پرش به محتوا

الن برستین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


برستین نمونۀ غایی یک بازیگر خودساخته است. او که هیچ‌گاه نخواسته ستاره باشد، پس از دوره‌ای ایفای نقش‌های فرعی در فیلم‌ها عزمش را برای آموختن حرفه‌اش جزم کرد. دامنۀ کارش را از تئاترهای نیویورک تا استودیوهای کالیفرنیا گسترد. تنوع نقش‌های او نشانگر ژرفای عاطفی بازی‌اش هستند. با یک استثنای مهم (''پراویدنس''<ref>''Providence''</ref>، ساختۀ [[رنه، آلن (۱۹۲۲)|آلن رنه]])، بیشتر فیلم‌های او محصولات کم‌بودجۀ عاری از بازیگران بزرگند. ابعاد محدود فیلم‌ها به او اجازه داد تا به کاوش بیشتر درون شخصیت‌هایی که بازی می‌کرد بپردازد و دغدغۀ مقبولیت عمومی را نداشته باشد. نمونه‌اش در ''آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند'' است که درام فیلم حول تلاش‌های او، به عنوان یک زن برای حفظ هویت و استقلال خود درون جامعۀ مردانه، می‌گذرد. در ''پراویدنس'' (1977م) با [[جان گیلگود]] و [[بوگارد، درک (۱۹۲۱ـ۱۹۹۹)|درک بوگارد]] هم‌بازی بود و در ''زندگی دوباره/رستاخیز'' (یکی از گیراترین نقش‌آفرینی‌هایش) زنی است که از یک سانحۀ مهیب اتومبیل جان سالم به در می‌برد و متعاقباً خود را دارای قدرت‌های روحی درمانی می‌یابد. مشغلۀ او در دهۀ ۱۹۸۰م، باعث شد تا عمدتاً از بازی در فیلم‌ها بازماند. اما فیلم‌های دهۀ ۱۹۷۰م او، یکی از آخرین پیروان مهم اکتورز استودیو (و متخصص در جذب تماشاگر به هیجانات و احساسات نیرومند زنانه) را نشان می‌دهند. روحی رنجیده که خوشرویی نومیدانه‌اش، در کشاکشی سخت با چشم‌اندازِ عبوسِ آینده، او را تا مرز فروپاشی می‌برد؛ با صورتی گرد و اندکی پف‌کرده که همواره یا نمناک از اشک به نظر می‌رسد یا در تلاش برای فرو خوردن اشک‌ها. یکی از بهترین نقش‌هایش دختر پا به سن گذاشتۀ ''سلطان ماروین گاردنز''<ref>''The King of Marvin Gardens''</ref> (1972م) است؛ آدمی شکیبا که سعی می‌کند در برابر رابطۀ محبوبش با نادختری‌اش خود را به تجاهل بزند و وقتی طاقتش طاق می‌شود، ابتدا خودآزاری می‌کند، موهایش را می‌برد و سرانجام به خشونت و جنایت روی می‌آورد. شخصیت او ترکیبی از سازش‌کاری و کشمکش را نشان می‌دهد. حال چه در این نقش، چه همسر عقده‌مند ''آخرین نمایش فیلم،'' یا «آلیسِ» در تکاپو برای یافتن شغل تأمین نیازهای پسرش و کسب اتکا به نفس در رابطه با مردان در ''آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند.'' واپسین بازی مهم او نقش سارا گلدفارب<ref>Sara Goldfarb</ref> در «''مرثیه‌ای بر یک رؤیا»''ست؛ پیرزنی تنها که سودای شهرت او را به دام اعتیاد داروهای لاغری می‌کشاند. او در این فیلم به‌خوبی فروپاشی رؤیاهای سارا گلدفارب را در فضای به‌شدت فریبکار و افیونیِ جامعۀ پر زرق‌ و برق مدرن نشان می‌دهد.       
برستین نمونۀ غایی یک بازیگر خودساخته است. او که هیچ‌گاه نخواسته ستاره باشد، پس از دوره‌ای ایفای نقش‌های فرعی در فیلم‌ها عزمش را برای آموختن حرفه‌اش جزم کرد. دامنۀ کارش را از تئاترهای نیویورک تا استودیوهای کالیفرنیا گسترد. تنوع نقش‌های او نشانگر ژرفای عاطفی بازی‌اش هستند. با یک استثنای مهم (''پراویدنس''<ref>''Providence''</ref>، ساختۀ [[رنه، آلن (۱۹۲۲)|آلن رنه]])، بیشتر فیلم‌های او محصولات کم‌بودجۀ عاری از بازیگران بزرگند. ابعاد محدود فیلم‌ها به او اجازه داد تا به کاوش بیشتر درون شخصیت‌هایی که بازی می‌کرد بپردازد و دغدغۀ مقبولیت عمومی را نداشته باشد. نمونه‌اش در ''آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند'' است که درام فیلم حول تلاش‌های او، به عنوان یک زن برای حفظ هویت و استقلال خود درون جامعۀ مردانه، می‌گذرد. در ''پراویدنس'' (1977م) با [[جان گیلگود]] و [[بوگارد، درک (۱۹۲۱ـ۱۹۹۹)|درک بوگارد]] هم‌بازی بود و در ''زندگی دوباره/رستاخیز'' (یکی از گیراترین نقش‌آفرینی‌هایش) زنی است که از یک سانحۀ مهیب اتومبیل جان سالم به در می‌برد و متعاقباً خود را دارای قدرت‌های روحی درمانی می‌یابد. مشغلۀ او در دهۀ ۱۹۸۰م، باعث شد تا عمدتاً از بازی در فیلم‌ها بازماند. اما فیلم‌های دهۀ ۱۹۷۰م او، یکی از آخرین پیروان مهم اکتورز استودیو (و متخصص در جذب تماشاگر به هیجانات و احساسات نیرومند زنانه) را نشان می‌دهند. روحی رنجیده که خوشرویی نومیدانه‌اش، در کشاکشی سخت با چشم‌اندازِ عبوسِ آینده، او را تا مرز فروپاشی می‌برد؛ با صورتی گرد و اندکی پف‌کرده که همواره یا نمناک از اشک به نظر می‌رسد یا در تلاش برای فرو خوردن اشک‌ها. یکی از بهترین نقش‌هایش دختر پا به سن گذاشتۀ ''سلطان ماروین گاردنز''<ref>''The King of Marvin Gardens''</ref> (1972م) است؛ آدمی شکیبا که سعی می‌کند در برابر رابطۀ محبوبش با نادختری‌اش خود را به تجاهل بزند و وقتی طاقتش طاق می‌شود، ابتدا خودآزاری می‌کند، موهایش را می‌برد و سرانجام به خشونت و جنایت روی می‌آورد. شخصیت او ترکیبی از سازش‌کاری و کشمکش را نشان می‌دهد. حال چه در این نقش، چه همسر عقده‌مند ''آخرین نمایش فیلم،'' یا «آلیسِ» در تکاپو برای یافتن شغل تأمین نیازهای پسرش و کسب اتکا به نفس در رابطه با مردان در ''آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند.'' واپسین بازی مهم او نقش سارا گلدفارب<ref>Sara Goldfarb</ref> در «''مرثیه‌ای بر یک رؤیا»''ست؛ پیرزنی تنها که سودای شهرت او را به دام اعتیاد داروهای لاغری می‌کشاند. او در این فیلم به‌خوبی فروپاشی رؤیاهای سارا گلدفارب را در فضای به‌شدت فریبکار و افیونیِ جامعۀ پر زرق‌ و برق مدرن نشان می‌دهد.       


'''گزیدۀ آثار مهم سینمایی'''   
'''گزیدۀ آثار مهم سینمایی'''   
سرویراستار، ویراستار
۷۴٬۸۵۷

ویرایش