خنجی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:


خَنجی <br>از گویش‌های ایرانی جنوب غربی که در خنج لارستان واقع در جنوب شرق ایران بدان سخن می‌گویند و به گراشی، اِوَزی، بَستکی و لاری نزدیک است. مضاف قبل از مضاف‌الیه قرار می‌گیرد با نشانه (-e) و در اسامی مصوت پایانی، -ye: مانند xuna-yemo «خانه من»، اگر مضاف به -e یا -i ختم شود. نشانه‌اش -ne خواهد بود: maen-emo «ماهی من». صفت بعد از موصوف قرار می‌گیرد. تغییرات آوایی: گرایش زیادی به تبدیل /r/ به /l/ وجود دارد: zele «زیر»، le «رویِ»، leta «ریختن». گروه‌های صامتی قدیم مانند ft و xt به سوی ساده شدن پیش رفته‌اند: xata «خفتن» فارسی میانه xwaftan، sota «سوختن» gota «گفتن»؛ همچنین nd فارسی میانه به d تبدیل می‌شود: xada «خواندن». /h/ در موقعیت میان مصوتی می‌افتد: nada «نهادن». ضمایر اشاره: o/e «این»، on «آن»/ on «این‌ها» oniy «آن‌ها». از ویژگی‌های خنجی قرار گرفتن حروف اضافه قبل از ضمایر شخصی آزاد و بعد از ضمایر شخصی پیوسته است. ضمیر فاعلی هنگام صرف فعل لازم بعد از ستاک ماضی است. برخی از واژگان خنجی: teke «تویِ»، pose «پسر»، te «تویِ»، pered «پریروز»، xeleda «خریدن»، borda «بُردن»، va «با/به وسیله» و tahte «کنار».
خَنجی <br>از گویش‌های ایرانی جنوب غربی که در شهرستان خنج واقع در جنوب غرب ایران بدان سخن می‌گویند و به گراشی، اِوَزی، بَستکی و لاری نزدیک است. مضاف قبل از مضاف‌الیه قرار می‌گیرد با نشانه (-e) و در اسامی مصوت پایانی، -ye: مانند xuna-yemo «خانه من»، اگر مضاف به -e یا -i ختم شود. نشانه‌اش -ne خواهد بود: maen-emo «ماهی من». صفت بعد از موصوف قرار می‌گیرد. تغییرات آوایی: گرایش زیادی به تبدیل /r/ به /l/ وجود دارد: zele «زیر»، le «رویِ»، leta «ریختن». گروه‌های صامتی قدیم مانند ft و xt به سوی ساده شدن پیش رفته‌اند: xata «خفتن» فارسی میانه xwaftan، sota «سوختن» gota «گفتن»؛ همچنین nd فارسی میانه به d تبدیل می‌شود: xada «خواندن». /h/ در موقعیت میان مصوتی می‌افتد: nada «نهادن». ضمایر اشاره: o/e «این»، on «آن»/ on «این‌ها» oniy «آن‌ها». از ویژگی‌های خنجی قرار گرفتن حروف اضافه قبل از ضمایر شخصی آزاد و بعد از ضمایر شخصی پیوسته است. ضمیر فاعلی هنگام صرف فعل لازم بعد از ستاک ماضی است. برخی از واژگان خنجی: teke «تویِ»، pose «پسر»، te «تویِ»، pered «پریروز»، xeleda «خریدن»، borda «بُردن»، va «با/به وسیله» و tahte «کنار».


<br /><!--42182100-->
<br /><!--42182100-->
[[رده:زبان شناسی و ترجمه]]
[[رده:زبان شناسی و ترجمه]]
[[رده:زبان ها و گویش های ایران فرهنگی]]
[[رده:زبان ها و گویش های ایران فرهنگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۳۷

خَنجی
از گویش‌های ایرانی جنوب غربی که در شهرستان خنج واقع در جنوب غرب ایران بدان سخن می‌گویند و به گراشی، اِوَزی، بَستکی و لاری نزدیک است. مضاف قبل از مضاف‌الیه قرار می‌گیرد با نشانه (-e) و در اسامی مصوت پایانی، -ye: مانند xuna-yemo «خانه من»، اگر مضاف به -e یا -i ختم شود. نشانه‌اش -ne خواهد بود: maen-emo «ماهی من». صفت بعد از موصوف قرار می‌گیرد. تغییرات آوایی: گرایش زیادی به تبدیل /r/ به /l/ وجود دارد: zele «زیر»، le «رویِ»، leta «ریختن». گروه‌های صامتی قدیم مانند ft و xt به سوی ساده شدن پیش رفته‌اند: xata «خفتن» فارسی میانه xwaftan، sota «سوختن» gota «گفتن»؛ همچنین nd فارسی میانه به d تبدیل می‌شود: xada «خواندن». /h/ در موقعیت میان مصوتی می‌افتد: nada «نهادن». ضمایر اشاره: o/e «این»، on «آن»/ on «این‌ها» oniy «آن‌ها». از ویژگی‌های خنجی قرار گرفتن حروف اضافه قبل از ضمایر شخصی آزاد و بعد از ضمایر شخصی پیوسته است. ضمیر فاعلی هنگام صرف فعل لازم بعد از ستاک ماضی است. برخی از واژگان خنجی: teke «تویِ»، pose «پسر»، te «تویِ»، pered «پریروز»، xeleda «خریدن»، borda «بُردن»، va «با/به وسیله» و tahte «کنار».