یموت

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

یَموت

قبیله‌ای ترکمن در ایران و جمهوری ترکمنستان، مرکب از دو دستۀ تباری شرف (بزرگان و بزرگ‌زادگان) و چونی (عوام و توده مردم) و دو گروه اجتماعی چمور (یکجانشین) و چاروا (چهارپادار صحرانشین). به دو گروه گرگان‌نشین و خیوه‌نشین تقسیم می‌شوند. این طوایف از تیره‌های گوناگونی تشکیل شده‌اند و به‌همین علت قبیلۀ یموت یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های ترکمن به‌شمار می‌آید. یموت‌ها در گذشته از خیوه در جمهوری ازبکستان تا بخش پایینی و مصب رودخانۀ گرگان در استان گلستان ایران، پراکنده بودند. امروز نیز اغلب یموت‌ها در شمال غربی استان گلستان و آن سوی مصب رودخانۀ اترک در خاک جمهوری ترکمنستان سکونت دارند. یموت‌ها نیز همانند دیگر ترکمن‌ها در قرون ۹ـ۱۰ق/۱۴ـ۱۵م از مینقشلاق و فلات اوست یورت در شمال غربی دریای خزر به حوالی رودخانه‌های اترک و گرگان مهاجرت کرده‌اند. فشارهای قبایل مهاجم قلماق و قزاق و ازبک، عوامل اساسی این مهاجرت بودند. سکونت اینان در جوار بومیان استرآبادی و مازندرانی همواره حادثه آفرین بوده است. از سوی دیگر تاخت و تازهای یموت‌های در اراضی سایر ترکمن‌ها بر دامنۀ خصومت‌های محلی افزود و باعث انواع مجادلات و جنگ‌های محلی گردید. تفاوت‌های میان یموت‌ها و گوکلان‌ها تا آن اندازه بود که دولت صفویه، به‌ویژه در نیمۀ دوم عمر آن سلسله، تناسب میان اعمال گوکلان‌ها با مصالح و ترتیبات دولتی را به مراتب بیشتر از اعمال یموت‌ها می‌دانست. یموت‌های خیوه پس از قتل نادر‌شاه، برای مدتی حکومت آن ناحیه را به‌دست گرفتند، اما سرانجام مغلوب ازبک‌ها شدند و حکومت را به ازبکان واگذار کردند. یموت‌های گرگان‌نشین در سازمان اداری صفویه، تابع بیگلربیگی استرآباد بودند. در دوران قاجاریه، ایلخانیگری بخشی از یموت‌ها به حکام موروثی فندرسک واگذار شد. آخرین ایلخان فندرسکی، میر سعدالله‌خان ملقب به سالار مقتدر است که چندین‌بار جنگجویان یموت را به رویاروئی با مشروطه ایران آورد و سرانجام کشته شد. یموت‌ها در جریان سرکوبی ترکمن‌ها به‌دست ارتش روسیه در ۱۳۳۴ق/۱۹۱۵ـ۱۹۱۶ خسارات فراوان دیدند. اینان در شورش‌های بزرگ ترکمن‌ها علیه رضاشاه پهلوی در ۱۳۰۳ـ۱۳۰۴ش/۱۹۲۴ـ۱۹۲۵ شرکت وسیع داشتند و آسیب‌ها بسیاری را تحمل کردند. پس از پیروزی ارتش، بخش بزرگی از اراضی ترکمن‌های یموت، به نفع رضاشاه مصادره شد. سرعت تغییرات اجتماعی در میان یموت‌ها تا آن اندازه بود که رسم چادرنشینی از میان آن‌ها برافتاد. این تغییرات از سوی دیگر با توسعۀ استبداد سلطنتی و رشد فقر و بی‌سوادی تودۀ مردم یموت همراه بود.