۹۳
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
}} | }} | ||
[[پرونده:33164800.jpg|بندانگشتی|بیل فورسایت]] | [[پرونده:33164800.jpg|بندانگشتی|بیل فورسایت]] | ||
فورسایت، بیل ( | فورسایت، بیل (۱۹۴۷م - )(Forsyth, Bill) | ||
کارگردان و فیلمنامهنویس اسکاتلندی. با چند فیلم کمدی که داستان آنها در اسکاتلند میگذرد، شوخی و طنز تلخ را درهممیآمیزد؛ او با فیلمهای ''دوست دختر گریگوری''<ref>''Gregory’s Girl''</ref> (۱۹۸۰) و ''قهرمان محلی''<ref>''Local Hero''</ref> (۱۹۸۳)، بهشهرت رسید. نخستین فیلم او ''تشویش''<ref>''That Sinking Feeling''</ref> (۱۹۷۹) بود و ''خوشی و آرامش''<ref>''Comfort and Joy'' </ref> (۱۹۸۴)، ''خانهداری''<ref>''Housekeeping''</ref> (۱۹۸۷)، و ''انسان''''بودن''<ref>''Being Human''</ref> (۱۹۹۴) از دیگر فیلمهای اوست. در سالهای اخیر فیلمنامۀ ''دو دوست دختر گریگوری''<ref>''Gregory’s Two Girls''</ref> (۱۹۹۸) را نوشت و آن را کارگردانی کرد که در واقع دنبالهای بر فیلم موفق و پرطرفدار ''دوست دختر گریگوری'' است. در آثار فورسایت مرز میان واقعیت و دنیای خیالی چندان روشن نیست، مانند رؤیاپردازی گریگوری دربارۀ زن دلخواهش و بههمریختن نقشههای مرد تکزاسی که بهدنبال چاه نفت میگردد در فیلم ''قهرمان محلی''. | کارگردان و فیلمنامهنویس اسکاتلندی. با چند فیلم کمدی که داستان آنها در اسکاتلند میگذرد، شوخی و طنز تلخ را درهممیآمیزد؛ او با فیلمهای ''دوست دختر گریگوری''<ref>''Gregory’s Girl''</ref> (۱۹۸۰) و ''قهرمان محلی''<ref>''Local Hero''</ref> (۱۹۸۳)، بهشهرت رسید. نخستین فیلم او ''تشویش''<ref>''That Sinking Feeling''</ref> (۱۹۷۹) بود و ''خوشی و آرامش''<ref>''Comfort and Joy'' </ref> (۱۹۸۴)، ''خانهداری''<ref>''Housekeeping''</ref> (۱۹۸۷)، و ''انسان''''بودن''<ref>''Being Human''</ref> (۱۹۹۴) از دیگر فیلمهای اوست. در سالهای اخیر فیلمنامۀ ''دو دوست دختر گریگوری''<ref>''Gregory’s Two Girls''</ref> (۱۹۹۸) را نوشت و آن را کارگردانی کرد که در واقع دنبالهای بر فیلم موفق و پرطرفدار ''دوست دختر گریگوری'' است. در آثار فورسایت مرز میان واقعیت و دنیای خیالی چندان روشن نیست، مانند رؤیاپردازی گریگوری دربارۀ زن دلخواهش و بههمریختن نقشههای مرد تکزاسی که بهدنبال چاه نفت میگردد در فیلم ''قهرمان محلی''. | ||
ویرایش