مسافر (فیلم ۱۳۵۳ش): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
قاسم جولائی (حسن دارابی)، دانشآموز حدوداً ده سالۀ ملایری، شیفتۀ فوتبال است. او به رغم اعتراضهای مادرش پیوسته به بازی فوتبال در كوچه میپردازد، دیر به كلاس درس میرسد، مدام دربارۀ فوتبال صحبت میكند و به قدری شیفتۀ این بازی است كه تصمیم میگیرد برای دیدن مسابقهای به تهران برود. برای عملی كردن منظورش به سی تومان پول سفر احتیاج دارد و برای تأمین آن اندوختۀ ناچیز مادرش را میدزدد، بچههای خردسال دبستانی را فریب میدهد و در ازای پنج ریال با یك دوربین قراضه عكسهای قلابی از آنها میگیرد. وی سرانجام توپ و دروازههای تیم محلهشان را میفروشد، شبانه به تهران میرود و خود را به [[ورزشگاه امجدیه]] میرساند. سه ساعت به وقت مسابقه باقی مانده است. او كه تمام شب را در اتوبوس بیدار بوده و خسته است، در سایۀ درختی به خواب فرو میرود. از خواب که بیدار میشود مسابقه را پایان یافته و ورزشگاه را خالی از تماشاچی میبیند. | قاسم جولائی (حسن دارابی)، دانشآموز حدوداً ده سالۀ ملایری، شیفتۀ فوتبال است. او به رغم اعتراضهای مادرش پیوسته به بازی فوتبال در كوچه میپردازد، دیر به كلاس درس میرسد، مدام دربارۀ فوتبال صحبت میكند و به قدری شیفتۀ این بازی است كه تصمیم میگیرد برای دیدن مسابقهای به تهران برود. برای عملی كردن منظورش به سی تومان پول سفر احتیاج دارد و برای تأمین آن اندوختۀ ناچیز مادرش را میدزدد، بچههای خردسال دبستانی را فریب میدهد و در ازای پنج ریال با یك دوربین قراضه عكسهای قلابی از آنها میگیرد. وی سرانجام توپ و دروازههای تیم محلهشان را میفروشد، شبانه به تهران میرود و خود را به [[ورزشگاه امجدیه]] میرساند. سه ساعت به وقت مسابقه باقی مانده است. او كه تمام شب را در اتوبوس بیدار بوده و خسته است، در سایۀ درختی به خواب فرو میرود. از خواب که بیدار میشود مسابقه را پایان یافته و ورزشگاه را خالی از تماشاچی میبیند. | ||
برخی از '''بازیگران و عوامل تولید''' | برخی از '''بازیگران و عوامل تولید''' | ||