پرش به محتوا

ابن بلدی، ابوجعفر احمد ( ـ۵۶۶ق): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:


ابن بَلَدی، اَبوجعفر احمد (  ـ۵۶۶ق)<br>
ابن بَلَدی، اَبوجعفر احمد (  ـ۵۶۶ق)<br>
<p>(ابوجعفر احمد بن‌ محمد بن‌ سعيد بن‌ ابراهيم‌ تميمی‌ ملقب به شرف‌الدین) وزیر [[مستنجد عباسی|مستنجد بالله]] خلیفه عباسی. او در سفری که مقتفی پدر مستنجد به شهر [[واسط]] کرد از سوی خلیفه به حکومت آن‌جا منصوب شد (۵۵۴‌ق) و در زمان وزارت ابن‌‌هُبَیره نیابت او را در این شهر برعهده گرفت و براثر کاردانی، میزان درآمدها را بالا برد و در ۵۶۳‌ق به وزارت مستنجد رسید. و دست عضدالدین محمد، معروف به ابن رئیس‌الرؤسا را از امور کوتاه کرد و خلیفه را از توطئه مشترک بین رئیس‌الرؤسا و امیرلشکر و ابومحمد فرزند خلیفه، آگاه کرد. خلیفه نیز او را مأمور دستگیری آنان کرد اما توطئه‌گران که قبلاً به واسطۀ پزشک خلیفه از قضیه آگاه شده بودند، خلیفه را به حمام برده و به قتل رساندند و ابومحمدحسن را با لقب المستضیء بامرالله در ازای واگذاری سمت‌های وزارت به عضدالدین و ریاست دربار به فرزندش و نیز سمت سپهسالاری به امیرلشکر، به خلافت رساندند. آن‌گاه به بهانه بیعت ابن بلدی با خلیفه جدید، او را به دربار فراخواندند و او را کشتند و پیکرش را قطعه‌قطعه کرده و به [[دجله]] انداختند. دربارۀ کردار او نظرات متفاوتی ابراز شده است. ابن اثیر او را از اتهامات ناروا مبرّا دانسته و [[ابن طقطقی، صفی الدین ابوجعفرمحمد (۶۶۰ـ۷۰۹ق)|ابن طَقْطَقی]] وی را پاک‌نهاد، درست‌کردار و نیکو اخلاق توصیف کرده است. </p>
<p>(ابوجعفر احمد بن‌ محمد بن‌ سعيد بن‌ ابراهيم‌ تميمی‌ ملقب به شرف‌الدین) وزیر [[مستنجد عباسی|مستنجد بالله]] خلیفه [[عباسیان|عباسی]]. او در سفری که مقتفی پدر مستنجد به شهر [[واسط]] کرد از سوی خلیفه به حکومت آن‌جا منصوب شد (۵۵۴‌ق) و در زمان وزارت ابن‌‌هُبَیره نیابت او را در این شهر برعهده گرفت و براثر کاردانی، میزان درآمدها را بالا برد و در ۵۶۳‌ق به وزارت مستنجد رسید. و دست عضدالدین محمد، معروف به ابن رئیس‌الرؤسا را از امور کوتاه کرد و خلیفه را از توطئه مشترک بین رئیس‌الرؤسا و امیرلشکر و ابومحمد فرزند خلیفه، آگاه کرد. خلیفه نیز او را مأمور دستگیری آنان کرد اما توطئه‌گران که قبلاً به واسطۀ پزشک خلیفه از قضیه آگاه شده بودند، خلیفه را به حمام برده و به قتل رساندند و ابومحمدحسن را با لقب المستضیء بامرالله در ازای واگذاری سمت‌های وزارت به عضدالدین و ریاست دربار به فرزندش و نیز سمت سپهسالاری به امیرلشکر، به خلافت رساندند. آن‌گاه به بهانه بیعت ابن بلدی با خلیفه جدید، او را به دربار فراخواندند و او را کشتند و پیکرش را قطعه‌قطعه کرده و به [[دجله]] انداختند. دربارۀ کردار او نظرات متفاوتی ابراز شده است. ابن اثیر او را از اتهامات ناروا مبرّا دانسته و [[ابن طقطقی، صفی الدین ابوجعفرمحمد (۶۶۰ـ۷۰۹ق)|ابن طَقْطَقی]] وی را پاک‌نهاد، درست‌کردار و نیکو اخلاق توصیف کرده است. </p>
<br><!--11026500-->
<br><!--11026500-->
[[رده:دین اسلام]]
[[رده:دین اسلام]]
[[رده:تاریخ اسلام – دوره های اموی و عباسی]]
[[رده:تاریخ اسلام – دوره های اموی و عباسی]]
۴۷٬۹۶۷

ویرایش