Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۷٬۹۶۷
ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
'''خلاصۀ داستان''' | '''خلاصۀ داستان''' | ||
جعفرخان (با بازی [[سرشار، حسین | جعفرخان (با بازی [[سرشار، حسین|حسین سرشار]])، فرزند حاج اکبر (با بازی [[انتظامی، عزت الله|عزتالله انتظامی]])، از فرنگ بازمیگردد و پدر با دیدن سر و وضع نامتعارف او درمییابد که باید خود را به آب و آتش بزند تا بتواند از جعفر همانی بسازد که میخواهد. کوشش پدر ناموفق میماند، زیرا دولت به جعفر میدان میدهد تا در جهت عملی کردن افکارش بتازد. جعفر مأمور میشود تا در جعفرآباد که به نیوجف تغییر نام داده، شهری صنعتی و فضایی بسازد. اهالی روستا به عنوان عملۀ برنامههای جعفر به کار گمارده میشوند تا جامعۀ آرمانی او را بسازند. حاجی که نمیتواند جعفر را به راه بیاورد، پس از آن که میشنود او با یک دختر فرنگی ازدواج کرده است سکته میکند و با مشورت داماد حاجی به جای بیمارستان روانۀ تیمارستان میشود اما روانپزشک او را به خانه میبرد و مراقبت میکند. جعفرخان در غیبت پدر برنامههایش را عملی میکند. با مساعدت روانپزشک و دکتر بیمارستان حاج اکبر سلامت خود را بازمییابد و همچنان بنای مخالفت با جعفر را میگذارد. جعفر پس از آن که مردم روستا را به جان هم میاندازد کشور را به مقصد فرنگ ترک میکند. | ||
ویرایش