پرش به محتوا

دستهای خالی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
'''خلاصه‌ی داستان'''
'''خلاصه‌ی داستان'''


حوریه كه سال‌هاست از اسارت پدرش، امیرحسین، به دست عراقی‌ها می‌گذرد، نسبت به خروج‌های بی‌موقع مادرش، مریم، از منزل مشكوك است و این شك با تلفن‌های ناشناسی كه به او می‌شود و در آنها از تصمیم مریم برای ارتباط با یك مرد دیگر صحبت می‌شود افزایش می‌یابد. طولی نمی‌كشد که حوریه متوجه می‌شود مادرش در این مدت به عیادت امیرحسین كه به تازگی آزاد شده و در بیمارستان به سر می‌برد می‌رفته است. امیرحسین كه مبتلا به موج‌گرفتگی است به خانه بازمی‌گردد، ولی ازدحام‌های پیرامونی و آلودگی‌های صوتی حالش را متشنج می‌كند. ضمن آن كه تلفن‌های ناشناس سلامتش را به مخاطره می‌اندازد. با پیشنهاد حوریه، همه تصمیم می‌گیرند مدتی از تهران دور باشند و به شمال بروند. مزاحمت‌های تلفنی همچنان ادامه دارد و در یكی از آنها، به حوریه اعلام می‌شود كه فیلم حاوی ارتباط غیراخلاقی مادرش با یك غریبه را از یك زن داخل رستورانی در شهر بگیرد. حوریه نزد زن جوان كه معتاد است می‌رود و با او درگیر می‌شود و طی درگیری، شخصی ناشناس به زن معتاد چاقو می‌زند. قتل به گردن حوریه می‌افتد و حكم اعدامش صادر می‌شود. امیرحسین از طریق هم‌رزمانش متوجه می‌شود همه این ماجراها نقشه‌ای  از طرف پدر بسیجی‌ای بوده كه تحت تأثیر او به جبهه رفته و شهید شده. امیرحسین كه از تعقیب این فرد توطئه‌گر ناامید شده نزد سنجری، پدر دختر مقتول، می‌رود و از او می‌خواهد از قصاص حوریه صرف نظر كند. اما سنجری كه یك معتاد الكلی از خدا بریده است، پس از رفت و آمدهای مكرر امیرحسین، سرانجام به این شرط كه او بتواند شفای پسر بیمارش را از امام حسین (ع) بگیرد، حاضر به گذشت می‌شود. امیرحسین یك شبانه‌روز دعا می‌كند و سرانجام معجزه رخ می‌دهد و پسر حالش خوب می‌شود.
حوریه که سال‌هاست از اسارت پدرش، امیرحسین، به دست عراقی‌ها می‌گذرد، نسبت به خروج‌های بی‌موقع مادرش، مریم، از منزل مشکوک است و این شک با تلفن‌های ناشناسی که به او می‌شود و در آنها از تصمیم مریم برای ارتباط با یک مرد دیگر صحبت می‌شود افزایش می‌یابد. طولی نمی‌کشد که حوریه متوجه می‌شود مادرش در این مدت به عیادت امیرحسین که به تازگی آزاد شده و در بیمارستان به سر می‌برد می‌رفته است. امیرحسین که مبتلا به موج‌گرفتگی است به خانه بازمی‌گردد، ولی ازدحام‌های پیرامونی و آلودگی‌های صوتی حالش را متشنج می‌کند. ضمن آن که تلفن‌های ناشناس سلامتش را به مخاطره می‌اندازد. با پیشنهاد حوریه، همه تصمیم می‌گیرند مدتی از تهران دور باشند و به شمال بروند. مزاحمت‌های تلفنی همچنان ادامه دارد و در یکی از آنها، به حوریه اعلام می‌شود که فیلم حاوی ارتباط غیراخلاقی مادرش با یک غریبه را از یک زن داخل رستورانی در شهر بگیرد. حوریه نزد زن جوان که معتاد است می‌رود و با او درگیر می‌شود و طی درگیری، شخصی ناشناس به زن معتاد چاقو می‌زند. قتل به گردن حوریه می‌افتد و حکم اعدامش صادر می‌شود. امیرحسین از طریق هم‌رزمانش متوجه می‌شود همه این ماجراها نقشه‌ای  از طرف پدر بسیجی‌ای بوده که تحت تأثیر او به جبهه رفته و شهید شده. امیرحسین که از تعقیب این فرد توطئه‌گر ناامید شده نزد سنجری، پدر دختر مقتول، می‌رود و از او می‌خواهد از قصاص حوریه صرف نظر کند. اما سنجری که یک معتاد الکلی از خدا بریده است، پس از رفت و آمدهای مکرر امیرحسین، سرانجام به این شرط که او بتواند شفای پسر بیمارش را از امام حسین (ع) بگیرد، حاضر به گذشت می‌شود. امیرحسین یک شبانه‌روز دعا می‌کند و سرانجام معجزه رخ می‌دهد و پسر حالش خوب می‌شود.




خط ۲۷: خط ۲۷:
چهره‌پرداز: [[مهری شیرازی]]
چهره‌پرداز: [[مهری شیرازی]]


موسیقی: [[روشن روان، کامبیز (تهران ۱۳۲۸ ش )|کامبیز روشن‌روان]]
موسیقی: [[روشن روان، کامبیز|کامبیز روشن‌روان]]
----<br />[http://www.cinema-theatre.com/performance_2627/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C/ cinema-theatre]
----<br />[http://www.cinema-theatre.com/performance_2627/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C/ cinema-theatre]


[[رده:سینما]]
[[رده:سینما]]
[[رده:ایران - آثار و رویدادها]]
[[رده:ایران - آثار و رویدادها]]
سرویراستار
۵۴٬۰۵۸

ویرایش