ارتش در ایران، تاریخچه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
DaneshGostar (بحث | مشارکتها) (جایگزینی متن - '\\1' به '<!--1') |
Mohammadi2 (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
ارتش در ایران، تاریخچه <br> | ارتش در ایران، تاریخچه <br> | ||
<p>ارتش واژهای جدید مأخوذ از واژۀ ارتشتار از واژۀ پهلوی ارتیشتر به معنی سپاهی و لشکری گرفته شده و آن نیز از واژۀ اوستایی رثهاشتره به معنی رزمیان اخذ شده است. در زبان فارسی میانه به فرمانده و سر گروه همۀ جنگاوران، بزرگ ارتشتاران گفته میشد، اما این لقب سابقهای کهنتر دارد و به عهد هخامنشیان بازمیگردد. </p><p>'''پیشینۀ شکلگیری ارتش در ایران'''. پیشینۀ شکلگیری ارتش در ایران به دورۀ مادها میرسد. در آن روزگار برای کشورگشایی، دفاع از سرزمین و حفظ انسجام آن، ایران نیازمند تشکیلاتی سازمانیافته بود و بدینترتیب نخستین سازمان حکومتی شکل گرفت، اما با گذشت زمان شکل و حتی نام آن تغییر یافت. کهنترین نامی که برای ارتش در کتیبههای هخامنشی در بیستون برجای مانده، اصطلاح سپاده (سپاه) است. آن گونه که از منابع یونانی و نیز کتیبهها و الواح هخامنشی برمیآید، ارتش هخامنشی بسیار سازمانیافته بوده است. نظام تقسیمبندی این ارتش دهدهی بوده و گویا تا روزگار مغول در سپاهیان آسیایی نظیر نداشته است. بالاترین قدرت نظامی هخامنشیان شش لشکر بود که با «سپاه جاویدان» هفت لشکر را تشکیل میدادند و بدینترتیب تعداد همۀ لشکرها به عدد مقدس هفت میرسید. این سپاه مرکب از ۱۰هزار نیرو بود که «سپاه آمادهباش» شاه ایران را تشکیل میدادند. بر همۀ سپاه نیز یک سپاهبد/سپهبد فرمان میراند، که یا خود شاه و یا یکی از سرداران نامی او بود. در دورۀ اشکانیان ارتش تشکیل و سازمانی جدید یافت و سوارهنظام نقش اساسی یافت و تیرانداز پارتی که بر پشت اسب در هر جهت تیر میانداخت در عهد باستان شهرت یافت. در عهد | <p>ارتش واژهای جدید مأخوذ از واژۀ ارتشتار از واژۀ پهلوی ارتیشتر به معنی سپاهی و لشکری گرفته شده و آن نیز از واژۀ اوستایی رثهاشتره به معنی رزمیان اخذ شده است. در زبان فارسی میانه به فرمانده و سر گروه همۀ جنگاوران، بزرگ ارتشتاران گفته میشد، اما این لقب سابقهای کهنتر دارد و به عهد [[هخامنشیان]] بازمیگردد. </p><p>'''پیشینۀ شکلگیری ارتش در ایران'''. پیشینۀ شکلگیری ارتش در ایران به دورۀ مادها میرسد. در آن روزگار برای کشورگشایی، دفاع از سرزمین و حفظ انسجام آن، ایران نیازمند تشکیلاتی سازمانیافته بود و بدینترتیب نخستین سازمان حکومتی شکل گرفت، اما با گذشت زمان شکل و حتی نام آن تغییر یافت. کهنترین نامی که برای ارتش در کتیبههای هخامنشی در بیستون برجای مانده، اصطلاح سپاده (سپاه) است. آن گونه که از منابع یونانی و نیز کتیبهها و الواح هخامنشی برمیآید، ارتش هخامنشی بسیار سازمانیافته بوده است. نظام تقسیمبندی این ارتش دهدهی بوده و گویا تا روزگار مغول در سپاهیان آسیایی نظیر نداشته است. بالاترین قدرت نظامی هخامنشیان شش لشکر بود که با «سپاه جاویدان» هفت لشکر را تشکیل میدادند و بدینترتیب تعداد همۀ لشکرها به عدد مقدس هفت میرسید. این سپاه مرکب از ۱۰هزار نیرو بود که «سپاه آمادهباش» شاه ایران را تشکیل میدادند. بر همۀ سپاه نیز یک سپاهبد/سپهبد فرمان میراند، که یا خود شاه و یا یکی از سرداران نامی او بود. در دورۀ [[اشکانیان]] ارتش تشکیل و سازمانی جدید یافت و سوارهنظام نقش اساسی یافت و تیرانداز پارتی که بر پشت اسب در هر جهت تیر میانداخت در عهد باستان شهرت یافت. در عهد [[ساسانیان|ساسانی]]، سوارهنظام سنگین اسلحه پدید آمد که سراسر بدن خود را با جوشن میپوشاند. این شیوه بعدها در [[قرون وسطا]] در اروپا منشأ پیدایش شیوۀ جنگیدن شوالیهها شد. در دوران اسلامی، ارتش بیشتر از افراد ایلات و عشایر تشکیل میشد و سازمان و شیوۀ جنگیدن آن همان شیوۀ صحرانوردان آسیای مرکزی بود. </p><p>'''ارتش در مفهوم امروزی آن'''. حدوداً تأسیس آن به زمان [[عباس میرزا قاجار]] و در نتیجۀ شکست [[ایران]] از [[روسیه]] بازمیگردد. در دورۀ عباس میرزا ارتش محور و از ارکان اصلی حکومت تلقی میشد و سهم بسزایی در بیداری ایرانیان داشت. پیش از عهد [[قاجاریه، سلسله|قاجاریه]]، به جهت تکوین و پیدایش ارتش قدرتمند در ایران، دو دوره قابل بررسی است؛ ظهور [[نادرشاه افشار]] در عرصۀ سیاسی، و دورۀ ۳۰سالۀ سلطنت [[کریم خان زند|کریمخان زند]]. به قدرت رسیدن نادرشاه سبب شد که ارتش پراکندۀ ایران گرد او جمع شوند و در اندک زمانی ارتش ایران به چنان نیرویی دست یافت که جهان را متوجه خود کرد؛ اردوکش و فتح [[هندوستان]] در ۱۱۵۱ق از شاهکارهای نظامی نادرشاه و از غرورانگیزترین فتوحات ایرانیان دانسته شده است. اما عمدۀ نیروی ارتش در دورۀ سلطنت کریمخان زند صرف فرونشاندن فتنههای داخلی شد. در سلطنت [[آقا محمدخان قاجار|آقامحمدخان قاجار]]، ایران صاحب ارتش منظم و مجهزی نبود. در دورۀ [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] ارتش ایران وضعیت متفاوتی به خود گرفت و با کوشش [[امیرکبیر]] همۀ آنچه را که پیشینیان وی باید انجام میدادند به نحو شایستهای متحقق شد. نخستین و بنیادیترین وظیفهای که از سوی دولت در دورۀ [[رضاشاه پهلوی (آلاشت ۱۲۵۷ـ ژوهانسبورگ ۱۳۲۳ش)|رضاشاه]] انجام گرفت، تأسیس ارتشی براساس خدمت نظام همگانی و اجباری بود. تصمیم رضاشاه برای تحقق این برنامه، مهمترین جاذبۀ حکومت او برای [[ناسیونالیسم]] ایرانی بهشمار میرود. در دورۀ [[پهلوی، سلسله (۱۳۰۴ـ۱۳۵۷ش)|پهلوی]] لقب بزرگ ارتشتاران برای فرماندهی سه نیروی مسلح کشور ایران بهکار رفت. فرماندۀ کل این سه نیرو در آن دوره [[محمدرضا شاه پهلوی (۱۲۹۸ـ۱۳۵۹ش)|محمدرضا شاه پهلوی]] بود. این لقب پس از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] در ۱۳۵۷ش به «فرمانده کل قوا» تغییر نام یافت. به طور کلی، به تشکیلات و امکانات نظامی یک کشور ارتش میگویند، که معمولاً به سه نیروی زمینی، [[نیروی هوایی|هوایی]] و دریایی تقسیمبندی میشود. غالباً در ارتش دو گروه خدمت میکنند؛ کسانی که برای گذراندن دورۀ سربازی وارد ارتش میشوند و وظیفه نام دارند، و کسانی که به استخدام رسمی یا پیمانی ارتش درمیآیند و کادر نامیده میشوند. هماکنون در [[ایران، جمهوری اسلامی|جمهوری اسلامی ایران]]، علاوه بر ارتش در معنای امروزی آن، [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] و [[بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|بسیج]] نیز به مثابۀ نیروهای مکمل ارتش و نیروهای پاسدار نظام انجاموظیفه میکنند.</p> | ||
<br><!--11177000--> | <br><!--11177000--> | ||
[[رده:امور نظامی و نظامی گری]] | [[رده:امور نظامی و نظامی گری]] | ||
[[رده:اشخاص نظامی قرن 19 و20، سازمان ها و گروه ها]] | [[رده:اشخاص نظامی قرن 19 و20، سازمان ها و گروه ها]] | ||