پرش به محتوا

اریگنا، یوهانس اسکوتوس (۸۱۰ـ ح ۸۷۷م): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲۱: خط ۲۱:
|سمت =
|سمت =
|جوایز و افتخارات =
|جوایز و افتخارات =
|آثار =در تقسیم بندی طبیعت
|آثار =در تقدیر (۸۵۱م) - در تقسیم بندی طبیعت (۸۶۲ ـ ۸۶۶م)
|خویشاوندان سرشناس =
|خویشاوندان سرشناس =
|گروه مقاله =فلسفه، منطق و کلام
|گروه مقاله =فلسفه، منطق و کلام
خط ۳۱: خط ۳۱:
}}
}}


متکلم، مترجم، و شارح ایرلندی. در شرح‌هایش بر مؤلفان قدیم‌تر کوشید فلسفۀ یونانی و نوافلاطونی را با اعتقادات مسیحی تلفیق کند. از ح ۸۴۵م در دربار شارل کچل<ref>Charles the Bald </ref>، در حوالی لان<ref>Laon</ref> (در فرانسۀ کنونی)، زندگی می‌کرد و دستور و جدل درس می‌داد. در بحث‌های کلامی شرکت داشت و چون کتابِ ''در'' ''تقدیر''<ref>''De Predestinatione'' </ref> را نوشت (۸۵۱م) مقامات کلیسا محکومش کردند. در اثر عمده‌اش با نام ''در تقسیم‌بندی طبیعت''<ref>''De Divisione Naturae''</ref> (۸۶۲ ـ ۸۶۶م) تلاش کرد فیضان نوافلاطونی را با آفرینش الهی آشتی دهد. او در این اثر طبیعت را به چهار وجه ممتاز تقسیم کرد: ۱) آن که می‌آفریند و آفریده نمی‌شود؛ ۲) آن که می‌آفریند و آفریده می‌شود؛ ۳) آن که نمی‌آفریند و آفریده می‌شود؛ و ۴) آن که نمی‌آفریند و آفریده نمی‌شود. اولی و چهارمی خداوند است در آغاز و پایان؛ و دومی و سومی وجود دوگانۀ مخلوقات است (معقول و محسوس). بازگشت مخلوقات به سوی آفریدگار با تبرّای از گناه، مرگ جسمانی، و ورود به جهان آخرت آغاز می‌شود. اریگنا انسان را عالم صغیر می‌داند زیرا صاحب حس برای درک جهان، عقل برای تشخیص معقولات و اسباب امور، و فکر برای تأمل در وجود خداست. این کتاب هرچند در نسل‌های بعد، به ویژه عارفان غربی و عالمان مدرسی، تأثیر بسیار بر جای نهاد، به‌سبب نتایج وحدت وجودی که از آن حاصل می‌شد سرانجام از کلیسا حکم مردودی گرفت.
متکلم، مترجم، و شارح ایرلندی. در شرح‌هایش بر مؤلفان قدیم‌تر کوشید فلسفۀ یونانی و نوافلاطونی را با اعتقادات مسیحی تلفیق کند. از ح ۸۴۵م در دربار [[شارل کچل]]<ref>Charles the Bald </ref>، در حوالی لان<ref>Laon</ref> (در [[فرانسه|فرانسۀ]] کنونی)، زندگی می‌کرد و دستور و جدل درس می‌داد. در بحث‌های کلامی شرکت داشت و چون کتابِ ''در'' ''تقدیر''<ref>''De Predestinatione'' </ref> را نوشت (۸۵۱م) مقامات کلیسا محکومش کردند. در اثر عمده‌اش با نام ''در تقسیم‌بندی طبیعت''<ref>''De Divisione Naturae''</ref> (۸۶۲ ـ ۸۶۶م) تلاش کرد فیضان نوافلاطونی را با آفرینش الهی آشتی دهد. او در این اثر طبیعت را به چهار وجه ممتاز تقسیم کرد: ۱) آن که می‌آفریند و آفریده نمی‌شود؛ ۲) آن که می‌آفریند و آفریده می‌شود؛ ۳) آن که نمی‌آفریند و آفریده می‌شود؛ و ۴) آن که نمی‌آفریند و آفریده نمی‌شود. اولی و چهارمی خداوند است در آغاز و پایان؛ و دومی و سومی وجود دوگانۀ مخلوقات است (معقول و محسوس). بازگشت مخلوقات به سوی آفریدگار با تبرّای از گناه، مرگ جسمانی، و ورود به جهان آخرت آغاز می‌شود. اریگنا انسان را عالم صغیر می‌داند زیرا صاحب حس برای درک جهان، عقل برای تشخیص معقولات و اسباب امور، و فکر برای تأمل در وجود خداست. این کتاب هرچند در نسل‌های بعد، به ویژه عارفان غربی و عالمان مدرسی، تأثیر بسیار بر جای نهاد، به‌سبب نتایج وحدت وجودی که از آن حاصل می‌شد سرانجام از کلیسا حکم مردودی گرفت.


&nbsp;
<br />


----
----


[[Category:ادیان و فرقه های غیراسلام]] [[Category:مسیحیت – اشخاص و عناوین]] [[Category:فلسفه ، منطق و کلام]] [[Category:کلام – اشخاص و فرقه ها و آثار]]
[[Category:ادیان و فرقه های غیراسلام]]  
[[Category:مسیحیت – اشخاص و عناوین]]  
[[Category:فلسفه ، منطق و کلام]]  
[[Category:کلام – اشخاص و فرقه ها و آثار]]
<references />
سرویراستار، ویراستار
۳۷٬۶۲۰

ویرایش