اتوبوسی به نام هوس (نمایشنامه): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
'''بررسی نمایشنامه''' | '''بررسی نمایشنامه''' | ||
زنی به نام بلانش دوبوا/ Blanche DuBois، دليل وجود نمایشنامه است. او که بازسازی شخصیت خاص ویلیامز است، بسط و پرورش لوکرتیا کالینز/ Collins در ''تصویر یک مادونا/ Portrait of a Madonna'' است. اما ويليامز دو تغییر عمده ایجاد میکند: بلانش با زیبایی و ظرافت طبع و رخوت برازندهاش دارای جاذبهای انکارناپذیر است؛ بهعلاوه، به محض ورود به صحنه، تجسم زندۀ جنوب میشود. بنابراین درام در سطحی جسمانی و استعاری جریان مییابد -که همین توجیهکنندۀ نمادهای اکسپرسیونیستی است که رنگها در آن به هم میآمیزد (رنگ سفید با قهرمان ماجرا عجین است) و سروصداها (لوكوموتيو وابسته به استنلی/ Stanley) و موسیقی (در برابر جاز بیرون، وارسوويانا/ Varsouviana قرار دارد، پولکای/ Polka دلتنگیآوری که خودکشی شوهر بلانش را به یاد او میآورد). در این نمایشنامه، مبارزۀ نومیدانۀ بلانش فراموشناشدنی است؛ مبارزهای که در آن میکوشد تا از دور باطلی که خردش میکند نجات یابد: وحشت از مرگ او را به ارضای هوس میکشاند که ناگزیر به مرگ منتهی میشود، همانگونه که مسیرِ نمادین، تجسمبخشِ «سوار شدن به تراموایی به نام هوس و تعویض آن برای سوار شدن به تراموایی با نام گورستان» است. چهرهٔ زیبای جنوب، در این اثر، به حد اسطوره میرسد و استعلایی تراژیک به نمایشنامه میبخشد. سرانجام اینکه ویلیامز، به شکلی بینظیر در تئاتر آمریکا، قدرت گفتوشنودها را با تغزل تکگوییهای پرشکوه درمیآمیزد و همیشه، به شیوهای شکسپیری که منجر به روشن شدن روانی ماجرا میشود، همدلی متعادل تماشاگر را نسبت به قهرمان خود برقرار میکند. | زنی به نام بلانش دوبوا/ Blanche DuBois، دليل وجود نمایشنامه است. او که بازسازی شخصیت خاص ویلیامز است، بسط و پرورش لوکرتیا کالینز/ Collins در ''تصویر یک مادونا/ Portrait of a Madonna'' است. اما ويليامز دو تغییر عمده ایجاد میکند: بلانش با زیبایی و ظرافت طبع و رخوت برازندهاش دارای جاذبهای انکارناپذیر است؛ بهعلاوه، به محض ورود به صحنه، تجسم زندۀ جنوب میشود. بنابراین درام در سطحی جسمانی و استعاری جریان مییابد -که همین توجیهکنندۀ نمادهای اکسپرسیونیستی است که رنگها در آن به هم میآمیزد (رنگ سفید با قهرمان ماجرا عجین است) و سروصداها (لوكوموتيو وابسته به استنلی/ Stanley) و موسیقی (در برابر جاز بیرون، وارسوويانا/ Varsouviana قرار دارد، پولکای/ Polka دلتنگیآوری که خودکشی شوهر بلانش را به یاد او میآورد). در این نمایشنامه، مبارزۀ نومیدانۀ بلانش فراموشناشدنی است؛ مبارزهای که در آن میکوشد تا از دور باطلی که خردش میکند نجات یابد: وحشت از مرگ او را به ارضای هوس میکشاند که ناگزیر به مرگ منتهی میشود، همانگونه که مسیرِ نمادین، تجسمبخشِ «سوار شدن به تراموایی به نام هوس و تعویض آن برای سوار شدن به تراموایی با نام گورستان» است. چهرهٔ زیبای جنوب، در این اثر، به حد اسطوره میرسد و استعلایی تراژیک به نمایشنامه میبخشد. سرانجام اینکه ویلیامز، به شکلی بینظیر در تئاتر آمریکا، قدرت گفتوشنودها را با تغزل تکگوییهای پرشکوه درمیآمیزد و همیشه، به شیوهای شکسپیری که منجر به روشن شدن روانی ماجرا میشود، همدلی متعادل تماشاگر را نسبت به قهرمان خود برقرار میکند. | ||