کارول بیکر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
بازیگر امریکایی تئاتر، سینما و تلویزیون. از آن دسته بازیگرانی است که پسزمینۀ اکتورز استودیو<ref>Actors Studio</ref>یی و حضورش در برادوی<ref>Broadway</ref> مثل دیواری میان او و هالیوود کشیده شد و نتوانست از این تجربیات در جهت جاگیری در روند فیلمسازی استودیویی استفاده کند. با این حال تلاش او برای کار به روش اکتورز استودیو چه در نمونۀ موفق آن (''بیبی دال''<ref>''Baby Doll''</ref>) و چه ناموفقش (''چیزی وحشی''<ref>''Something Wild''</ref>) ارزشمند و قابل بحث است. | بازیگر امریکایی تئاتر، سینما و تلویزیون. از آن دسته بازیگرانی است که پسزمینۀ اکتورز استودیو<ref>Actors Studio</ref>یی و حضورش در برادوی<ref>Broadway</ref> مثل دیواری میان او و هالیوود کشیده شد و نتوانست از این تجربیات در جهت جاگیری در روند فیلمسازی استودیویی استفاده کند. با این حال تلاش او برای کار به روش اکتورز استودیو چه در نمونۀ موفق آن (''بیبی دال''<ref>''Baby Doll''</ref>) و چه ناموفقش (''چیزی وحشی''<ref>''Something Wild''</ref>) ارزشمند و قابل بحث است. | ||
پدرش فروشندۀ سیار بود. کارول پس از یک سال آموزش در جونیور کالج<ref>Junior College</ref> سنت پترزبورگ<ref>St. Petersburg</ref> [[فلوریدا]] ترک تحصیل کرد تا به یک گروه رقصنده بپیوندد. سپس، مدتی به عنوان دستیار در یک نمایش شعبدهبازی کار کرد. پس از ازدواج کوتاهمدتی با یک تاجر پوست (ژانویه تا اوت ۱۹۵۳) به هالیوود رفت و در فیلم ''عشق آسان''<ref>''Easy to Love'' </ref> (ساختۀ چارلز والترز<ref>Charles Walters</ref>) نقش کوتاهی را به عهده گرفت. با این همه مأیوس رهسپار نیویورک شد. پس از ظاهر شدن در آگهیهای تجاری تلویزیونی و روی صحنه، در اکتورز استودیو ثبت نام کرد. در آنجا با همسر آیندهاش، جک گارفین<ref>Jack Garfein</ref> کارگردان (۱۹۵۵ - ۱۹۶۹) آشنا شد و در تلویزیون و تئاتر مورد توجه قرار گرفت. با سومین فیلمش، ''بیبی دال''، به شهرت رسید و برای آن کاندیدای دریافت [[جایزه اسکار|اسکار]] بهترین بازیگر نقش اول شد. طی دهۀ ۱۹۶۰ هالیوودیها کوشیدند تا او را جایگزین [[مریلین مونرو]]<nowiki/>ی ازدسترفته سازند، اما حتی فیلمهایی مثل ''فرصتطلبان''<ref>''The Carpetbaggers''</ref> و ''هارلو''<ref>''Harlow''</ref> نیز در جهت موفقیت بیشترش مؤثر نبودند. در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ به اروپا رفت و به ایفای نقش در فیلمهای ایتالیایی و اسپانیایی پرداخت. در دهۀ ۱۹۸۰، بار دیگر در سینمای آمریکا جلوی دوربین رفت. همسر سومش، دونالد برتون<ref>Donald Burton</ref> (از ۱۹۸۲) و دخترش، بلانش بیکر<ref>Blanche Baker</ref>، نیز بازیگر هستند. خاطراتش را در کتابی با نام ''بیبی دال'' (۱۹۸۳) نوشته است. ایفای نقش بیکر در بیبی دال، این نوید را میداد که به دلیل استعداد بازیگری و جذابیتهای ظاهری، یکی دیگر از ابرستارههای هالیوودی خواهد شد. اما متأسفانه با اینکه در فیلمهایی مثل ''خزان قبیلۀ شاین''<ref>''Cheyenne Autumn''</ref> و یا ''چهگونه غرب تسخیر شد''<ref>''How the West Was Won''</ref> درخشش کافی داشت و با وجود حضور زیادش در نقشهای اصلی فیلمها هرگز فرصت ستاره شدن را نیافت. او سعی کرد با ''فرصتطلبان'' و ''هارلو'' اوجی تازه بگیرد، اما شخصیت غیر سمپاتیکش مخاطبان خاص و عام را دفع کرد. پس از مواجهه با بیمهری منتقدان و دستاندرکاران هالیوودی، به یک تبعید خودخواسته رفت و این بار در سینمای ایتالیا و اسپانیا به شهرت رسید. در دهۀ ۱۹۸۰، نقش کوچک او در ''ستارۀ ۸''۰<ref>''Star 80'' </ref> مورد توجه و تحسین قرار گرفت. | |||
< | '''فیلمشناسی''' (گزیدۀ آثار) | ||
* غول (استیونز<ref>George Stevens</ref>- 1956) | |||
* بیبی دال ([[کازان، الیا (۱۹۰۹ـ۲۰۰۳)|کازان]]- 1956) | |||
* سرزمین بزرگ ([[وایلر، ویلیام (۱۹۰۲ـ ۱۹۸۱)|وایلر]]- 1958) | |||
* چیزی وحشی (گارفین<ref>Jack Garfein</ref>- 1961) | |||
* فرصتطلبان (دمیتریک<ref>Edward Dmytryk</ref>- 1963) | |||
* خزان قبیلۀ شاین ([[جان فورد]]- 1964) | |||
* بزرگترین داستان عالم (استیونز- 1965) | |||
* هارلو (داگلاس<ref>Gordon Douglas</ref>- 1965) | |||
* یخشکن (لنتسی<ref>Umberto Lenzi</ref>- 1972) | |||
* بد اندی وارهول (جانسون<ref>Jed Johnson</ref>- 1977) | |||
* ستارۀ ۸۰ (فاسی<ref>Bob Fosse</ref>- 1983) | |||
* آیرون وید (بابنکو<ref>Héctor Babenco</ref>- 1987) | |||
* بازی ([[دیوید فینچر]]- 1997) | |||
---- | ---- | ||