طلسم (فیلم ۱۳۶۵ش): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042166411.jpg|جایگزین=جمشید مشایخی و سوسن تسلیمی در صحنهای از فیلم|بندانگشتی|350x350پیکسل|جمشید مشایخی و سوسن تسلیمی در صحنهای از فیلم]] | [[پرونده:2042166411.jpg|جایگزین=جمشید مشایخی و سوسن تسلیمی در صحنهای از فیلم|بندانگشتی|350x350پیکسل|جمشید مشایخی و سوسن تسلیمی در صحنهای از فیلم]] | ||
فیلم بلند سینمایی به کارگردانی و نویسندگی داریوش | فیلم بلند سینمایی به کارگردانی و نویسندگی [[داریوش فرهنگ]]، محصول سال 1365ش. ''طلسم'' در سال ۱۳۶۵ اکران عمومی شد و در [[پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر|جشنواره فیلم فجر]] همان سال در سه رشتۀ بهترین بازیگر نقش دوم مرد ([[آتیلا پسیانی (تهران ۱۳۳۶ش)|آتیلا پسیانی]])، بهترین موسیقی متن و بهترین تدوین نامزد دریافت سیمرغ جشنواره بود. فرهنگ فیلمنامۀ این اثر را با اقتباس از نمایشنامهای از [[بهرام بیضایی (تهران ۱۳۱۷ش)|بهرام بیضایی]] (با عنوان ''قلعۀ کولاک'') نوشته است. نقشهای اصلی ''طلسم'' را [[جمشید مشایخی]]، [[سوسن تسلیمی]]، [[پرویز پورحسینی (تهران ۱۳۲۰ش)|پرویز پورحسینی]]، آتیلا پسیانی و سوگند رحمانی بازی کردهاند. موسیقی فیلم را [[بابک بیات (تهران ۱۳۲۵ـ ۱۳۸۵ش)|بابک بیات]] ساخته و فیلمبرداریاش هم به عهدۀ [[علی رضا زرین دست|علیرضا زریندست]] بوده است. ''طلسم'' در جشنوارههایی چون دورۀ پانزدهم جشنوارۀ فیلم مسکو، دورۀ سی و دوم جشنوارۀ فیلم لندن و دورۀ سیزدهم جشنوارۀ فیلم هنگ کنک حضور داشته است. | ||
'''خلاصۀ داستان''' | '''خلاصۀ داستان''' | ||
پس از مراسم عروسی، عروس و داماد همراه خویشاوندان داماد راهی روستای محل سكونت خود میشوند. طوفان سختی درمیگیرد. عروس و داماد راه را گم میكنند و به قصری پناه میبرند. شازده و مباشرش، اجازه میدهند كه آن دو شب را در قصر سر كنند. همسر شازده، پنج سال پیش، در شب عروسی وقتی كه به تالار آیینه قدم گذارده بوده گم میشود. در زیرزمینی | پس از مراسم عروسی، عروس و داماد همراه خویشاوندان داماد راهی روستای محل سكونت خود میشوند. طوفان سختی درمیگیرد. عروس و داماد راه را گم میكنند و به قصری پناه میبرند. شازده و مباشرش، اجازه میدهند كه آن دو شب را در قصر سر كنند. همسر شازده، پنج سال پیش، در شب عروسی وقتی كه به تالار آیینه قدم گذارده بوده گم میشود. در زیرزمینی متروک، عروس با همسر شازده روبهرو میشود كه میگوید از شب عروسی با حیلۀ مباشر در سیاهچال حبس شده است. شازده و داماد به مباشر شک میبرند و زمانی كه از تالار آیینه به سیاهچال میرود او را تعقیب میكنند. در كشمكش بین آنها مباشر به دست همسر شازده كشته میشود. عروس و داماد قصر را ترک میكنند و شازده و همسرش پس از سالها با هم به گفتوگو مینشینند. دست عروس به شمعدان میخورد و قصر طعمۀ آتش میشود. | ||