زن خوب سچوآن (کتاب): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
'''بررسی و تحلیل نمایشنامه''' | |||
''زن خوب سچوآن''، اگرچه از لحاظ فرم با اکثر آثار معروف برشت متفاوت است، اما میتوان گفت تا حدود زیادی مظهر تفکرات اوست. مضمون نمایشنامه را میتوان به سادگی بیان کرد: هیچ کس در شرایط کنونیِ حاکم بر جهان نمیتواند پاک باشد. در این نمایشنامه نویسنده با استفاده از داستانی افسانهوار و جذاب یکی از مهمترین دغدغههای اجتماعی خود را نشان داده است. در ''زن خوب سچوان'' برشت برای این کار از دو حربه استفاده کرده است؛ یکی روایت افسانهای و کاراکتر مضحک خدایانی که در جستوجوی یک انسان خوب به روی زمین آمدهاند و دیگر با استفاده از یک تکنیک نمایشی. البته نحوۀ پرداخت اغراقآمیز او هم شدیداً در ایجاد این فاصله مؤثر است. او در این نمایشنامه کمتر دغدغۀ شخصیتپردازی دارد. درک موضوع مورد نظر نویسنده بسیار آسان است و نیاز به هیچ کوشش فکری ندارد. برشت میتواند بگوید که خواننده قرار نیست برای پیدا کردن مضمون تلاش کند، بلکه باید دربارۀ آن فکر کند. اما مضمون مورد نظر او، لااقل در این نمایشنامه، چنان بدیهی است (یا او چنان آن را بدیهی نشان میدهد) که تماشاگر تنها میتواند به همان نتیجۀ موردنظر نویسنده برسد. ''زن خوب سچوان'' از استحکام کمنظیری برخوردار است. ساختمان آن انعطافپذیر ولی عاری از سستی است. شعر و آوازهای میانپردهای با آهنگی بسیار شاد در طی نمایشنامه جای داده شده است. شخصیتهای این تمثیل بسیار جاندار و ملموسند. بر کل اثر، طنینی شاعرانه مستولی است؛ شعری زلال و سرشار از رأفت و مهربانی که، در عین حال، مانع از هزل نیشدار و نگاه انتقادی تند شاعر نمیشود. شخصیت شن - ته در آثار نمایشی برشت یگانه است. بدون تردید، این شخصیت برای نویسنده نوعی جاذبه رمانتیک دارد؛ ولیکن به نظر او، این روسپی مخصوصاً افشاگر حالت ازخودبیگانگی است که نظام اجتماعی سرکوبگر بر افراد مورد بهرهکشی خود تحمیل میکند. البته شن - ته از این افراد نیست. حرفۀ او فقط نوعی ستیزهجویی با انتخاب عادی و قوانین اخلاقی است، وگرنه او نه وقاحت همکاران خود را دارد و نه خشونت و بیاحساسی آنها را. او برای ابراز خشونت و بیرحمی نقاب به چهره میزند، برای اینکه از غرق شدن کامل در یک خباثت اجتنابناپذیر و الزامی به دور نماند. و اگر سرانجام میپذیرد که جز خلاف سیمای واقعی خود را به مردم نشان ندهد، صرفاً به سبب عشق به کودکی است که در شکم دارد و برای حفظ سلامت اوست. اگر عشق، که آزادی ناممکنی است، قهرمانان برشت را در حالتی ضعيف و خلع سلاح شده، تسلیم همۀ نادرستیها و خیانتهای این دنیای اسیر پول میکند، عشق مادری، برعکس، خمیرمایۀ طغیان است. مادر شجاع است و حیله و نیرنگ نیز میداند و میتواند برای خودش سلاحی از فساد بسازد و در سنگر مبارزه مستقر میشود تا هم از فرزندش حمایت کند و هم برای از جهان آینده سهمی مهیا کند. شن ـ ته شاهد است که زیستن در این دنیا، آنگونه که هست، مشکل، دردناک و ناممکن است. آیا شن - ته تبدیل به شویی - تا خواهد شد یا، با حفظ شخصیت خود، در نکبت و فلاکت فرو خواهد رفت؟ نتیجهگیری پایان نمایشنامه که یکی از بازیگران آن را خطاب به تماشاگر میخواند مفر را نشان میدهد، تنها مفر ممکن: «راه حقیقی نجات از بدبختی/ این خود شمایید که باید آن را بیابید.» | |||
---- | ---- | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۹: | ||
[[رده:تئاتر]] | [[رده:تئاتر]] | ||
[[رده:جهان – آثار، رویدادها، اماکن]] | [[رده:جهان – آثار، رویدادها، اماکن]] | ||
<references /> | |||