پرش به محتوا

سکوت (فیلم ۱۳۷۷ش): تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۳ سال پیش
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «فیلم بلند سینمایی به کارگردانی محسن مخملباف، تولید سال 1377. سکوت در تاجیکستان و با همکاری بازیگران تاجیک ساخته شده است. مخملباف در این فیلم در خلال روایت زندگی یک کودک نابینای علاقمند به موسیقی به نمایش فقر مردم تاجیکستان می‌پردازد. سکوت در دو...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:


خلاصۀ داستان
خلاصۀ داستان
خورشید، پسر نه سالۀ تاجیك، به همراه مادرش در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌كند. صاحبخانه‌شان به آنها هشدار می‌دهد اگر اجارۀ خانه را تا آخر ماه ـ یعنی پنج روز دیگر ـ نپردازد، اسباب و اثاثیۀ آنها را بیرون خواهد ریخت. خورشید كه نابیناست از طریق صدا تلاش می‌كند با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار كند. وی در اتوبوسی كه قرار است او را به كارگاه سازسازی برساند، صدای مكالمۀ دو دختر مدرسه‌ای را می‌شنود كه تلاش می‌كنند از روی كتاب مدرسه‌شان، شعری از خیام را حفظ كنند. خورشید بدون اشتباه شعر خیام را برای آنها می‌خواند. او در بازگشت به خانه درمی‌یابد كه صاحبخانه همچنان اجارۀ معوقه را طلب می‌كند. نوزاندۀ دوره‌گردی حاضر می‌شود برای صاحبخانه ساز بزند تا او اثاثیۀ آنها را بیرون نیندازد، ولی خورشید می‌گوید كه صاحبخانه ساز دوست ندارد و فقط به پول فكر می‌كند. صاحبخانه اسباب و اثاثیۀ آنها را از خانه بیرون می‌اندازد و مادر خورشید با آینه‌ای كه برایش مانده پیش می‌آید. ساعتی بعد در بازار مسگرها، خورشید با شنیدن صدای خوردن چكشی بر یك دیگ مسی، می‌ایستد و مثل یك رهبر اركستر دستش را بالا و پایین می‌برد. شاگرد مسگرها نیز به تبعیت از دست او بر روی دیگ‌های مسی ضربه می‌زنند و سمفونی پنج بتهوون در فضا طنین می‌اندازد.
خورشید، پسر نه سالۀ تاجیک، به همراه مادرش در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌كند. صاحبخانه‌شان به آنها هشدار می‌دهد اگر اجارۀ خانه را تا آخر ماه ـ یعنی پنج روز دیگر ـ نپردازد، اسباب و اثاثیۀ آنها را بیرون خواهد ریخت. خورشید كه نابیناست از طریق صدا تلاش می‌كند با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار كند. وی در اتوبوسی كه قرار است او را به كارگاه سازسازی برساند، صدای مكالمۀ دو دختر مدرسه‌ای را می‌شنود كه تلاش می‌كنند از روی كتاب مدرسه‌شان، شعری از خیام را حفظ كنند. خورشید بدون اشتباه شعر خیام را برای آنها می‌خواند. او در بازگشت به خانه درمی‌یابد كه صاحبخانه همچنان اجارۀ معوقه را طلب می‌كند. نوزاندۀ دوره‌گردی حاضر می‌شود برای صاحبخانه ساز بزند تا او اثاثیۀ آنها را بیرون نیندازد، ولی خورشید می‌گوید كه صاحبخانه ساز دوست ندارد و فقط به پول فكر می‌كند. صاحبخانه اسباب و اثاثیۀ آنها را از خانه بیرون می‌اندازد و مادر خورشید با آینه‌ای كه برایش مانده پیش می‌آید. ساعتی بعد در بازار مسگرها، خورشید با شنیدن صدای خوردن چكشی بر یك دیگ مسی، می‌ایستد و مثل یك رهبر اركستر دستش را بالا و پایین می‌برد. شاگرد مسگرها نیز به تبعیت از دست او بر روی دیگ‌های مسی ضربه می‌زنند و سمفونی پنج بتهوون در فضا طنین می‌اندازد.


برخی از بازیگران و عوامل تولید
برخی از بازیگران و عوامل تولید
سرویراستار، ویراستار
۷۵٬۴۷۸

ویرایش