پرش به محتوا

اتین بونو کندیاک: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
فیلسوف تجربی مسلک فرانسوی. کندیاک نخست به‌عزم آموختن علم کهانت وارد مدرسه‌ی علوم دینی سن سولیپس<ref>Saint- Sulpice</ref> شد. ولی در سال 1740 آن مدرسه را ترک کرد و به فلسفه روی آورد. نخستین کتاب کندیاک به نام ''تحقیق در منشأ معرفت آدمی''<ref>''Reasearch on the origin of human Knowledge''</ref> (1746) تحت تأثیر مذهب اصالت تجربه لاک نگارش یافت. دیدگاه کلی او در این کتاب موافق چارچوب کلی دیدگاه لاک در خصوص تصورات مرکب و بسیط قرار دارد. لاک تصورات مرکب را به تصورات بسیط<ref>Simple imagination</ref> باز می‌گرداند و برای تصورات بسیط منشأ تجربی قائل می‌شود.   
فیلسوف تجربی مسلک فرانسوی. کندیاک نخست به‌عزم آموختن علم کهانت وارد مدرسه‌ی علوم دینی سن سولیپس<ref>Saint- Sulpice</ref> شد. ولی در سال 1740 آن مدرسه را ترک کرد و به فلسفه روی آورد. نخستین کتاب کندیاک به نام ''تحقیق در منشأ معرفت آدمی''<ref>''Reasearch on the origin of human Knowledge''</ref> (1746) تحت تأثیر مذهب اصالت تجربه لاک نگارش یافت. دیدگاه کلی او در این کتاب موافق چارچوب کلی دیدگاه لاک در خصوص تصورات مرکب و بسیط قرار دارد. لاک تصورات مرکب را به تصورات بسیط<ref>Simple imagination</ref> باز می‌گرداند و برای تصورات بسیط منشأ تجربی قائل می‌شود.   


از نظر [[کندیاک]] ماده‌ی اساسی معرفت اتحاد یک تصور با یک نشانه است، یعنی تصور موضوعی برای تفکر در می‌آید و می‌تواند با تصورات دیگر ترکیب شود و از طریق اتحاد نشان‌گر و یا نشان‌گرها بیان شود و بر اساس این اتحاد تصور و نشانه است که ما می‌توانیم حیات عقلی پیچیده‌ایی موافق تجربه‌ی فزاینده‌ی خود از جهان و موافق نیاز‌ها و مقاصد خود به‌وجود آوریم.  
از نظر کندیاک ماده‌ی اساسی معرفت اتحاد یک تصور با یک نشانه است، یعنی تصور موضوعی برای تفکر در می‌آید و می‌تواند با تصورات دیگر ترکیب شود و از طریق اتحاد نشان‌گر و یا نشان‌گرها بیان شود و بر اساس این اتحاد تصور و نشانه است که ما می‌توانیم حیات عقلی پیچیده‌ایی موافق تجربه‌ی فزاینده‌ی خود از جهان و موافق نیاز‌ها و مقاصد خود به‌وجود آوریم.  


او همچنین در کتاب ''درباره‌ی نظام ها''<ref>''On the systems''</ref> (1749) به روح نظام‌های فلسفی متفکرانی مانند [[دکارت، رنه (۱۵۹۶ـ۱۶۵۰)|دکارت]]، [[مالبرانش، نیکلا دو (۱۶۳۸ـ۱۷۱۵)|مالبرانش]]، [[اسپینوزا، باروخ (۱۶۳۲ـ۱۶۷۷)|اسپینوزا]] و [[لایب نیتس، گوتفرید ویلهلم فون (۱۶۴۶ـ۱۷۱۶)|لایب‌نیتس]] انتقاد می‌کند. و اذعان می‌دارد که فیلسوفان عقلی مذهب سعی می‌کردند، با شروع از مبادی و تعاریف اولیه نظام‌سازی کنند، ولی این ابتناء به‌ مبادی اولیه و تعاریف به خصوص در نظام‌های هندسی؛ کاملاً تحکمی هستند و نمی‌توانند نقش اصیلی در نظام‌های فلسفی بر عهده داشته باشند. البته این بدان معنی نیست که کندیاک هر نوع کوشش، برای نظام بخشیدن به معرفت را مردود قلمداد کند. از نظر او در یک نظام و از جمله نظام فلسفی باید ترتیب و تنظیم اجزاء یک علم، و روابط آنها کاملاً روشن و مبتنی بر پدیده‌های کاملاً شناخته شده باشد.
او همچنین در کتاب ''درباره‌ی نظام ها''<ref>''On the systems''</ref> (1749) به روح نظام‌های فلسفی متفکرانی مانند [[دکارت، رنه (۱۵۹۶ـ۱۶۵۰)|دکارت]]، [[مالبرانش، نیکلا دو (۱۶۳۸ـ۱۷۱۵)|مالبرانش]]، [[اسپینوزا، باروخ (۱۶۳۲ـ۱۶۷۷)|اسپینوزا]] و [[لایب نیتس، گوتفرید ویلهلم فون (۱۶۴۶ـ۱۷۱۶)|لایب‌نیتس]] انتقاد می‌کند. و اذعان می‌دارد که فیلسوفان عقلی مذهب سعی می‌کردند، با شروع از مبادی و تعاریف اولیه نظام‌سازی کنند، ولی این ابتناء به‌ مبادی اولیه و تعاریف به خصوص در نظام‌های هندسی؛ کاملاً تحکمی هستند و نمی‌توانند نقش اصیلی در نظام‌های فلسفی بر عهده داشته باشند. البته این بدان معنی نیست که کندیاک هر نوع کوشش، برای نظام بخشیدن به معرفت را مردود قلمداد کند. از نظر او در یک نظام و از جمله نظام فلسفی باید ترتیب و تنظیم اجزاء یک علم، و روابط آنها کاملاً روشن و مبتنی بر پدیده‌های کاملاً شناخته شده باشد.
۴۷٬۸۴۷

ویرایش