Automoderated users، رباتها، دیوانسالاران، checkuser، مدیران رابط کاربری، moderation، Moderators، پنهانگران، مدیران، userexport، سرویراستار
۴۸٬۰۱۹
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
فقیه [[یمن|یمنی]]. برای تحصیل علوم دینی به شهر زبید رفت و پس از اتمام تحصیلات، به عنوان مفتی آن شهر انتخاب شد. وی رویکردی ظاهرگرایانه و حدیثگرایانه داشت و همانند [[ابن | فقیه [[یمن|یمنی]]. برای تحصیل علوم دینی به شهر زبید رفت و پس از اتمام تحصیلات، به عنوان مفتی آن شهر انتخاب شد. وی رویکردی ظاهرگرایانه و حدیثگرایانه داشت و همانند [[ابن حزم، علی (قرطبه ۳۸۴ـ لبله ۴۵۶ق)|ابن حزم]] و [[ابن قیم جوزیه، محمد بن ابی بکر (۶۹۱ـ۷۵۱ق)|ابن قیم]] فتوا به وجوب قصر در هرگونه مسافرت دراز و کوتاه داد. او علمای استان سلیمانی یمن را از تدریس فقه منع و به جای آن ملزم به یادگیری حدیث کرد. میان وی و حسین بن علی بن محمد حازمی بر سر موضوع بنای گنبد و بارگاه برای قبور بحثی درگرفت. حسین بن علی معتقد به جواز بنای گنبد بود و به فتوای امام احمد بن یحیی و نوهاش امام شرفالدین استناد کرد. حسن بن عقیل در پاسخ وی گفت که قرآن مسلمانان را به پیروی از سنت [[حضرت محمد|پیامبر (ص)]] دستور داده است و نه آن بخش از آرای علما که نادرست به نظر میرسد. آنگاه به حدیثی از [[امام علی|امام علی (ع)]] استناد کرد که میگوید پیامبر (ص) ما را از زیباسازی و چراغ روشن کردن بر سر قبور نهی فرمود. حتی خود امام علی بر سر قبر پیامبر گنبد بنا نکرد. با این که حسن بن عقیل [[زیدیه|زیدی]]<nowiki/>مذهب بود، اما در موضوع یاد شده و حدیثگرایی و ظاهرگراییاش متأثر از مذهب مالکی است. | ||
وی تا سال 1819 در منصب قضاء زبید بود و زمانی که خلیل پاشا (والی [[عثمانی، امپراتوری|عثمانی]]) به یمن رفت، گروهی از رقبای حسن بن عقیل سعایت او را پیش وی کردند. خلیل پاشا حسن را به مقرش در ابوعریش فراخواند و با این که با وی بدرفتاری نکرد و به او اجازه بازگشت داد، به فرماندار زبید دستور داد تا با وی بدرفتاری کند. فرماندار زبید وی را تحت شکنجه قرار داد تا این که بر اثر شکنجه از دنیا رفت. | وی تا سال 1819 در منصب قضاء زبید بود و زمانی که خلیل پاشا (والی [[عثمانی، امپراتوری|عثمانی]]) به یمن رفت، گروهی از رقبای حسن بن عقیل سعایت او را پیش وی کردند. خلیل پاشا حسن را به مقرش در ابوعریش فراخواند و با این که با وی بدرفتاری نکرد و به او اجازه بازگشت داد، به فرماندار زبید دستور داد تا با وی بدرفتاری کند. فرماندار زبید وی را تحت شکنجه قرار داد تا این که بر اثر شکنجه از دنیا رفت. | ||
ویرایش