پرش به محتوا

تعداد ابیات در غزل‌های مولانا: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
نگاهی اجمالی به یکی از ویژگی‌های سبکیِ غزل‌های [[مولانا]]<ref>در این پژوهش، ''دیوان شمس تبریز'' (دیوان کبیر یا کلیات شمس تبریز- تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، طبع موسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران) مبنا قرار گرفته است.</ref>. در این مقاله نگاهی عمدتاً آماری به مبحث رعایت تعداد ابیات در غزلیات [[دیوان کبیر]] شده است.  
نگاهی اجمالی به یکی از ویژگی‌های سبکیِ غزل‌های [[مولانا]]<ref>در این پژوهش، ''دیوان شمس تبریز'' (دیوان کبیر یا کلیات شمس تبریز- تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، طبع موسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران) مبنا قرار گرفته است.</ref>. در این مقاله نگاهی عمدتاً آماری به مبحث رعایت تعداد ابیات در غزلیات [[دیوان کبیر]] شده است.  


از جمله قواعد و چارچوب‌هایی که در تعریف [[غزل (ادبیات)|غزل]]، برای این قالب شعری ذکر کرده‌اند، و یکی از مهم‌ترین‌هایش، متر و اندازۀ تقریبا مشخص حداقل و حداکثر [[بیت|ابیات]] است. [[جلال الدین همایی|جلال‌الدین همایی]] در مقدمۀ کتاب ''گنج سخن''، به پیروی از شعرشناسان پیش از خود، حداقل ابیات غزل را پنج و کم‌تر از آن را غزل ناقص می‌داند و کم‌تر از چهار بیت را اصلا سزاوار تعاریف غزل نمی‌شناسد؛ همچنین وی سقف ابیات غزل را 12- 13 بیت می‌دانند، ولی عقیده دارد که تا 15- 16 و حتی 19 بیت هم نمونه داریم. شاید این عدم قطعیت در کلام همایی در وهلۀ اول به خاطر بسامد غزل‌هایی از مولانا و [[سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم (غزنه ۴۷۳ ـ ۵۳۵ ق)|سنایی]] و [[عطار، فریدالدین محمد (کدکن ۵۴۰ـ نیشابور ح ۶۱۸ق)|عطار]] است که از دو سوی  مرز 5 الی 12 بیت به کرات گذشته‌اند وگرنه تا پیش از این‌ها، آن معیار سقف دوازده یا سیزده بیت، اصلی بوده که همۀ غزلسراها (مگر در نمونه‌هایی بسیار نادر)، به صورت یک واجب عرفی رعایت می‌کرده‌اند.   
از جمله قواعد و چارچوب‌هایی که در تعریف [[غزل (ادبیات)|غزل]]، برای این قالب شعری ذکر کرده‌اند، و یکی از مهم‌ترین‌هایش، متر و اندازۀ تقریبا مشخص حداقل و حداکثر [[بیت|ابیات]] است. [[جلال الدین همایی|جلال‌الدین همایی]] در مقدمۀ کتاب ''گنج سخن''، به پیروی از شعرشناسان پیش از خود، حداقل ابیات غزل را پنج و کم‌تر از آن را غزل ناقص می‌داند و کم‌تر از چهار بیت را اصلا سزاوار تعاریف غزل نمی‌شناسد؛ همچنین وی سقف ابیات غزل را 12- 13 بیت می‌دانند، ولی عقیده دارد که تا 15- 16 و حتی 19 بیت هم نمونه داریم. شاید این عدم قطعیت در کلام همایی در وهلۀ اول به خاطر بسامد غزل‌هایی از مولانا و [[سنائی، ابوالمجد مجدود بن آدم|سنایی]] و [[عطار، فریدالدین محمد (کدکن ۵۴۰ـ نیشابور ح ۶۱۸ق)|عطار]] است که از دو سوی  مرز 5 الی 12 بیت به کرات گذشته‌اند وگرنه تا پیش از این‌ها، آن معیار سقف دوازده یا سیزده بیت، اصلی بوده که همۀ غزلسراها (مگر در نمونه‌هایی بسیار نادر)، به صورت یک واجب عرفی رعایت می‌کرده‌اند.   


مولوی گذشته از این که تعداد قابل توجهی غزل در مرز حداقل پنج بیت دارد، از لحاظ آماری هم (با در نظر گرفتن [[غزل های چندزبانه مولانا|اشعار ترکی و عربی]] [[دیوان کبیر]]) تعداد فراوانی غزل سروده است که عدد ابیاتشان از حد سه و چهار و حتی دو بیت فراتر نمی‌رود و در نقطۀ مقابل این، درصد قابل توجهی از غزلیات دیوان کبیر، از مرز حداکثر 12- 13 بیت گذشته و گاه حتی به عدد هشتاد و چند بیت هم رسیده‌اند. این شکل هنجارگریزی مولانا به هرحال نشانۀ عبور او از عرف و چارچوب‌های دست و پاگیر غزل است و به تعبیر دقیق‌تر حاصل عدول او از نگاه فرم‌گرایانه‌ای که در تفکیک غزل از [[قصیده]] در میان اهل فن رایج بوده. رهایی و بی‌قیدی عارفانه‌ای که بعد از رویت [[شمس تبریزی، محمد ( ـ ۶۴۵ق یا پس از آن)|شمس]] در تمامی کنش‌ها و ذات وی نهادینه می‌شود و در همین راستا مبانی زیبایی‌شناختی آثارش کاملاً تابع و انعکاسی از ایده و تئوری شخصی خود او می‌شود. اما آن وجه این شالوده‌شکنی که به شکل خلق غزلیاتی طولانی‌تر و بعضاً بسیار طولانی‌تر از عرف غزل بروز کرده، از طرفی با روحیۀ متکلم و خطیب بودن مولانا (بعدی از ابعاد کثیر او که به شکل خاص در [[مثنوی معنوی|مثنوی شریف]] می‌بینیم) در ارتباط است و از سوی دیگر باعث ایجاد چنین شائبه‌ای در میان کاتبان و تدوین‌گران و مصححان دیوان کبیر شده که بخش اصلی این کتاب را به خاطر مشمولیت بر غزل‌های معمولی‌تر و این کارهای بلند، ذیل عنوان فصل قصائد و غزلیات بیاورند. غافل از این که این اشعار را از لحاظ روح درونمایه و ذات تغزلی‌شان، اصلا باید غزل دانست؛ اگرچه مثلا در ریخت ظاهری و طولی به قصیده شباهت دارند. غرض این که در هیچ کدام از این شعرهای دیوان کبیر که از لحاظ طولی به قصیده شباهت دارند، معیارهای فنی و ساختاری قصیده دیده نمی‌شود. محور محتوایی اغلب این‌ها هم همان عشق است- در شکل‌های حقیقی یا مجازی‌اش، به علاوۀ تجلیات گوناگون فراق. در یک مقایسۀ آماری میان مولوی از یک‌سو و عطار و سنایی از سوی دیگر (از آن رو که بیش‌ترین تاثیر را بر شعر مولانا دارند و البته عمده‌ترین نقش را در حیات فکری او بعد از شمس)، به میزان جسارت مولانا در گذشتن از این چارچوب، بیش‌تر پی خواهید برد. با این آگاهی که حجم غزلیات مولانا نزدیک 7.5 برابر غزلیات سنایی و حدود 4 برابر غزل‌های عطار است، تصور کنید که مولانا بیش‌تر از 150 غزل دارد که از مرز 19 بیت گذشته‌اند و تعداد قابل توجهی هم از این تعداد، غزل‌هایی هستند که بیش‌تر از 30 بیت دارند؛ در حالی که در مجموع غزلیات سنایی تنها 4 غزل از این حد (19 بیت) عبور کرده‌اند و از این 4 شعر هم تنها یکی با مطلع «ای چشم و چراغ آن جهانی/ وی شاهد و شمع آسمانی» به حد 30 بیت رسیده  و در مجموع غزل‌های عطار هم 34 نمونه داریم که نهایتا به مرز 24 بیت رسیده‌اند و از سوی دیگر در دیوان کبیر حدود 85 غزل داریم با تعداد 2 و 3 و 4 بیت، حال آن که در غزلیات سنایی تنها 9 غزل 4 بیتی می‌توان یافت و در دیوان عطار دو نمونه با همین تعداد ابیات. البته این قیاس را می‌توان با دیگرانی چون [[انوری ابیوردی، محمد بن علی ( ـ بلخ پس از ۵۸۲ق)|انوری]] یا [[خاقانی شروانی|خاقانی]] یا... انجام داد که صد البته نتیجه‌ای جز این نخواهد داشت. برای مثال تنها دو غزل از خاقانی می‌توان ذکر کرد که در تعداد ابیات از 19 بیت گذشته‌اند (از جمله غزلی با مطلع «جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا / باز هم در خط بغداد فکن بار مرا» در 30 بیت) یا در دیوان انوری کم‌تر از 10 غزل را با  سه- چهار بیت می‌توان یافت. حال با تصویری که از این آمار در ذهن دارید دوباره به کلام زنده‌یاد همایی مراجعه کنید که ایشان غزل کم‌تر از 5 بیت را ناقص می‌داند و کم‌تر از 4 را هم اصلاً دور از تعریف غزل. و به راستی اگر غزل‌های بیش‌تر از 13 یا 19 بیت را به تسامح و تنها با شمردن تعداد ابیات می‌توان قصیده خواند، شعری را با ریخت غزل (= ساختارِ هم‌قافیه بودن دو مصرع مطلع با مصرع‌های زوج و اوزانی که متعلق به شکل ترانه نیست) که مثلا سه یا چهار بیتی باشد، چه باید نامید. به هرحال غزل‌های خیلی کوتاه مولانا را فارغ از تعداد ابیاتشان می‌توان به چند گروه اصلی دسته‌بندی کرد:  
مولوی گذشته از این که تعداد قابل توجهی غزل در مرز حداقل پنج بیت دارد، از لحاظ آماری هم (با در نظر گرفتن [[غزل های چندزبانه مولانا|اشعار ترکی و عربی]] [[دیوان کبیر]]) تعداد فراوانی غزل سروده است که عدد ابیاتشان از حد سه و چهار و حتی دو بیت فراتر نمی‌رود و در نقطۀ مقابل این، درصد قابل توجهی از غزلیات دیوان کبیر، از مرز حداکثر 12- 13 بیت گذشته و گاه حتی به عدد هشتاد و چند بیت هم رسیده‌اند. این شکل هنجارگریزی مولانا به هرحال نشانۀ عبور او از عرف و چارچوب‌های دست و پاگیر غزل است و به تعبیر دقیق‌تر حاصل عدول او از نگاه فرم‌گرایانه‌ای که در تفکیک غزل از [[قصیده]] در میان اهل فن رایج بوده. رهایی و بی‌قیدی عارفانه‌ای که بعد از رویت [[شمس تبریزی، محمد ( ـ ۶۴۵ق یا پس از آن)|شمس]] در تمامی کنش‌ها و ذات وی نهادینه می‌شود و در همین راستا مبانی زیبایی‌شناختی آثارش کاملاً تابع و انعکاسی از ایده و تئوری شخصی خود او می‌شود. اما آن وجه این شالوده‌شکنی که به شکل خلق غزلیاتی طولانی‌تر و بعضاً بسیار طولانی‌تر از عرف غزل بروز کرده، از طرفی با روحیۀ متکلم و خطیب بودن مولانا (بعدی از ابعاد کثیر او که به شکل خاص در [[مثنوی معنوی|مثنوی شریف]] می‌بینیم) در ارتباط است و از سوی دیگر باعث ایجاد چنین شائبه‌ای در میان کاتبان و تدوین‌گران و مصححان دیوان کبیر شده که بخش اصلی این کتاب را به خاطر مشمولیت بر غزل‌های معمولی‌تر و این کارهای بلند، ذیل عنوان فصل قصائد و غزلیات بیاورند. غافل از این که این اشعار را از لحاظ روح درونمایه و ذات تغزلی‌شان، اصلا باید غزل دانست؛ اگرچه مثلا در ریخت ظاهری و طولی به قصیده شباهت دارند. غرض این که در هیچ کدام از این شعرهای دیوان کبیر که از لحاظ طولی به قصیده شباهت دارند، معیارهای فنی و ساختاری قصیده دیده نمی‌شود. محور محتوایی اغلب این‌ها هم همان عشق است- در شکل‌های حقیقی یا مجازی‌اش، به علاوۀ تجلیات گوناگون فراق. در یک مقایسۀ آماری میان مولوی از یک‌سو و عطار و سنایی از سوی دیگر (از آن رو که بیش‌ترین تاثیر را بر شعر مولانا دارند و البته عمده‌ترین نقش را در حیات فکری او بعد از شمس)، به میزان جسارت مولانا در گذشتن از این چارچوب، بیش‌تر پی خواهید برد. با این آگاهی که حجم غزلیات مولانا نزدیک 7.5 برابر غزلیات سنایی و حدود 4 برابر غزل‌های عطار است، تصور کنید که مولانا بیش‌تر از 150 غزل دارد که از مرز 19 بیت گذشته‌اند و تعداد قابل توجهی هم از این تعداد، غزل‌هایی هستند که بیش‌تر از 30 بیت دارند؛ در حالی که در مجموع غزلیات سنایی تنها 4 غزل از این حد (19 بیت) عبور کرده‌اند و از این 4 شعر هم تنها یکی با مطلع «ای چشم و چراغ آن جهانی/ وی شاهد و شمع آسمانی» به حد 30 بیت رسیده  و در مجموع غزل‌های عطار هم 34 نمونه داریم که نهایتا به مرز 24 بیت رسیده‌اند و از سوی دیگر در دیوان کبیر حدود 85 غزل داریم با تعداد 2 و 3 و 4 بیت، حال آن که در غزلیات سنایی تنها 9 غزل 4 بیتی می‌توان یافت و در دیوان عطار دو نمونه با همین تعداد ابیات. البته این قیاس را می‌توان با دیگرانی چون [[انوری ابیوردی، محمد بن علی ( ـ بلخ پس از ۵۸۲ق)|انوری]] یا [[خاقانی شروانی|خاقانی]] یا... انجام داد که صد البته نتیجه‌ای جز این نخواهد داشت. برای مثال تنها دو غزل از خاقانی می‌توان ذکر کرد که در تعداد ابیات از 19 بیت گذشته‌اند (از جمله غزلی با مطلع «جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا / باز هم در خط بغداد فکن بار مرا» در 30 بیت) یا در دیوان انوری کم‌تر از 10 غزل را با  سه- چهار بیت می‌توان یافت. حال با تصویری که از این آمار در ذهن دارید دوباره به کلام زنده‌یاد همایی مراجعه کنید که ایشان غزل کم‌تر از 5 بیت را ناقص می‌داند و کم‌تر از 4 را هم اصلاً دور از تعریف غزل. و به راستی اگر غزل‌های بیش‌تر از 13 یا 19 بیت را به تسامح و تنها با شمردن تعداد ابیات می‌توان قصیده خواند، شعری را با ریخت غزل (= ساختارِ هم‌قافیه بودن دو مصرع مطلع با مصرع‌های زوج و اوزانی که متعلق به شکل ترانه نیست) که مثلا سه یا چهار بیتی باشد، چه باید نامید. به هرحال غزل‌های خیلی کوتاه مولانا را فارغ از تعداد ابیاتشان می‌توان به چند گروه اصلی دسته‌بندی کرد:  
۴۸٬۰۱۹

ویرایش