پرش به محتوا

نیسان آبی (مجموعه نمایشی): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
'''خلاصۀ داستان'''  
'''خلاصۀ داستان'''  


این مجموعه داستان دو دوست به نام­‌های جمشید و رضا است که از کودکی با یکدیگر بزرگ شده‌­اند. جمشید عاشق نیسان است و دوست دارد رانندۀ نیسان شود و رضا آرزوی شاعری بزرگ شدن را در سر می‌پروراند. آنها تصمیم می­‌گیرند که با دو خواهر دوقلو ازدواج کنند تا با یکدیگر باجناق شوند. جمشید که شیفتۀ [[هاشم پور، جمشید (تهران ۱۳۲۳ش)|جمشید هاشم‌­پور]] است، در سینما با دختری به نام پری آشنا شده و به خواستگاری او می­‌رود. وی وقتی با مخالفت پدر پری (جناب سرهنگ) مواجه می­‌شود، رضا را با خود به خانۀ او برده و زری خواهر دوقلوی پری را برایش خواستگاری می­‌کند. سرهنگ با ازدواج آنها موافقت کرده و این دو دوست به آرزوی قدیمی خود می­‌رسند. در ادامه، ناپدید شدن نیسان جمشید حوادث جدیدی را برای این دو زوج رقم می‌زند.   
این مجموعه داستان دو دوست به نام­‌های جمشید و رضا است که از کودکی با یکدیگر بزرگ شده‌­اند. جمشید عاشق نیسان است و دوست دارد رانندۀ نیسان شود و رضا آرزوی شاعری بزرگ شدن را در سر می‌پروراند. آنها تصمیم می­‌گیرند که با دو خواهر دوقلو ازدواج کنند تا با یکدیگر باجناق شوند. جمشید که شیفتۀ [[هاشم پور، جمشید|جمشید هاشم‌­پور]] است، در سینما با دختری به نام پری آشنا شده و به خواستگاری او می­‌رود. وی وقتی با مخالفت پدر پری (جناب سرهنگ) مواجه می­‌شود، رضا را با خود به خانۀ او برده و زری خواهر دوقلوی پری را برایش خواستگاری می­‌کند. سرهنگ با ازدواج آنها موافقت کرده و این دو دوست به آرزوی قدیمی خود می­‌رسند. در ادامه، ناپدید شدن نیسان جمشید حوادث جدیدی را برای این دو زوج رقم می‌زند.   




۴۷٬۹۱۲

ویرایش