پرش به محتوا

توماس آکوئیناس قدیس: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:


توماس آکوئیناس قِدّیس (۱۲۲۵ـ۱۲۷۴م)(St Thomas Aquinas)<br /> [[File:14273400.jpg|thumb|توماس آکوئيناس قِدّيس]] {{جعبه زندگینامه
توماس آکوئیناس قِدّیس (۱۲۲۵ـ۱۲۷۴م)(St Thomas Aquinas)<br /> {{جعبه زندگینامه
|عنوان =توماس آکوییناس قدیس
|عنوان =توماس آکوییناس قدیس
|نام =Aquinas St Thomas
|نام =Aquinas St Thomas
خط ۲۷: خط ۲۷:
|پست تخصصی =
|پست تخصصی =
|باشگاه =
|باشگاه =
}}فیلسوف و متأله ایتالیایی، بزرگ‌ترین چهرۀ مکتب مدرسی<ref>scholasticism</ref>. راهبی دومینیکی بود که به «عالم ملکوتی<ref>Angelic Doctor</ref>» شهرت داشت. در ۱۸۷۹ آثار او را شالودۀ الهیات کاتولیکی شمردند. در کتاب ''علیه خطاهای کفار''<ref>''Summa Contra Gentiles''</ref> (۱۲۵۹ـ۱۲۶۴) به سود سازگاری عقل و ایمان استدلال می‌کند. آکوئیناس فلسفۀ ارسطو را در قالب تعالیم مسیحیت تشریح کرد. در ۱۳۲۳م نامش در زمرۀ قدیسان نوشته شد. کتاب ناتمامش با عنوان ''جامع‌ الهیات''<ref>''Summa Theologica'' </ref>، که نگارش آن در ۱۲۶۵م آغاز شد، به مسائلی همچون ذات خدا، اخلاق، و کار مسیح می‌پردازد. آثار او تبلور نوعی جهان‌نگری است که تا نیمۀ قرن ۱۷ در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها تعلیم داده می‌شد و مشتمل بر اندیشه‌های علمیِ مبتنی بر تفکر ارسطو است. فلسفۀ آکوئیناس توماس‌گرایی (تومیسم)<ref>Thomism</ref> نامیده می‌شود. توماس در قلعۀ روکاسکا<ref>Roccasecca </ref> به‌دنیا آمد که ملک پدرش کنتِ آکوئینو بود و در قلمرو ناپل قرار داشت. توماس در دانشگاه ناپل به تحصیل پرداخت و در آن‌جا بود که تحت تأثیر فرقۀ راهبان سائل دومینیکی قرار گرفت و، به‌رغم مخالفت خانواده‌اش، در ۱۲۴۴م به جرگۀ آنان وارد شد. سپس در کلن<ref>Cologne </ref> و پاریس در حلقۀ شاگردی فیلسوف مدرسی آلمانی، آلبرتوس ماگنوس<ref>Albertus Magnus </ref>، درآمد و در ۱۲۵۶ـ۱۲۷۲م در پاریس به‌تدریس پرداخت. آکوئیناس با مطالعه و بررسی ترجمه‌های تازۀ آثار ارسطو به لاتینی به قلم هم‌قطار دومینیکی‌اش، ویلیام موربکه‌ای<ref>William of Moerbeke </ref> (۱۲۱۵ـ۱۲۸۶)، فلسفه‌ای سنجیده به‌‌وجود آورد که غالباً نوعی ارسطوگرایی مسیحی توصیف می‌شود. او از آثار اوگوستین قدیس<ref>St Augustine </ref>، ابن سینا، ابن رشد و نوافلاطونیان نیز بهره گرفت. آکوئیناس در بحث وجود، ماهیت یک چیز را با وجودش در تقابل قرار می‌دهد، هرچند این‌ دو در خدا بر یکدیگر انطباق می‌یابند. بنابر استدلال او، نفس، نامیراست اما نمی‌تواند همیشه فاقد بدن باشد؛ از این‌رو، معاد جسمانی لازم می‌آید. آکوئیناس پنج طریق استدلال در اثبات وجود خدا عرضه کرد. نظریۀ معنای او بر تشبیه استوار است؛ مثلاً اصطلاح «حکمت الهی<ref>God’s wisdom </ref>» با تشبّه به حکمت بشری فهمیده می‌شود. آکوئیناس مدافع بزرگ رویکرد فرقۀ دومینیکی در مناقشات دو دهۀ ۱۲۴۰ و ۱۲۵۰ میان دانشگاه پاریس و فرقه‌های سائلان بود و پاپ اوربانوس چهارم<ref>Urban IV </ref> و کلمنس سوم<ref>Clement III </ref> به او ارج بسیار می‌نهادند و از مشاورت و پندهایش بهره می‌بردند. بخش اعظم دورۀ آخر زندگی‌اش به ملاقات با زمامداران و انجام وظایف کشوری گذشت. در ۱۲۷۲ دوباره برای تصدی کرسی استادی به ناپل دعوت شد و دو سال بعد پاپ گرگوریوس دهم<ref>Gregory X </ref> او را به شورای عمومی لیون<ref>General Council of Lyons </ref> فراخواند. با وجود بیماری، پذیرفت اما در ۷ مارس ۱۲۷۴م در صومعۀ سیسترسیان<ref>Cistercian </ref> فوسانوئووا<ref>Fossanuova</ref> درگذشت. <!--14273400-->
}}[[File:14273400.jpg|thumb|توماس آکوئيناس قِدّيس]]فیلسوف و متأله ایتالیایی، بزرگ‌ترین چهرۀ مکتب مدرسی<ref>scholasticism</ref>. راهبی دومینیکی بود که به «عالم ملکوتی<ref>Angelic Doctor</ref>» شهرت داشت. در ۱۸۷۹ آثار او را شالودۀ الهیات کاتولیکی شمردند. در کتاب ''علیه خطاهای کفار''<ref>''Summa Contra Gentiles''</ref> (۱۲۵۹ـ۱۲۶۴) به سود سازگاری عقل و ایمان استدلال می‌کند. آکوئیناس فلسفۀ ارسطو را در قالب تعالیم مسیحیت تشریح کرد. در ۱۳۲۳م نامش در زمرۀ قدیسان نوشته شد. کتاب ناتمامش با عنوان ''جامع‌ الهیات''<ref>''Summa Theologica'' </ref>، که نگارش آن در ۱۲۶۵م آغاز شد، به مسائلی همچون ذات خدا، اخلاق، و کار مسیح می‌پردازد. آثار او تبلور نوعی جهان‌نگری است که تا نیمۀ قرن ۱۷ در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها تعلیم داده می‌شد و مشتمل بر اندیشه‌های علمیِ مبتنی بر تفکر ارسطو است. فلسفۀ آکوئیناس توماس‌گرایی (تومیسم)<ref>Thomism</ref> نامیده می‌شود. توماس در قلعۀ روکاسکا<ref>Roccasecca </ref> به‌دنیا آمد که ملک پدرش کنتِ آکوئینو بود و در قلمرو ناپل قرار داشت. توماس در دانشگاه ناپل به تحصیل پرداخت و در آن‌جا بود که تحت تأثیر فرقۀ راهبان سائل دومینیکی قرار گرفت و، به‌رغم مخالفت خانواده‌اش، در ۱۲۴۴م به جرگۀ آنان وارد شد. سپس در کلن<ref>Cologne </ref> و پاریس در حلقۀ شاگردی فیلسوف مدرسی آلمانی، آلبرتوس ماگنوس<ref>Albertus Magnus </ref>، درآمد و در ۱۲۵۶ـ۱۲۷۲م در پاریس به‌تدریس پرداخت. آکوئیناس با مطالعه و بررسی ترجمه‌های تازۀ آثار ارسطو به لاتینی به قلم هم‌قطار دومینیکی‌اش، ویلیام موربکه‌ای<ref>William of Moerbeke </ref> (۱۲۱۵ـ۱۲۸۶)، فلسفه‌ای سنجیده به‌‌وجود آورد که غالباً نوعی ارسطوگرایی مسیحی توصیف می‌شود. او از آثار اوگوستین قدیس<ref>St Augustine </ref>، ابن سینا، ابن رشد و نوافلاطونیان نیز بهره گرفت. آکوئیناس در بحث وجود، ماهیت یک چیز را با وجودش در تقابل قرار می‌دهد، هرچند این‌ دو در خدا بر یکدیگر انطباق می‌یابند. بنابر استدلال او، نفس، نامیراست اما نمی‌تواند همیشه فاقد بدن باشد؛ از این‌رو، معاد جسمانی لازم می‌آید. آکوئیناس پنج طریق استدلال در اثبات وجود خدا عرضه کرد. نظریۀ معنای او بر تشبیه استوار است؛ مثلاً اصطلاح «حکمت الهی<ref>God’s wisdom </ref>» با تشبّه به حکمت بشری فهمیده می‌شود. آکوئیناس مدافع بزرگ رویکرد فرقۀ دومینیکی در مناقشات دو دهۀ ۱۲۴۰ و ۱۲۵۰ میان دانشگاه پاریس و فرقه‌های سائلان بود و پاپ اوربانوس چهارم<ref>Urban IV </ref> و کلمنس سوم<ref>Clement III </ref> به او ارج بسیار می‌نهادند و از مشاورت و پندهایش بهره می‌بردند. بخش اعظم دورۀ آخر زندگی‌اش به ملاقات با زمامداران و انجام وظایف کشوری گذشت. در ۱۲۷۲ دوباره برای تصدی کرسی استادی به ناپل دعوت شد و دو سال بعد پاپ گرگوریوس دهم<ref>Gregory X </ref> او را به شورای عمومی لیون<ref>General Council of Lyons </ref> فراخواند. با وجود بیماری، پذیرفت اما در ۷ مارس ۱۲۷۴م در صومعۀ سیسترسیان<ref>Cistercian </ref> فوسانوئووا<ref>Fossanuova</ref> درگذشت. <!--14273400-->




سرویراستار، ویراستار
۳۷٬۶۲۰

ویرایش