پرش به محتوا

اسا د کئیروش، ژوزه ماریا د: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:11224900.jpg|بندانگشتی|اسا د کییروش]]
اِسا دِ کِئیروش، ژوزه ماریا د (۱۸۴۵ـ۱۹۰۰)(Eca de Queros, Jose Maria de)
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
|عنوان =ژوزه ماریا د اسا د کییروش  
|عنوان =ژوزه ماریا د اسا د کییروش  
خط ۲۱: خط ۱۸:
|سمت =
|سمت =
|جوایز و افتخارات =
|جوایز و افتخارات =
|آثار =گناه پدر آمارو
|آثار =خانوادۀ مایا (۱۸۸۸)؛ گناه پدرْ آمارو (۱۸۷۵)؛ پسرعمو بازیلیو (۱۸۷۸)
|خویشاوندان سرشناس =
|خویشاوندان سرشناس =
|گروه مقاله =ادبیات غرب
|گروه مقاله =ادبیات غرب
خط ۲۹: خط ۲۶:
|پست تخصصی =
|پست تخصصی =
|باشگاه =
|باشگاه =
}}رُمان‌نویس مطرح پرتغالی. در رشتۀ حقوق تحصیل کرد و از ۱۸۷۲ در کنسولگری‌های کشورش در کوبا و انگلستان به‌کار پرداخت. در ۱۸۸۸ به پاریس اعزام شد و اقامتش در این شهر تا مرگ او به‌درازا کشید. در ادبیات کارش را با نگارش مقالات و داستان‌های کوتاه آغاز کرد که لحنی کنایی و فضایی وهم‌انگیز داشتند. از زمانی که به روشنفکران پرتغالیِ طرفدار اصطلاحات هنری و اجتماعی پیوست، به واقع‌گرایی روی آورد. پُرآوازه‌ترین رمان‌هایش را در دورۀ کنسولی خود نوشت و در آن‌ها سیاهی‌های زندگی پرتغالی را بازتاب داد. ازجمله رمان‌های اوست: ''خانوادۀ مایا''<ref>''The Maias''
}}[[پرونده:11224900.jpg|بندانگشتی|اسا د کییروش]]
اِسا دِ کِئیروش، ژوزه ماریا د (۱۸۴۵ـ۱۹۰۰م)(Eca de Queros, Jose Maria de)
 
رمان‌نویس مطرح پرتغالی. در رشتۀ حقوق تحصیل کرد و از ۱۸۷۲م در کنسولگری‌های کشورش در [[کوبا]] و [[انگلستان]] به‌کار پرداخت. در ۱۸۸۸ به [[پاریس، شهر|پاریس]] اعزام شد و اقامتش در این شهر تا مرگ او به درازا کشید. در ادبیات کارش را با نگارش مقالات و داستان‌های کوتاه آغاز کرد که لحنی کنایی و فضایی وهم‌انگیز داشتند. از زمانی که به روشنفکران پرتغالیِ طرفدار اصطلاحات هنری و اجتماعی پیوست، به واقع‌گرایی روی آورد. پُرآوازه‌ترین رمان‌هایش را در دورۀ کنسولی خود نوشت و در آن‌ها سیاهی‌های زندگی پرتغالی را بازتاب داد. ازجمله رمان‌های اوست: ''خانوادۀ مایا''<ref>''The Maias''
</ref> (۱۸۸۸) که قصۀ انحطاط جامعۀ اشراف پرتغال است و شاهکار او به‌شمار می‌رود؛ ''گناه پدرْ آمارو''<ref>''The sin of Father Amaro''
</ref> (۱۸۸۸) که قصۀ انحطاط جامعۀ اشراف پرتغال است و شاهکار او به‌شمار می‌رود؛ ''گناه پدرْ آمارو''<ref>''The sin of Father Amaro''
</ref> (۱۸۷۵)؛ ''پسرعمو بازیلیو''<ref>''Cousin Bazilio''</ref> (۱۸۷۸).
</ref> (۱۸۷۵)؛ ''پسرعمو بازیلیو''<ref>''Cousin Bazilio''</ref> (۱۸۷۸).
سرویراستار، ویراستار
۳۷٬۶۲۰

ویرایش