نون و گلدون (فیلم): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
A Moment of Innocence | A Moment of Innocence | ||
فیلم بلند سینمایی به کارگردانی [[محسن مخملباف]]، تولید سال 1374ش. مخملباف در این فیلم که در آن نقش شخصیت خودش را بازی کرده با پرداختن به حملۀ چریکی خود به پاسبانی در جریان انقلاب، به نقد خشونت به بهانۀ مبارزه پرداخته است. مخملباف در بخش مسابقۀ سینمای ایران [[چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر|چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر]]، جز فیلم ''[[گبه (سینما)|گبه]]'' (که چند جایزۀ فنی را از آن خود کرد) این فیلم را نیز شرکت داد. نظامالدین | فیلم بلند سینمایی به کارگردانی [[مخملباف، محسن|محسن مخملباف]]، تولید سال 1374ش. مخملباف در این فیلم که در آن نقش شخصیت خودش را بازی کرده با پرداختن به حملۀ چریکی خود به پاسبانی در جریان انقلاب، به نقد خشونت به بهانۀ مبارزه پرداخته است. مخملباف در بخش مسابقۀ سینمای ایران [[چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر|چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر]]، جز فیلم ''[[گبه (سینما)|گبه]]'' (که چند جایزۀ فنی را از آن خود کرد) این فیلم را نیز شرکت داد. نظامالدین کیایی در این جشنواره برای فیلم ''نون و گلدون'' برندۀ سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری شد. مخملباف برندۀ جایزۀ ویژۀ هیات داوران و همچنین جایزۀ طلای جوانان جشنواره فیلم لوکارنو (۱۹۹۶) برای ''نون و گلدون'' بوده است. این فیلم در جشنوارههای بینالمللی توکیو، سائوپائولو، پاریس و مسکو نیز به نمایش درآمده است. | ||
زمان فیلم: 90 دقیقه | زمان فیلم: 90 دقیقه | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
'''خلاصۀ داستان''' | '''خلاصۀ داستان''' | ||
محسن مخملباف درصدد ساختن فیلمی در مورد مقطعی از جوانی خود است. او در سن هفده سالگی در زمان رژیم پهلوی قصد خلع سلاح | محسن مخملباف درصدد ساختن فیلمی در مورد مقطعی از جوانی خود است. او در سن هفده سالگی در زمان رژیم پهلوی قصد خلع سلاح کردن یک پاسبان را با استفاده از چاقویی را دارد و در جریان این خلع سلاح کردن، دخترخالهاش به خاطر اجرای نقشۀ او هر روز به دیدن پاسبان میرفته و با سؤالات هرروزۀ خود قصد داشته حواس پاسبان را به خود جلب کند تا محسن بتواند با استفاده از فرصت به پاسبان چاقو بزند و اسلحۀ او را بدزدد. پاسبان سابق که حالا سنی از او گذشته برای بازی در این فیلم اظهار تمایل میکند. وی برای جوانی که نقش او را در زمان گذشته بازی میکند تعریف میکند که امیدوار است عشق گمشدۀ خود را پیدا کند. چرا که او از دروغی بودن سؤالات هرروزۀ دختر اطلاع نداشته و سؤالات دختر را مبتنی بر عشق او به خود میدانسته است. اما وقتی داستان اصلی را میفهمد از جوان نقش خود میخواهد که دختر را با اسلحهاش هدف قرار دهد. پسری که نقش جوانی محسن را بازی میکند حاضر به چاقو زدن پاسبان نیست. او میخواهد راه مسالمتآمیزی را انتخاب کند، اما مخملباف از او اجرای همان حرکتی را که خود مرتکب شده میخواهد. فیلم کلید میخورد اما در حین فیلمبرداری، وقتی دختر حواس پاسبان را با سؤال خود پرت میکند، پسر جوان نقش محسن، نانی که زیر آن چاقو را پنهان کرده عوض چاقو به پاسبان تعارف میکند و پاسبان هم عوض شلیک به دختر به او گلدانی را پیشکش میکند. | ||