Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۸٬۰۳۷
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
ملکم در ۱۲۹۵ق به وزیر مختاری ایران در لندن، وین و برلین منصوب شد و در [[برلین، کنگره|کنگرۀ برلین]] شرکت کرد. در سفر سوم شاه به اروپا، وی با پرداخت یک هزار لیره، امتیاز لاتاری در ایران را از شاه گرفت و به مبلغ چهار هزار لیره فروخت. به دنبال این اتفاق، شاه او را از همه سِمتها و القاب دولتی عزل کرد. ملکم نیز دست به انتشار روزنامه فارسی ''[[قانون (نشریه)|قانون]]'' زد و در آن اصول حکومت استبدادی ایران را بهباد انتقاد گرفت و از بدگویی به صدراعظم و حتی شخصِ شاه فروگذار نکرد. پس از مرگ ناصرالدینشاه، به وزیر مختاری ایران در رم منصوب شد (۱۳۱۷ق) و تا هنگام مرگش در هفتادوهفتسالگی در همین سِمت بود. طبق وصیتنامهاش، جسد او را سوزاندند. | ملکم در ۱۲۹۵ق به وزیر مختاری ایران در لندن، وین و برلین منصوب شد و در [[برلین، کنگره|کنگرۀ برلین]] شرکت کرد. در سفر سوم شاه به اروپا، وی با پرداخت یک هزار لیره، امتیاز لاتاری در ایران را از شاه گرفت و به مبلغ چهار هزار لیره فروخت. به دنبال این اتفاق، شاه او را از همه سِمتها و القاب دولتی عزل کرد. ملکم نیز دست به انتشار روزنامه فارسی ''[[قانون (نشریه)|قانون]]'' زد و در آن اصول حکومت استبدادی ایران را بهباد انتقاد گرفت و از بدگویی به صدراعظم و حتی شخصِ شاه فروگذار نکرد. پس از مرگ ناصرالدینشاه، به وزیر مختاری ایران در رم منصوب شد (۱۳۱۷ق) و تا هنگام مرگش در هفتادوهفتسالگی در همین سِمت بود. طبق وصیتنامهاش، جسد او را سوزاندند. | ||
زندگی ملکم سراسر با اسرار آمیخته است. گروهی دانش، فضل، کیاست و سیاستمداری او را ستودهاند و بسیاری نیز او را شیاد، طماع، حقهباز و پولپرست نامیدهاند. بههر روی، ملکم به اصول تمدن جدید غربی آشنا بود و رواج و گسترش آن را محتوم و اجتنابناپذیر میدانست و ایرانیان را به اقتباس بدون قید و شرط از آن فرا میخواند، اما برای تبلیغ و پیشبرد نظر خود، چنان وانمود میکرد که همۀ این اصول در اسلام بوده و حتی برگرفته از آن است. آراء و نظرات ملکم خان در رسالات و مقالات او که در ''قانون'' منتشر میشد، مندرج است. وی با بسیاری از آزادیخواهان و تجددخواهان ایرانی مانند آخوندزاده، [[اسدآبادی، سیدجمال الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۴ق)|سید جمالالدین اسدآبادی]] و [[کرمانی، میرزا آقاخان|میرزا آقاخان کرمانی]] مراوده و مکاتبه داشت. یازده رساله وی به کوشش هاشم ربیعزاده با عنوان ''کلیات ملکم'' (تهران، ۱۳۳۵ش)، دوازده رساله دیگر نیز با مقدمه و حواشی [[محیط طباطبایی، محمد (نایین ۱۲۸۱ـ تهران ۱۳۷۱ش)|محیط طباطبایی]] با عنوان ''مجموعۀ آثار ملکم'' (تهران، ۱۳۲۷ش) و همۀ ۲۵ رساله با کوشش حجتالله اصیل با عنوان ''رسالههای میرزا ملکم خان ناظمالدوله'' (تهران، ۱۳۸۱ش) به چاپ رسیدهاند. [[الگار، حامد | زندگی ملکم سراسر با اسرار آمیخته است. گروهی دانش، فضل، کیاست و سیاستمداری او را ستودهاند و بسیاری نیز او را شیاد، طماع، حقهباز و پولپرست نامیدهاند. بههر روی، ملکم به اصول تمدن جدید غربی آشنا بود و رواج و گسترش آن را محتوم و اجتنابناپذیر میدانست و ایرانیان را به اقتباس بدون قید و شرط از آن فرا میخواند، اما برای تبلیغ و پیشبرد نظر خود، چنان وانمود میکرد که همۀ این اصول در اسلام بوده و حتی برگرفته از آن است. آراء و نظرات ملکم خان در رسالات و مقالات او که در ''قانون'' منتشر میشد، مندرج است. وی با بسیاری از آزادیخواهان و تجددخواهان ایرانی مانند آخوندزاده، [[اسدآبادی، سیدجمال الدین (۱۲۵۴ـ۱۳۱۴ق)|سید جمالالدین اسدآبادی]] و [[کرمانی، میرزا آقاخان|میرزا آقاخان کرمانی]] مراوده و مکاتبه داشت. یازده رساله وی به کوشش هاشم ربیعزاده با عنوان ''کلیات ملکم'' (تهران، ۱۳۳۵ش)، دوازده رساله دیگر نیز با مقدمه و حواشی [[محیط طباطبایی، محمد (نایین ۱۲۸۱ـ تهران ۱۳۷۱ش)|محیط طباطبایی]] با عنوان ''مجموعۀ آثار ملکم'' (تهران، ۱۳۲۷ش) و همۀ ۲۵ رساله با کوشش حجتالله اصیل با عنوان ''رسالههای میرزا ملکم خان ناظمالدوله'' (تهران، ۱۳۸۱ش) به چاپ رسیدهاند. [[الگار، حامد|حامد الگار]] کتابی پیرامون زندگی و شخصیت او تألیف کرده است. | ||
<br><!--38405300--> | <br><!--38405300--> | ||
[[رده:تاریخ ایران]] | [[رده:تاریخ ایران]] | ||
ویرایش