پرش به محتوا

کافه ترانزیت (فیلم): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
'''خلاصۀ داستان'''
'''خلاصۀ داستان'''


فیلم داستان مقطعی از زندگی زنی به نام ریحان (با بازی فرشته صدرعرفایی) را به تصویر می‌کشد که شوهرش را ـ که صاحب قهوه‌خانه‌ای بوده ـ از دست داده است. طبق رسم شهرشان، ناصر (با بازی [[پرویز پرستویی (همدان ۱۳۳۴ش)|پرویز پرستویی]])، برادر شوهر ریحان، با داشتن زن و فرزند، باید با بیوۀ برادرش ازدواج کند؛ امّا ریحان به این ازدواج، تن نمی‌دهد و این مخالفت، سرآغاز مشکلات و مبارزۀ وی است. ریحان برای حفظ استقلال خود و دو فرزندش، دیوارهایِ گلی و خرابِ خانه را با دست‌های خود ترمیم می‌کند و با همراهی اوجان، شاگرد شوهر مرحومش، قهوه‌خانه را راه می‌اندازد. اوجان از مشتری‌ها پذیرایی می‌کند و ریحان در آشپزخانه، دور از دیدۀ نامحرمان، غذا می‌پزد. ولی از نظر ناصر کار کردن او در کافۀ جاده‌ای، آبرومندانه نیست و تلاش‌های زیادی برای تعطیلی آن‌جا می‌کند. ریحان ازدواج با ناصر را نمی‌پذیرد. آشپزی خوب او زاخاریو، مرد یونانی، را وارد ماجرا می‌کند. او عاشق ریحان می‌شود و آن را به فارسی ابراز می‌کند. این همدلی، باعث درگیر شدن برادرشوهر کوچک‌تر ریحان با او می‌شود که در نتیجه، پای زاخاریو شکسته می‌شود و با بسته شدن مرز، چند روز دیگری در کافه می‌ماند. ناصر تلاش‌های گسترده‌ای می‌کند و کافه توسط نیروی انتظامی تعطیل می‌شود؛ ولی ریحان دوباره شروع می‌کند و تصمیم به کار در قهوه‌خانه‌ای بی‌رونق، در آن منطقه می‌گیرد و عامدانه، خلاف سنّت‌های رایج عمل می‌کند.
فیلم داستان مقطعی از زندگی زنی به نام ریحان (با بازی فرشته صدرعرفایی) را به تصویر می‌کشد که شوهرش را ـ که صاحب قهوه‌خانه‌ای بوده ـ از دست داده است. طبق رسم شهرشان، ناصر (با بازی [[پرستویی، پرویز (همدان ۱۳۳۴ش)|پرویز پرستویی]])، برادر شوهر ریحان، با داشتن زن و فرزند، باید با بیوۀ برادرش ازدواج کند؛ امّا ریحان به این ازدواج، تن نمی‌دهد و این مخالفت، سرآغاز مشکلات و مبارزۀ وی است. ریحان برای حفظ استقلال خود و دو فرزندش، دیوارهایِ گلی و خرابِ خانه را با دست‌های خود ترمیم می‌کند و با همراهی اوجان، شاگرد شوهر مرحومش، قهوه‌خانه را راه می‌اندازد. اوجان از مشتری‌ها پذیرایی می‌کند و ریحان در آشپزخانه، دور از دیدۀ نامحرمان، غذا می‌پزد. ولی از نظر ناصر کار کردن او در کافۀ جاده‌ای، آبرومندانه نیست و تلاش‌های زیادی برای تعطیلی آن‌جا می‌کند. ریحان ازدواج با ناصر را نمی‌پذیرد. آشپزی خوب او زاخاریو، مرد یونانی، را وارد ماجرا می‌کند. او عاشق ریحان می‌شود و آن را به فارسی ابراز می‌کند. این همدلی، باعث درگیر شدن برادرشوهر کوچک‌تر ریحان با او می‌شود که در نتیجه، پای زاخاریو شکسته می‌شود و با بسته شدن مرز، چند روز دیگری در کافه می‌ماند. ناصر تلاش‌های گسترده‌ای می‌کند و کافه توسط نیروی انتظامی تعطیل می‌شود؛ ولی ریحان دوباره شروع می‌کند و تصمیم به کار در قهوه‌خانه‌ای بی‌رونق، در آن منطقه می‌گیرد و عامدانه، خلاف سنّت‌های رایج عمل می‌کند.




خط ۲۰: خط ۲۰:
مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت
مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت


تدوینگر: [[جعفر پناهی (میانه ۱۳۳۹ش)|جعفر پناهی]]
تدوینگر: [[پناهی، جعفر (میانه ۱۳۳۹ش)|جعفر پناهی]]


طراح صحنه و لباس: حسن فارسی
طراح صحنه و لباس: حسن فارسی
سرویراستار
۵۵٬۷۳۹

ویرایش