مختار ثقفی (۱ـ کوفه ۶۷ ق): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی
(جایگزینی متن - '\\3' به '<!--3')
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳: خط ۳:
[[File:38195900.jpg|thumb|بخشي از تابلوي يک مجلس تعزيه، اثر وايدنباخ، 1277ق]]
[[File:38195900.jpg|thumb|بخشي از تابلوي يک مجلس تعزيه، اثر وايدنباخ، 1277ق]]


(ابواسحاق مختار بن ابی عُبید بن مسعود ثقفی؛ ملقب به کیسان) رهبر قیام علیه مسببّین واقعۀ کربلا، مؤسس مذهب کیسانیه. از مردم طائف بود و در زمان خلافت عمر بن خَطّاب همراه پدر به مدینه رفت. پس از کشته‌شدن عثمان به جمع شیعیان علی (ع) پیوست و در دوران خلافت آن حضرت در عراق به‌سر می‌برد. زمانی‌که مسلم بن عقیل در ۵۹‌ق به کوفه آمد، در منزل مختار اقامت گزید. ولی هنگامی‌که ابن زیاد مسلم را دستگیر و به شهادت رساند، او در کوفه نبود. چون وارد کوفه شد به‌دستور عبیدالله بن زیاد دستگیر شد و در تمام مدتی که حادثه کربلا رخ داد در زندان به‌سر می‌برد تا این‌که به وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و به طائف تبعید گردید و یک سال در آن‌جا سکونت کرد. در آن زمان عبدالله بن زُبیر حاکم مکه بود. پس از بازگشت مختار به مکّه، ابن زبیر او را دعوت به همکاری کرد. مختار با گرفتن تعهد مبنی‌بر این‌که وی در کارها او را شریک خود قرار دهد، با او هم‌پیمان شد. در جریان محاصرۀ مکه توسط سپاه اموی، مختار به‌شدت دفاع کرد. پس از پایان محاصره، مختار از سوی عبدالله بن زبیر به کوفه روانه شد تا مردم را به اطاعت وی فراخواند. در این زمان کوفه به‌دست طرفداران عبدالله بن زبیر افتاده بود. ورود مختار به کوفه همزمان با آمادگی توّابین برای خروج از شهر بود. پس از خروج توابین از شهر، قاتلین امام حسین (ع) که از ناحیۀ مختار به‌شدت هراس داشتند، حاکم زبیری کوفه را وادار کردند تا مختار را زندانی کند. مختار دوباره زندانی شد امّا پس از مدتی با وساطت عبدالله بن عمر نزد ابن زبیر آزاد گردید. مختار پنهانی مشغول آماده‌کردن مقدمات قیام خود بود. او شیعیان و بازماندگان توابین را دور خود جمع کرد و خویشتن را نایب و نمایندۀ محمد حنفیه، فرزند امام علی (ع)، معرّفی کرد و مردم را به‌جای عبدالله زبیر به امامت او دعوت نمود. وقتی جمعی از شیعیان از محمد حنفیه دربارۀ مختار پرسیدند وی پاسخ داد که خداوند به‌وسیلۀ هرکس از بندگان خود که می‌خواهد، انتقام ما را می‌گیرد. این گفته به‌مثابه تأیید مختار تلقی شد و در تقویت موضع مختار مؤثر افتاد. مختار توانست ابراهیم فرزند مالک اشتر را نیز به‌سوی خود جلب کند. وی جمع کثیری در حدود ۱۷هزار نفر را دور خود جمع کرد و به یاری آن‌ها بر والی زبیری کوفه، عبدالله بن مطیع، شورید و بر کوفه و سپس بر موصل تسلط یافت (۶۶ق). مختار مأموریت اصلی خود را که کشتن قاتلین امام حسین (ع) می‌نامید، آغاز کرد. تعداد کسانی را که به‌جرم شرکت در واقعۀ کربلا به‌دست مختار و یاران او کشته شدند ۳‌‌هزار نفر تخمین زده‌اند. ازجملۀ این افراد می‌توان از عمر بن سعد، شمر بن ذی‌الجوشن، حَرمَله و خولی بن یزید نام برد که همگی در واقعۀ کربلا نقش اصلی برعهده داشتند. همچنین سپاهی را به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر به جنگ ابن زیاد گسیل داشت و او را به‌قتل رسانید و سرش را نزد محمد حنفیه و امام سجاد (ع) فرستاد. سپس سپاهی را به‌سوی مدینه روانه کرد تا این شهر را از تسلط عبدالله بن زبیر خارج سازد اما شکست خورد. مختار نامه‌ای به محمد حنفیه نوشت و در آن هدف خود از تصرف بلاد را استقرار حاکمیت وی نام برد و از او خواست تا سپاهی را به‌سوی مدینه گسیل دارد، اما محمد حنفیه با تمجید از او و نیتّش، آن را نپذیرفت. مختار مدت ۱۶ ماه امارت کرد و سرانجام در حمله‌ای سنگین از طرف زبیریان به فرماندهی مصعب بن زبیر، برادر عبدالله بن زبیر، به کوفه، شکست خورد و در حالی‌که در قصر کوفه محاصره شده بود، با جمع کثیری از یاران خود به‌قتل رسید. مختار مردی زیرک و باهوش بود و ظاهراً دعوی پیش‌گویی داشت و اگر پیش‌گویی او مطابق با واقع نبود آن را به بَداء نسبت می‌داد. وی مذهب کیسانیه (مختاریه) را با محوریت اعتقاد به بداء و امامت محمد حنفیه به‌وجود آورد که بعدها گسترش قابل توجهی پیدا کرد و به گروه‌هایی منشعب شد (← [[کیسانیه]]). اقدام مختار در خونخواهی از سیدالشهدا (ع) موجب جلب عواطف شیعیان گردید به‌گونه‌ای که گاهی هاله‌ای از افسانه دور شخصیت او را گرفت. کتاب‌هایی نیز دربارۀ او نوشته شده است که قدیم‌ترین آن کتاب ''اخبار مختار'' تألیف ابواسحاق بن محمد ثقفی کوفی ( ـ‌۲۸۳‌‌ق) است.
(ابواسحاق مختار بن ابی عُبید بن مسعود ثقفی؛ ملقب به کیسان) رهبر قیام علیه مسببّین واقعۀ کربلا، مؤسس مذهب کیسانیه. از مردم طائف بود و در زمان خلافت عمر بن خَطّاب همراه پدر به مدینه رفت. پس از کشته‌شدن عثمان به جمع شیعیان علی (ع) پیوست و در دوران خلافت آن حضرت در عراق به‌سر می‌برد. زمانی‌که مسلم بن عقیل در ۵۹‌ق به کوفه آمد، در منزل مختار اقامت گزید. ولی هنگامی‌که ابن زیاد مسلم را دستگیر و به شهادت رساند، او در کوفه نبود. چون وارد کوفه شد به‌دستور عبیدالله بن زیاد دستگیر شد و در تمام مدتی که حادثه کربلا رخ داد در زندان به‌سر می‌برد تا این‌که به وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و به طائف تبعید گردید و یک سال در آن‌جا سکونت کرد. در آن زمان عبدالله بن زُبیر حاکم مکه بود. پس از بازگشت مختار به مکه، ابن زبیر او را دعوت به همکاری کرد. مختار با گرفتن تعهد مبنی‌بر این‌که وی در کارها او را شریک خود قرار دهد، با او هم‌پیمان شد. در جریان محاصرۀ مکه توسط سپاه اموی، مختار به‌شدت دفاع کرد. پس از پایان محاصره، مختار از سوی عبدالله بن زبیر به کوفه روانه شد تا مردم را به اطاعت وی فراخواند. در این زمان کوفه به‌دست طرفداران عبدالله بن زبیر افتاده بود. ورود مختار به کوفه همزمان با آمادگی توابین برای خروج از شهر بود. پس از خروج توابین از شهر، قاتلین امام حسین (ع) که از ناحیۀ مختار به‌شدت هراس داشتند، حاکم زبیری کوفه را وادار کردند تا مختار را زندانی کند. مختار دوباره زندانی شد اما پس از مدتی با وساطت عبدالله بن عمر نزد ابن زبیر آزاد گردید. مختار پنهانی مشغول آماده‌کردن مقدمات قیام خود بود. او شیعیان و بازماندگان توابین را دور خود جمع کرد و خویشتن را نایب و نمایندۀ محمد حنفیه، فرزند امام علی (ع)، معرفی کرد و مردم را به‌جای عبدالله زبیر به امامت او دعوت نمود. وقتی جمعی از شیعیان از محمد حنفیه دربارۀ مختار پرسیدند وی پاسخ داد که خداوند به‌وسیلۀ هرکس از بندگان خود که می‌خواهد، انتقام ما را می‌گیرد. این گفته به‌مثابه تأیید مختار تلقی شد و در تقویت موضع مختار مؤثر افتاد. مختار توانست ابراهیم فرزند مالک اشتر را نیز به‌سوی خود جلب کند. وی جمع کثیری در حدود ۱۷هزار نفر را دور خود جمع کرد و به یاری آن‌ها بر والی زبیری کوفه، عبدالله بن مطیع، شورید و بر کوفه و سپس بر موصل تسلط یافت (۶۶ق). مختار مأموریت اصلی خود را که کشتن قاتلین امام حسین (ع) می‌نامید، آغاز کرد. تعداد کسانی را که به‌جرم شرکت در واقعۀ کربلا به‌دست مختار و یاران او کشته شدند ۳‌‌هزار نفر تخمین زده‌اند. ازجملۀ این افراد می‌توان از عمر بن سعد، شمر بن ذی‌الجوشن، حَرمَله و خولی بن یزید نام برد که همگی در واقعۀ کربلا نقش اصلی برعهده داشتند. همچنین سپاهی را به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر به جنگ ابن زیاد گسیل داشت و او را به‌قتل رسانید و سرش را نزد محمد حنفیه و امام سجاد (ع) فرستاد. سپس سپاهی را به‌سوی مدینه روانه کرد تا این شهر را از تسلط عبدالله بن زبیر خارج سازد اما شکست خورد. مختار نامه‌ای به محمد حنفیه نوشت و در آن هدف خود از تصرف بلاد را استقرار حاکمیت وی نام برد و از او خواست تا سپاهی را به‌سوی مدینه گسیل دارد، اما محمد حنفیه با تمجید از او و نیتش، آن را نپذیرفت. مختار مدت ۱۶ ماه امارت کرد و سرانجام در حمله‌ای سنگین از طرف زبیریان به فرماندهی مصعب بن زبیر، برادر عبدالله بن زبیر، به کوفه، شکست خورد و در حالی‌که در قصر کوفه محاصره شده بود، با جمع کثیری از یاران خود به‌قتل رسید. مختار مردی زیرک و باهوش بود و ظاهراً دعوی پیش‌گویی داشت و اگر پیش‌گویی او مطابق با واقع نبود آن را به بَداء نسبت می‌داد. وی مذهب کیسانیه (مختاریه) را با محوریت اعتقاد به بداء و امامت محمد حنفیه به‌وجود آورد که بعدها گسترش قابل توجهی پیدا کرد و به گروه‌هایی منشعب شد (← [[کیسانیه]]). اقدام مختار در خونخواهی از سیدالشهدا (ع) موجب جلب عواطف شیعیان گردید به‌گونه‌ای که گاهی هاله‌ای از افسانه دور شخصیت او را گرفت. کتاب‌هایی نیز دربارۀ او نوشته شده است که قدیم‌ترین آن کتاب ''اخبار مختار'' تألیف ابواسحاق بن محمد ثقفی کوفی ( ـ‌۲۸۳‌‌ق) است.


<br/> <!--38195900-->
<br/> <!--38195900-->


[[Category:دین اسلام]] [[Category:تاریخ اسلام – دوره های اموی و عباسی]] [[Category:تاریخ اسلام – دورۀ خلفای راشدین و صدر اسلام]]
[[Category:دین اسلام]] [[Category:تاریخ اسلام – دوره های اموی و عباسی]] [[Category:تاریخ اسلام – دورۀ خلفای راشدین و صدر اسلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۰۵

مختار ثقفی (۱ـ کوفه ۶۷‌ق)

بخشي از تابلوي يک مجلس تعزيه، اثر وايدنباخ، 1277ق

(ابواسحاق مختار بن ابی عُبید بن مسعود ثقفی؛ ملقب به کیسان) رهبر قیام علیه مسببّین واقعۀ کربلا، مؤسس مذهب کیسانیه. از مردم طائف بود و در زمان خلافت عمر بن خَطّاب همراه پدر به مدینه رفت. پس از کشته‌شدن عثمان به جمع شیعیان علی (ع) پیوست و در دوران خلافت آن حضرت در عراق به‌سر می‌برد. زمانی‌که مسلم بن عقیل در ۵۹‌ق به کوفه آمد، در منزل مختار اقامت گزید. ولی هنگامی‌که ابن زیاد مسلم را دستگیر و به شهادت رساند، او در کوفه نبود. چون وارد کوفه شد به‌دستور عبیدالله بن زیاد دستگیر شد و در تمام مدتی که حادثه کربلا رخ داد در زندان به‌سر می‌برد تا این‌که به وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و به طائف تبعید گردید و یک سال در آن‌جا سکونت کرد. در آن زمان عبدالله بن زُبیر حاکم مکه بود. پس از بازگشت مختار به مکه، ابن زبیر او را دعوت به همکاری کرد. مختار با گرفتن تعهد مبنی‌بر این‌که وی در کارها او را شریک خود قرار دهد، با او هم‌پیمان شد. در جریان محاصرۀ مکه توسط سپاه اموی، مختار به‌شدت دفاع کرد. پس از پایان محاصره، مختار از سوی عبدالله بن زبیر به کوفه روانه شد تا مردم را به اطاعت وی فراخواند. در این زمان کوفه به‌دست طرفداران عبدالله بن زبیر افتاده بود. ورود مختار به کوفه همزمان با آمادگی توابین برای خروج از شهر بود. پس از خروج توابین از شهر، قاتلین امام حسین (ع) که از ناحیۀ مختار به‌شدت هراس داشتند، حاکم زبیری کوفه را وادار کردند تا مختار را زندانی کند. مختار دوباره زندانی شد اما پس از مدتی با وساطت عبدالله بن عمر نزد ابن زبیر آزاد گردید. مختار پنهانی مشغول آماده‌کردن مقدمات قیام خود بود. او شیعیان و بازماندگان توابین را دور خود جمع کرد و خویشتن را نایب و نمایندۀ محمد حنفیه، فرزند امام علی (ع)، معرفی کرد و مردم را به‌جای عبدالله زبیر به امامت او دعوت نمود. وقتی جمعی از شیعیان از محمد حنفیه دربارۀ مختار پرسیدند وی پاسخ داد که خداوند به‌وسیلۀ هرکس از بندگان خود که می‌خواهد، انتقام ما را می‌گیرد. این گفته به‌مثابه تأیید مختار تلقی شد و در تقویت موضع مختار مؤثر افتاد. مختار توانست ابراهیم فرزند مالک اشتر را نیز به‌سوی خود جلب کند. وی جمع کثیری در حدود ۱۷هزار نفر را دور خود جمع کرد و به یاری آن‌ها بر والی زبیری کوفه، عبدالله بن مطیع، شورید و بر کوفه و سپس بر موصل تسلط یافت (۶۶ق). مختار مأموریت اصلی خود را که کشتن قاتلین امام حسین (ع) می‌نامید، آغاز کرد. تعداد کسانی را که به‌جرم شرکت در واقعۀ کربلا به‌دست مختار و یاران او کشته شدند ۳‌‌هزار نفر تخمین زده‌اند. ازجملۀ این افراد می‌توان از عمر بن سعد، شمر بن ذی‌الجوشن، حَرمَله و خولی بن یزید نام برد که همگی در واقعۀ کربلا نقش اصلی برعهده داشتند. همچنین سپاهی را به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر به جنگ ابن زیاد گسیل داشت و او را به‌قتل رسانید و سرش را نزد محمد حنفیه و امام سجاد (ع) فرستاد. سپس سپاهی را به‌سوی مدینه روانه کرد تا این شهر را از تسلط عبدالله بن زبیر خارج سازد اما شکست خورد. مختار نامه‌ای به محمد حنفیه نوشت و در آن هدف خود از تصرف بلاد را استقرار حاکمیت وی نام برد و از او خواست تا سپاهی را به‌سوی مدینه گسیل دارد، اما محمد حنفیه با تمجید از او و نیتش، آن را نپذیرفت. مختار مدت ۱۶ ماه امارت کرد و سرانجام در حمله‌ای سنگین از طرف زبیریان به فرماندهی مصعب بن زبیر، برادر عبدالله بن زبیر، به کوفه، شکست خورد و در حالی‌که در قصر کوفه محاصره شده بود، با جمع کثیری از یاران خود به‌قتل رسید. مختار مردی زیرک و باهوش بود و ظاهراً دعوی پیش‌گویی داشت و اگر پیش‌گویی او مطابق با واقع نبود آن را به بَداء نسبت می‌داد. وی مذهب کیسانیه (مختاریه) را با محوریت اعتقاد به بداء و امامت محمد حنفیه به‌وجود آورد که بعدها گسترش قابل توجهی پیدا کرد و به گروه‌هایی منشعب شد (← کیسانیه). اقدام مختار در خونخواهی از سیدالشهدا (ع) موجب جلب عواطف شیعیان گردید به‌گونه‌ای که گاهی هاله‌ای از افسانه دور شخصیت او را گرفت. کتاب‌هایی نیز دربارۀ او نوشته شده است که قدیم‌ترین آن کتاب اخبار مختار تألیف ابواسحاق بن محمد ثقفی کوفی ( ـ‌۲۸۳‌‌ق) است.