ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
Mohammadi3 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:2042160302.jpg|جایگزین=بیت اول غزل به خط خوش|بندانگشتی|360x360پیکسل|بیت اول غزل به خط خوش]] | [[پرونده:2042160302.jpg|جایگزین=بیت اول غزل به خط خوش|بندانگشتی|360x360پیکسل|بیت اول غزل به خط خوش]] | ||
مصرع آغازین یکی از غزلهای دیوان [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، با مطلع ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست/ منزل آن مه عاشقکش عیار کجاست. این غزل در نسخهی تصحیح [[محمد | مصرع آغازین یکی از غزلهای دیوان [[حافظ، شمس الدین محمد ( ـ شیراز ۷۹۲/۷۹۱ق)|حافظ]]، با مطلع ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست/ منزل آن مه عاشقکش عیار کجاست. این غزل در نسخهی تصحیح [[قزوینی، محمد (تهران ۱۲۵۶ـ۱۳۲۸ش)|علامه قزوینی]]، [[غنی، قاسم (سبزوار ۱۲۷۲ـ امریکا ۱۳۳۱ش)|غنی]] مشتمل بر 9بیت است و در [[رمل، بحر|بحر رمل]] مثمن مخبون محذوف (فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) سروده شده است. | ||
توضیح چند اصطلاح: «عیار»ان به گروهی از پهلوانان اطلاق میشده که از مردم ضعیف طرفداری میکردهاند، اما در اینجا معنای لغوی کلمه (تردست و چابک) مراد است؛ «[[وادی ایمن]]» اشاره به موضعی در بیابان [[سینا، شبه جزیره|سینا]] (مصر) دارد و «[[طور سینا|طور]]» نیز نام کوهیست در آن موضع. کل بیت دوم تلمیح دارد به آیات 29 و 30 سورهی [[قصص، سوره|قصص]]: واقعهی بازگشت [[موسی|حضرت موسی]] از مَدیَن به مصر همراه با همسرش. موسی هنگام شب در وادی ایمن به جستوجوی آتشی برای گرم کردنشان میپردازد و از دور بر بالای کوه طور درختی را شعلهور میبیند. به طرف درخت حرکت میکند، ولی وقتی به آن میرسد این ندا را میشنود که «من پروردگار جهانیانم». به این ترتیب نبوت وی آغاز میشود؛ در بیت سوم «خرابی» ایهام دارد: مستی و بیخبری/ ویرانی و نابودی؛ «اشارت» از اصطلاحات صوفیه و به معنای کلامی موجز و رمزگونه است. | توضیح چند اصطلاح: «عیار»ان به گروهی از پهلوانان اطلاق میشده که از مردم ضعیف طرفداری میکردهاند، اما در اینجا معنای لغوی کلمه (تردست و چابک) مراد است؛ «[[وادی ایمن]]» اشاره به موضعی در بیابان [[سینا، شبه جزیره|سینا]] (مصر) دارد و «[[طور سینا|طور]]» نیز نام کوهیست در آن موضع. کل بیت دوم تلمیح دارد به آیات 29 و 30 سورهی [[قصص، سوره|قصص]]: واقعهی بازگشت [[موسی|حضرت موسی]] از مَدیَن به مصر همراه با همسرش. موسی هنگام شب در وادی ایمن به جستوجوی آتشی برای گرم کردنشان میپردازد و از دور بر بالای کوه طور درختی را شعلهور میبیند. به طرف درخت حرکت میکند، ولی وقتی به آن میرسد این ندا را میشنود که «من پروردگار جهانیانم». به این ترتیب نبوت وی آغاز میشود؛ در بیت سوم «خرابی» ایهام دارد: مستی و بیخبری/ ویرانی و نابودی؛ «اشارت» از اصطلاحات صوفیه و به معنای کلامی موجز و رمزگونه است. | ||