ایژیتور (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Mohammadi2 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042164416.jpg|جایگزین=از چاپهای کتاب|بندانگشتی|382x382پیکسل|از چاپهای کتاب]] | [[پرونده:2042164416.jpg|جایگزین=از چاپهای کتاب|بندانگشتی|382x382پیکسل|از چاپهای کتاب]] | ||
ایژیتور (کتاب) Igitur | |||
| خط ۷: | خط ۸: | ||
ایزیتور از نظر ادبی یکی از جالبترین آثار مالارمه است. قصه که به نثری فشرده و موجز نوشته شده و هیچگاه شکل نهایی به خود نگرفته است، از جستوجوهای شاعر برای رسیدن به سبک مشخصی حکایت میکند. مالارمه با توسل به تکرار تعمدی برخی کلمات یا از طریق جستوجوی هجاهایی که در جملات به هم پاسخ میدهند، چنانکه گویی پژواکی در حال خاموشی ادامه مییابد، میکوشد تا زبانی خلق کند که معجون دلچسبی از موسیقی و معنی باشد. این تلاش عمدی او به وضوح در ایژیتور قابل مشاهده است. | ایزیتور از نظر ادبی یکی از جالبترین آثار مالارمه است. قصه که به نثری فشرده و موجز نوشته شده و هیچگاه شکل نهایی به خود نگرفته است، از جستوجوهای شاعر برای رسیدن به سبک مشخصی حکایت میکند. مالارمه با توسل به تکرار تعمدی برخی کلمات یا از طریق جستوجوی هجاهایی که در جملات به هم پاسخ میدهند، چنانکه گویی پژواکی در حال خاموشی ادامه مییابد، میکوشد تا زبانی خلق کند که معجون دلچسبی از موسیقی و معنی باشد. این تلاش عمدی او به وضوح در ایژیتور قابل مشاهده است. | ||
ایژیتور ماجرای مردی به همین نام است که در درون خود تاس میاندازد. ماجرا نه برحسب توالی زمانی، بلکه برحسب نوعی قواعد زیباییشناسی معین نوشته شده است: مشاهده میشود که اثاث خانه کابوس خود را در خلأ به هم میپیچند و در سایهروشن تشخیص داده میشود که در میان پردههای سیراب شده و سنگین گشته، نوعی کار زرگری با ترکیبات دریایی و ستارهای ظاهر میشود. همۀ اینها بسیار شبیه اثاث اتاقی است که در عکس شاعر، که سالها بعد در خانۀ کوچۀ «رُم» برداشته شده، به چشم میخورد. با اینهمه ایژیتور موجودی انتزاعی باقی میماند و آن کسی است که از پلههای اندیشۀ انسانی پایین میآید و به باطن اشیاء نفوذ میکند. این اثر که نتیجۀ در خود فرو رفتن شاعر است، نخستین کوشش بزرگی است که وی برای رهایی از دست غول ناتوانی که واهمۀ سرتاسر زندگی او بود، به جا آورده است. مالارمه در ایژیتور به استفاده از شانس (اقبال/ تصادف) برای تقابل با خودش (اقبال) تأکید دارد. | ایژیتور ماجرای مردی به همین نام است که در درون خود تاس میاندازد. ماجرا نه برحسب توالی زمانی، بلکه برحسب نوعی قواعد زیباییشناسی معین نوشته شده است: مشاهده میشود که اثاث خانه کابوس خود را در خلأ به هم میپیچند و در سایهروشن تشخیص داده میشود که در میان پردههای سیراب شده و سنگین گشته، نوعی کار زرگری با ترکیبات دریایی و ستارهای ظاهر میشود. همۀ اینها بسیار شبیه اثاث اتاقی است که در عکس شاعر، که سالها بعد در خانۀ کوچۀ «رُم» برداشته شده، به چشم میخورد. با اینهمه ایژیتور موجودی انتزاعی باقی میماند و آن کسی است که از پلههای اندیشۀ انسانی پایین میآید و به باطن اشیاء نفوذ میکند. این اثر که نتیجۀ در خود فرو رفتن شاعر است، نخستین کوشش بزرگی است که وی برای رهایی از دست غول ناتوانی که واهمۀ سرتاسر زندگی او بود، به جا آورده است. مالارمه در ایژیتور به استفاده از شانس (اقبال/ تصادف) برای تقابل با خودش (اقبال) تأکید دارد. | ||
---- | ---- | ||
[[رده:ادبیات غرب]] | [[رده:ادبیات غرب]] | ||
[[رده:سایر گونه های ادبی]] | [[رده:سایر گونه های ادبی]] | ||
<references /> | <references /> | ||